ارشان آذری – ایران در لحظهای سرنوشتساز ایستاده است. فشردگی بحرانهای سیاسی، اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی، بنیانهای کشور را به لرزه درآورده. این وضعیت، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تمرکز، خرد جمعی و گفتگو میان نیروهاییست که سالها خود را اپوزیسیون جمهوری اسلامی معرفی کردهاند.
با اینحال، آنچه در عمل میبینیم، نه همگرایی است، نه درک شرایط تاریخی. آنچه غالب است، دلمشغولی به حاشیهها، درگیری بر سر مناسبات فرعی، و فرار از پذیرش مسئولیت ملیست. در این میدان فرسوده، گروههایی که نه پشتیبانی اجتماعی دارند، نه طرح اجرایی، اما همچنان درگیر اثبات خویشاند، دعوت به اتحاد را نه میپذیرند، نه جایگزینی عرضه میکنند.
فرصتسوزی با دستهای خودمان
تلاش برای برگزاری «همایش همکاری ملی برای نجات ایران» از سوی رضا پهلوی، گامی نو و امیدوارکننده در جهت فراخوانی همهی نیروهای سیاسی به مشارکت برای آیندهای بهتر است. این همایش هنوز در مرحله آغازین قرار دارد و فرآیند دعوت عمومی و اولیه برای مشارکت در آن شروع شده است.
با این حال، پاسخ برخی از شخصیتهای سیاسی نه با طرح پیشنهاد و همراهی، بلکه با گلایههایی از قبیل نحوه ارسال دعوتنامه، فقدان تماس شخصی پیشتر، یا اعتراض به عدم ذکر نامشان در لیست اولیه همراه است.
این حجم از توقع و خودمحوری در برابر بحرانی چنین عظیم، تنها یک ضعف فردی نیست، بلکه به سرعت تبدیل به مانعی بزرگ بر سر راه شکلگیری جبههای فراگیر و موثر خواهد شد. تاریخ در اینباره قضاوت خواهد کرد که چه کسانی در زمانی که ایران بیش از همیشه نیازمند وفاق است، سنگاندازی کردهاند.
کسانی که چنین دعوتی را با گلایههای حاشیهای رد میکنند، فردا دیگر نمیتوانند نقش قربانی ایفا کنند. وقتی ایران در حال سوختن است، زمان آن نیست که بر سر نوع دعوتنامه یا ترتیب نامها جدل کنیم.
همصدایی، نه یگانگی
هیچ ائتلاف پایداری بدون پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. انتظار برای یکدستی کامل، رؤیایی خطرناک است. اما توافق بر سر اصول بنیادی مانند آزادی، حاکمیت قانون، تمامیت ارضی و سکولاریسم، میتواند محور عمل مشترک باشد. امروز اگر نتوانیم بر اساس همین اصول دست در دست هم بگذاریم، فردا فرصتی برای چنین توافقی نخواهد بود.
مسئولیت امروز، پاسخگویی فرداست
نسل جوان ایران، امروز به چهرههای سیاسی گذشته چشم دوخته و از آنها یک چیز میخواهد: بلوغ، همکاری، و خروج از خودمحوری سیاسی. فردا، اگر باز هم تجربهی ناکامی تکرار شود، نه جمهوری اسلامی بلکه این نیروهای ناتوان در همبستگیاند که باید پاسخگو باشند. پاسخ به ملت، نه در سخنرانی و مصاحبه، بلکه در عملکرد واقعی سنجیده خواهد شد.
آینده در گرو یک تصمیم جمعی است
یا همین حالا برای نجات کشور با هم خواهیم ایستاد، یا جدا جدا از صحنه حذف خواهیم شد. نه دعوت رضا پهلوی معصوم است، نه هیچ طرحی بینقص. اما تردید، تفرقه و تعلل، ما را به سقوطی خواهد کشاند که دیگر راه بازگشتی برای آن نیست.
همه چیز در گرو یک انتخاب ساده است:
همافزایی یا فروپاشی.


