Home تاریخ از کوروش تا دیوار ندبه؛ نیمه‌‌ی روشن و نیمه‌‌ی تاریک رابطه ایرانیان و...

از کوروش تا دیوار ندبه؛ نیمه‌‌ی روشن و نیمه‌‌ی تاریک رابطه ایرانیان و یهودیان و بررسی تاریخی- فرهنگی یک دوپارگی

در تورات، وصایای عهد عتیق، آمده که کوروش در بابل فرمان به آزادی ادیان و رها کردن اسیران یهودی داد

دکتر محمد طباطبایی – رابطه میان ایرانیان و یهودیان، تاریخی پرفراز و نشیب دارد که در لایه‌های پیچیده‌ای از فرهنگ، دین، سیاست و روان جمعی نهفته است. این رابطه در عین حال که آکنده از احترام تاریخی، همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری‌های مهم بوده، گاه نیز با سوء‌ ظن، تحقیر، حسادت و حتی خصومت همراه شده است. پرسش کلیدی اینجاست: چرا جامعه ایران از یکسو نگاه تحسین‌آمیز و حتی غرورآفرین نسبت به نقش خود در تاریخ قوم یهود، به‌ ویژه رهایی آنان به دست کوروش بزرگ دارد، و از سوی دیگر عباراتی مانند «جهود» یا «یعقوب جهود» را در گفتار عامیانه خود همچنان با بار تحقیرآمیز تکرار می‌کند؟ ریشه این دوگانگی کجاست؟

ریشه این عبارات در کدام لایه‌های تاریخی و روانی نهفته است که به صورت یک «کهن‌الگو» فراتر از تجربه شخصی، در ناخودآگاه جمعی افراد جاری شده‌اند؟ گویی نوعی یهودستیزی، مانند سایه‌ای در ضمیر ناخودآگاه ما زیست می‌کند؛ بخشی تاریک از روان فردی و جمعی که با آن مواجه نمی‌شویم و به آن برچسب می‌زنیم، بدون آنکه آن را بشناسیم.

از منظر روانکاوی تحلیلی کارل گوستاو یونگ، بخشی از رفتارهای فرهنگی ما تحت تأثیر «ناخودآگاه جمعی» است؛ لایه‌ای از ذهن که تجربیات و باورهای نسل‌ها در آن نهفته است. در این سطح، «کهن‌الگوها» (Archetypes) و مفاهیم نمادینی وجود دارند که بر نگرش‌ها و رفتارهای ما تأثیر می‌گذارند، حتی اگر آگاهانه از آنها بی‌خبر باشیم.

برای نمونه، اسطوره آسکلپیوس فرزند آپولون خدای شفابخش یونان که عصای معروفش با دو مار در هم‌تنیده شناخته می‌شود، نمادی است از باززایی (با الهام از پوست‌اندازی مار)، ملایمت، بینش و درمان‌ (از طریق زهر). نمادی که امروزه در علم پزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اینگونه کهن‌الگوها در طول زمان، درون ناخودآگاه جمعی بشر تثبیت شده‌اند و فهم ریشه‌های آنها برای همگان آشکار نیست.

یهودستیزی نیز می‌تواند یکی از این «سایه‌ها» باشد: یک تمایل ناخودآگاه برای فرافکنی احساسات سرکوب‌شده بر یک گروه «بیگانه»، مانند حسادت، نفرت، ترس یا خشم. چنانچه نخواهیم با سایه‌های خود روبرو شویم، آنها به شکل فرافکنی، کابوس‌های تکرارشونده یا رفتارهای بیمارگونه ظاهر می‌شوند. شناخت این بخش از روان، به ما کمک می‌کند تا صفات و تمایلات سرکوب‌شده را بشناسیم و با آنها آگاهانه برخورد کنیم و مسالمت‌آمیز کنار بیاییم. در این میان، اگر دریابیم که نسبت به قوم یهود، نوعی رفتار دوگانه در ناخودآگاه ما وجود دارد، ضرورت شناخت این پدیده نمایان‌تر می‌شود.

ریشه های فرهنگی و تاریخی

برای درک عمیق‌تر این دوگانگی، باید نخست با پیشینه فرهنگی و تاریخی قوم یهود و پیوند آنها با سرزمین فلسطین آشنا شویم. اولین ساکنان شناخته‌شده این سرزمین قوم «فیلیستی» بودند که هیچ پیوندی با ادیان ابراهیمی نداشتند. بر اساس متون مقدس، سام، فرزند نوح، اجداد یهودیان و سایر اقوام سامی، نخستین مهاجران به این سرزمین بوده‌اند. گفته می‌شود که خداوند این سرزمین را به ابراهیم و نسل او عطا کرد و آن را «سرزمین موعود» نامیدند.

اصطلاح «بنی‌ اسرائیل» به‌ معنای فرزندان اسرائیل (لقب یعقوب) است و ریشه آن در زبان عبری به معنای «بنده خدا» می‌باشد. تمایز فرهنگی قوم یهود یکی از عوامل تاریخی در ایجاد تنش با دیگر اقوام بوده است. یکی از ویژگی‌های منحصر به‌ فرد یهودیت، قومی بودن آن است و یهودیان خود را «قوم برگزیده» می‌دانستند. برخلاف اسلام یا مسیحیت، یهودیت دین بسته و قومی بوده و تبلیغی نیست؛  یک فرد یهودی‌زاده نمی‌شود مگر از مادری یهودی.

این ویژگی، در بسیاری از جوامع، نوعی احساس «برتری‌طلبی» یا «طرد دیگران» را القا کرده است. این ساختار بسته و احساس برتری درطول تاریخ، زمینه‌ساز حسادت و خشم سایر اقوام شد. بدین ترتیب می‌توان گفت که یکی از عوامل کاشتن بذرهای تاریخی دشمنی با یهودیان بدین علت بوده است. چنانکه در مصر باستان، و سپس در اسکندریه، این انزواطلبی اجتماعی منجر به خشم و ستیز علیه آنها گردید. یهودیان نه تنها در بسیاری از موارد در تجارت، علم و ساختار اقتصادی نیز موفق‌تر عمل می‌کردند، بلکه در فرهنگ میزبان حل نمی‌شدند؛ و همین امر، زمینه‌ساز حسادت و دشمنی‌های بیشتری می‌شد.

آزادی توسط کوروش هخامنشی به عنوان منجی

از نکات مهم و ارزشمند در رابطه یهودیان با کوروش هخامنشی را می‌توان در شکست بابلیان در مقابل کورش هخامنشی (۵۳۸ ق. م.) جستجو کرد که با آزاد کردن یهودیان شرایط را برای بازگشت آنها به معبد اورشلیم (سرزمین صلح) فراهم آورد. و بدین جهت کوروش هخامنشی در متون مقدس یهودیان به عنوان منجی یهودیان یاد شده است. پس از گذشت این دوران باشکوه و ارزشمند برای یهودیان و قدردانی از دادخواهی فرهنگ ایرانزمین در حدود ۳۰۰ قبل از میلاد یونانیان بر فلسطین سلطه گرفتند و سعی در تحمیل فرهنگ خود بر آنها داشتند. این دوران پس از پیروزی یهودیان بر یونانیان  به پایان رسید که به عید حنوکا (جشن روشنایی) معروف است.

این نشیب و فرازهای فضای اجتماعی در قرن اول میلادی همچنان ادامه یافت. در دوران سلطه رومیان، یهودیان به پیشرفت‌هایی در اقتصاد، علوم و تجارت دست یافتند. اما تمایزات مذهبی و فرهنگی آنها، مانند عدم کار در روز شبات یا پرهیز از پرستش امپراتور، موجب برانگیختن خشم دیگر اقوام شد. آنان گاه متهم به خیانت، خون‌آشامی و عامل شکست‌های نظامی دیگر اقوام می‌شدند. این اتهامات در قرون وسطا به اوج رسیدند و با «تهمت خون» شناخته شدند.

با ظهور عیسی، که خود نیز یهودی بود و ادعای مسیحا بودن داشت، شکاف جدیدی در جامعه پدیدار شد. بسیاری از یهودیان او را نپذیرفتند و تنها اقلیتی به او ایمان آوردند. و اینگونه هسته اولیه یهودیان مسیحی شکل گرفت و در طول زمان، یهودیان به‌ عنوان مسئول مرگ عیسی معرفی شدند که به افزایش یهودستیزی در جهان مسیحی دامن زد.

اسلام، اورشلیم و نزاع مقدس

با ظهور اسلام و فتح اورشلیم توسط خلیفه دوم، این شهر به کانون جدیدی برای نزاع مذهبی تبدیل شد. پس از تثبیت حکومت اسلامی در اورشلیم، مسلمانان بر آن شدند تا همچون یهودیان و مسیحیان، عبادتگاه خاص خود را در این شهر مقدس بسازند. در آن زمان، معبد حضرت داود که بنای اصلی یهودیان در اورشلیم بود، تقریباً بطور کامل ویران شده بود و تنها بخشی از دیوار آن باقی مانده بود که امروزه به نام «دیوار ندبه» یا «دیوار ناله» شناخته می‌شود.

مسلمانان، در کنار این دیوار، مسجد الاقصی را بنا کردند که به معنای «مسجد دورتر» است و صخره مقدس، مکانی شد که هر سه دین بزرگ ابراهیمی آن را مقدس می‌شمارند. مسلمانان آن را محل معراج پیامبر می‌دانند، یهودیان آن را باقیمانده معبد سلیمان، و مسیحیان آن را پیوندی با تاریخ بنی‌اسرائیل و عیسی تلقی می‌کنند. این همزمانی تقدس و نزاع، اورشلیم را به نمونه‌ای از تقاطع باورها و هویت‌ها بدل ساخته است.

تحلیل روان‌پویشی یهودستیزی

با شناخت منطقی و بدون جناح در ایجاد دشمنی با یهودیان، نه از یک علت، بلکه از مجموعه‌ای از عوامل مختلف به این شناخت دست می‌یابیم که تفاوت فرهنگی، ساختار دینی بسته، همبستگی و باورهای اعتقادی و جهان‌بینی، حسادت اقتصادی، شایعه‌سازی و رقابت سیاسی از جمله عواملی بودند که طی زمان احساسات غیرقابل کنترل همچون نفرت و حسادت را در طی ادوار مختلف در بین گروه‌ها ایجاد کرده‌اند. از دیدگاه روان‌پویشی می‌توان شکل گرفتن نفرت نسبت به یک قوم را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد. از مهمترین ابزارهای دفاعی در سیستم و ساختار روانی در برابر تعارضات درونی، انتقال نفرت به یک گروه خارجی است زیرا اغلب این احساسات نفرت و حسادت غیرقابل تحمل به نظر می‌رسند و حقارت های شخصی و درونی با انتقال به بیرون احساس کنترل و یا برتری کاذبی را در شخص و یا گروه ایجاد می‌کند. همچنین از طریق تحقیر و ستیزه‌جویی در مقابل گروه دیگری یک ارتقای خودشیفتگی به دست می‌آید و هویت شخصی و یا گروهی از طریق خصومت نسبت به دیگری تثبیت می‌گردد. و بدینصورت با ایجاد تصاویر دشمن‌سازی سعی بر آن می‌شود که حرکت‌های پوپولیستی را که با تحریک احساسات فردی و جمعی شکل می‌گیرند، در یک مسیر مشخص هدایت کند. از دیگر مکانیزم‌های کاربردی در ایجاد ثبات و کاهش اضطراب در ساختار روانی ایجاد یک مخالف ساخته خارجی بسیار آسانتر و قابل درک‌تر از و مسائل پیچیده به دیگران منتقل می‌شود. بر اساس نظریات روان‌پویشی خشم‌ها، حسادت‌ها و تعارضات به «بیگانه» منتقل می‌شوند و از رویارویی با ضعف‌های درونی جلوگیری می‌کند.

با تمام این تفاسیر می شود با الهام از تاریخ ایران و به ویژه دوران کوروش هخامنشی احترام، رواداری با اقوام و جهان‌بینی‌های دیگر را سرلوحه رفتاری خود قرار داد؛ و یا حتی می‌توان پا را فراتر گذاشت و از آن به عنوان مشقی تاریخی برای مبارزه با یهودستیزی بهره برد. کوروش با آزادسازی یهودیان نشان داد که قدرت واقعی در احترام به دگراندیشی، تنوع و حمایت از حقوق دیگران است.

این رویکرد کوروش می‌تواند نقش الگویی برای مبارزه با تعصب و جلوگیری از گسترش نفرت محسوب گردد و به عنوان الگوی رفتاری برای مردمان خاورمیانه مطرح گردد؛ در نگاهی منطقه‌ای و جهانی، این رویکرد می‌تواند به پیمان ابراهیمی منجر شود؛ پیمانی که نه تنها به سه دین ابراهیمی توجه دارد و آنها را محترم می‌شمارد، بلکه آزادی بیان، احترام به سایر ادیان و یا حتی دگراندیشی را نیز تضمین می‌کند. در چنین فضایی، نه دیگر یهودستیزی معنا دارد و نه مبارزه با پیروان ادیان دیگر از جمله مسیحیت و اسلام. فرهنگ شهادت‌طلبی نیز جایگاهی نخواهد داشت و بساط‌اش برچیده می‌گردد و قهرمانان خیالی به کتاب های داستان بازمی‌گردند.

همچنین افزایش دانش بیشتر از تاریخ و گسترش آموزش و خودآگاهی درباره همزیستی مسالمت‌آمیز ایرانیان و یهودیان در طی قرن‌ها می‌تواند راهکار خوبی برای مبارزه با یهودستیزی باشد. احیا و گسترش ارزش‌های اصیل ایرانی مانند مهربانی، ادب، احترام به انسان که در آثار ادبی بسیاری از شاعران از جمله فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی نیز منعکس شده است نیز اهمیت دارد.

گفتگوی مبتنی بر دلایل منطقی و علمی می‌توانند جایگزین تبلیغات تحریک‌آمیز گردد و باعث کاهش رفتارهای هیجانی و احساسی گردد. با چنین رویکردی، فضا برای هدایت افکار جامعه به سوی مسالمت‌ و حل مشکلات معطوف می‌گردد. در ادامه‌ی ایجاد چنین بستری می‌توان از یهودیان به عنوان بخشی از سرمایه و هویت فرهنگی جامعه ایران بهره جست. این میراث ارزشمند کوروش کبیر نشان می‌دهد که فرهنگ غنی ایرانی می‌تواند پس از قرن‌ها همچنان الگویی نه تنها برای یهودستیزی باشد بلکه همزیستی مسالمت‌آمیز، اتحاد و همبستگی ملی و هویت ایرانی را تقویت کند.

*دکتر محمد طباطبایی روانشناس، روانکاو و پژوهشگر، عضو انجمن روان‌درمانی تحلیلی آلمان

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 4 / معدل امتیاز: 4

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید