شهاب صنعیی (وبسایت نروژی نتآویسن» – بر اساس گزارش رسانههای نروژی، احتمالا در روزهای پیش رو، ایالات متحده آمریکا با میزبانی کشور نروژ نشستی در خصوص مسائل هستهای با رژیم ایران در اسلو خواهد داشت.
میدانیم که رژیم حاکم بر ایران برای رهایی از موقعیتی که پس از حمله اسرائیل در آن گرفتار شده، حاضر است تقریباً هر کاری انجام دهد. نیز میدانیم که رئیس جمهور کنونی آمریکا، دونالد ترامپ، بارها تمایل خود را برای دریافت جایزه صلح نوبل نشان داده است. در این میان سناریویی نظیر «توافقنامه اسلو۲» میتواند جاده رسیدن او به این هدف را هموارتر کند.
پرسش اصلی اما اینجاست که چنین نشستی چه منفعتی برای کشور نروژ به عنوان میزبان در بر خواهد داشت و آیا دولت نروژ منافع کوتاهمدت، مانند قراردادهای بهتر تجاری و امنیتی با آمریکا را بر اصول حقوق بشر ترجیح خواهد داد یا نه.

مردم ایران نزدیک به پنجاه سال است که علیه یک رژیم خشن، استبدادی و مذهبی که بر پایه افراطگرایی و اسلام سیاسی اداره میشود، مبارزه و اعتراض میکنند. رژیمی که بارها نشان داده برای رسیدن به اهداف خود، تمایل و توانایی صدور خشونت و ترور به داخل و خارج از مرزهای خود را نیز دارد. مردم ایران به تکرار، و بار آخر در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نشان دادهاند که خواستار یک نظام سکولار، دموکراتیک و مدرن هستند که بر پایه حقوق بشر و همزیستی، احترام و همکاریهای منطقهای و بینالمللی استوار باشد.
جهان در خلال این سالها همواره شاهد این بوده که شمار بسیاری از ایرانیان، هنگامی که به کشورهای آزاد مهاجرت میکنند و از چنگال دیکتاتوری رهایی مییابند، شکوفا شده و به شهروندانی مفید و باعث افتخار برای جوامع میزبان خود تبدیل میشوند. رئیس پارلمان نروژ، مسعود قرهخانی، تنها یکی از نمونههای بارز این مدعاست.
خود من که این سطور را مینویسم، در سال ۱۹۸۸ به نروژ آمدم و از آن زمان همواره تلاشم بر این بوده که نقشی مثبت در جامعه ایفا کنم. چرا که همیشه خودم را وامدار این کشور دموکراتیک و مدافع صلح دانستهام. درواقع به دور از شرط انصاف است که در اینجا اذعان نکنم که بسیاری از ارزشهای من یا در این کشور حاصل شده، و یا در اینجا منسجمتر شده و صیقل یافتهاند. من در این کشور دموکراتیک یاد گرفتهام که مدارا و رواداری واقعی چیست و اینکه دموکراسی، کرامت انسانی، آزادی بیان، برابری جنسیتی، همبستگی و عدالت اجتماعی ارزشهایی اساسیاند که به هیچ وجه نباید آنها را بدیهی انگاشت و امروز من دقیقاً به دلیل همین ارزشهایی که در بالا آوردم احساس خطر میکنم و نگران هستم.
امروز هراس من و بسیاری از ایرانیان این است که این کشور دموکراتیک و مدافع صلح، یعنی کشور نروژ، به عنوان میزبان این نشست، راه آسان را در پیش گرفته و در این راستا به مشروعیت بخشیدن به رژیمی کمک کند که موجودیت و فلسفه وجودیاش بر پایه نقض سیستماتیک حقوق بشر، سرکوب زنان، آزار اقلیتها و صدور خشونت و ترور استوار است. خشونت و تروری که طعم آن را خود این کشور نیز چشیده است.
درواقع چون نیک بنگریم، تنها سوء قصد به جان ویلیام نیگورد ناشر کتاب «آیات شیطانی» نبوده که به این رژیم نسبت داده شده؛ بلکه چندین مورد دیگر از خشونت و اقدامات تروریستی در کشور نروژ و کشورهای همسایه نیز با احتمال بسیار بالا به فعالیتهای تروریستی رژیم اسلامی بازمیگردد. مواردی که یادآوری آنها نوشتهای جداگانه میطلبد.
کشور نروژ بارها ثابت کرده که همواره صدایی قدرتمند برای صلح و حقوق بشر بوده است. اکنون فرصتی در اختیار نمایندگان این کشور است تا از این صدا بهره ببرند، نه برای امتیاز گرفتن دیپلماتیک کوتاهمدت، بلکه برای ایستادن در کنار کسانی که زیر یوغ استبداد رنج میبرند. شایسته است که این کشور دموکراتیک در عمل نشان بدهد که باور دارد روند صلحی که حق مردم ایران برای آزادی و دموکراسی را نادیده بگیرد، نه مسئولانه خواهد بود و نه قابل اعتماد و اتکاء.
شکی نیست که این یک تناقض تلخ و یک اشتباه تاریخی خواهد بود، اگر کشور اعطاکنندهی جایزه صلح نوبل به سکوی پرشی برای تداوم حیات و عادیسازی رژیمی تبدیل شود که در سطح جهانی بیآبرو و منفور است و حتی سازمان ملل نیز بارها آن را محکوم کرده است.
آری، اکنون هر دو ما، ملت ایران و ملت نروژ، در برابر لحظهای تاریخی قرار داریم؛ و تاریخ با هیچکدام از ما مهربان نخواهد بود، اگر هر کداممان ایستادن در سمت اشتباه آن را انتخاب کنیم.
*شهاب صنیعی فعال سیاسی در اسلو
*منبع: وبسایت نروژی نتآویسن



