Home دیدگاه از کارزار «همکاری ملی» تا همایش‌های پشتیبانی؛ آزمونی برای شعور سیاسی و...

از کارزار «همکاری ملی» تا همایش‌های پشتیبانی؛ آزمونی برای شعور سیاسی و بلوغ فرهنگی؛ میهن‌پرستی یا هیاهو؟

- در ارتباط با تظاهرات مونیخ که همزمان با نشست «همکاری ملی برای نجات ایرانن برگزار می‌شود، هر شعاری که شخصیت شاهزاده را به مرتبه‌ای خدایی، یا طرف مقابل را با الفاظ رکیک خطاب کند، ضدملی و خلاف شأن حرکت ایراندوستانه‌ی «همکاری ملی» است. باید شعاری را فریاد زد که خرد، همبستگی، میهن‌دوستی و آینده‌سازی در آن باشد.
- برگزارکنندگان اصلی نشست، مسئول تأمین نظم و امنیت همایش هستند. احترام به دستورالعمل‌های آنان، همکاری با نیروهای هماهنگ کننده و به حاشیه راندن افراد بی‌برنامه و هیجانزده، شرط موفقیت این رویداد خواهد بود.
- تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی در رخنه‌ و ایجاد اختلال تخصص دارد. افرادی که در پی درگیری، فریادهای بی‌ربط، شعارهای تفرقه‌انگیز و تمسخر دیگران هستند، نه «همراه» و «همکار» بلکه مأموران رژیم یا بی‌خبرانی هستند که آلت‌ دست شده‌اند. باید به‌ روشنی با اینگونه رفتارها مرزبندی کرد.

تظاهرات مونیخ در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و اعتراض به لغو سخنرانی وی در کنفرانس امنیتی مونیخ/ ۱۵ فوریه ۲۰۲۵

بهزاد پرنیان – در روزگار تلخ و پُرمخاطره‌ای که کشورمان ایران در آن گرفتار است، همه‌ چیز بیش از هر زمان دیگری به درایت، همبستگی و مسئولیت‌پذیری ما ایرانیان در خارج کشور بستگی دارد.

سال‌هاست که مردم درون میهن، از نیروهای برون‌مرزی (اگر که زیرِ خفقان رژیمی چون جمهوری اسلامی تنفس نمی‌کنند)، دستِ کم این توقع را دارند؛ تا صدای واقعی آنها را بازتاب دهند، زمینه همبستگی ملی را فراهم کنند، و از راهی خردمندانه و پایدار، در مسیر بازگشت به آزادی و شکوه ایران مجدانه بکوشند.

تظاهرات مونیخ در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و اعتراض به لغو سخنرانی وی در کنفرانس امنیتی مونیخ/ ۱۵ فوریه ۲۰۲۵

در چنین بزنگاهی، برگزاری نشست کارزار همکاری ملی به دعوت شاهزاده رضا پهلوی در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ در شهر مونیخ، و همایش‌ها و تظاهرات‌های ترتیب داده شده توسط گروه‌های سیاسی به حمايت از این نشست، نه تنها یک گردهمایی سیاسی، بلکه یک آزمون بزرگ ملی خواهند بود.

آزمون‌هایی برای همه ما که ادعای ایرانگرایی و میهن‌دوستی داشته، و خود را مُتَّصِف به مرام پهلوی می‌دانیم و پیرو رهبری شاهزاده رضا پهلوی.

این نشست و همایش‌ها و تظاهرات حمایتی از آن، فرصتی است برای نشان دادن اینکه ما نه تنها خواهان نجات ایران هستیم، بلکه شایسته‌ی آن نیز می‌باشیم.

اما آیا واقعاً آماده‌ایم؟

بیایید از خود بپرسیم، از ژنو چه آموختیم؟

در ماه‌های گذشته، یکی از رخدادهایی که برای بسیاری از فعالان سیاسی و دوستداران ایران شائبه‌برانگیز و نگرانی‌هایی را پدید آورد، اتفاقات خارج از تصورِ تجمعی بود که در ژنو، و همزمان با حضور شاهزاده رضا پهلوی در برابر مقر سازمان ملل به وقوع پیوست.

آنچه می‌توانست یک اجتماع آبرومند، باوقار و سازمانیافته باشد، به صحنه‌ای از هرج‌ و مرج، فریاد، درگیری و رفتارهای ناشایست بدل شد.

در این گردهمایی، با وجود حضور چهره‌های شریف و دغدغه‌مند، متأسفانه عناصری نیز حضور داشتند که با رفتارهای لومپ، شعارهای سخیف و حرکات بی‌پروا، چهره‌ای مخدوش از یک حرکت ملی به نمایش گذاشتند.

شعارهایی همچون «خدای ایران کیه؟ رضا رضا پهلویه!»، نه تنها برازنده‌‌ی فرهنگ ایرانگرایی نیست، بلکه تقلیل شخصیت ملت‌محورِ «شاهزاده رضا پهلوی» به یک چهره‌ی پوپولیست است. رفتاری که هیچ نسبتی با منش خردورزانه و اعتدال ایشان ندارد.

و البته یادآوری گرفتار شدن اتومبیل حامل شاهزاده رضا پهلوی و همسر گرامی‌شان، بانو یاسمین پهلوی در میان جمعیت هیجانزده، و رفتارهای برخی به‌ اصطلاح هواداران، که ممکن بود فاجعه‌ای را رقم بزند، بر هیچکس پوشیده نیست.

این تجربه، زنگ خطری بود برای همه ما.

و اکنون نشست مونیخ را در پیش داریم.

در پِیِ چه هستیم؟! تکرار یا تعالی؟

اکنون که همه‌ چیز برای برگزاری یکی از مهم‌ترین نشست‌های اپوزیسیون ایران در حال آماده‌ شدن است، باید بپرسیم: آیا مونیخ قرار است تکرار ژنو باشد؟ یا بیانگر یک بلوغ سیاسی واقعی؟

نشست مونیخ، به‌ ویژه با توجه به حضور شاهزاده رضا پهلوی و تمرکز آن بر “همکاری ملی” برای گذار از جمهوری اسلامی، اهمیتی بسیار فراتر از یک رویداد تبلیغاتی دارد.

در چنین نشستی، نگاه رسانه‌ها، دیپلمات‌ها، فعالان اپوزیسیون و ناظران بین‌المللی، معطوف به عملکرد و رفتار ما خواهد بود که احتمالا فرصت بودن در جلسه اصلی نشست را نیافته اما، در قالب یک همایش و تظاهرات حمایتی، در بیرون از مکان این نشست حاضر خواهیم بود.

از این‌ رو، لازم است که سطح حضور، و کیفیت رفتار خود را ارتقا دهیم.

ما باید مونیخ را ( چه در جریان نشست اصلی، و چه در جریان تظاهرات بیرون سالن نشست)، به نماد تفاوت کیفی خود با جمهوری اسلامی بدل کنیم.

نه با فریاد و پرخاش، نه با لومپ‌بازی و هیاهو، بلکه با وقار ملی و رفتار مدنی.

نه با شعارهای تند و توهین‌آمیز، بلکه با مفاهیم والا و پیام روشن.

از همین رو و با بازنگری آنچه که در ژنو با آن مواجه شدیم، می‌بایست تا اصولی برای حضوری در خورِ ملت ایران، شاهزاده رضا پهلوی، و اهمیت نشست “همکاری ملی” در نظر بگیریم.

در این مسیر، رعایت چند اصل حیاتی است:

یکم- پرهیز از ابزارهای عزاداری و خرافه‌محور در جریان همایش و تظاهرات بیرون از محل نشستِ” همکاری ملی”

استفاده کردن از طبل، دمام، نوحه‌خوانی و ساز و کارهای خاص مراسم عزاداری مذهبی، نه تنها با فضای ملی و سکولارِ نشست ناسازگار است، بلکه تصویری نادرست از فرهنگ ایرانگرایی به نمایش خواهد گذاشت.

ما آمده‌ایم تا ایران را از تاریکی نجات دهیم، نه آنکه سایه عزاداری مذهبی را به شکل دیگری بازتولید کنیم.

دوم- احترام به نظم، میزبانی و هماهنگی

برگزارکنندگان اصلی نشست، مسئول تأمین نظم و امنیت همایش هستند. احترام به دستورالعمل‌های آنان، همکاری با نیروهای هماهنگ کننده و به حاشیه راندن افراد بی‌برنامه و هیجانزده، شرط موفقیت این رویداد خواهد بود.

سوم- شعارهای سنجیده، ملی و وحدت‌آفرین

هر شعاری که شخصیت شاهزاده را به مرتبه‌ای خدایی، یا طرف مقابل را با الفاظ رکیک خطاب کند، ضدملی و خلاف شأن حرکت ایراندوستانه‌ی «همکاری ملی» است. باید شعاری را فریاد زد که خرد، همبستگی، میهن‌دوستی و آینده‌سازی در آن باشد.

چهارم- مرزبندی با رفتارهای مشکوک یا نفوذی

تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی در رخنه‌ و ایجاد اختلال تخصص دارد. افرادی که در پی درگیری، فریادهای بی‌ربط، شعارهای تفرقه‌انگیز و تمسخر دیگران هستند، نه «همراه» و «همکار» بلکه مأموران رژیم یا بی‌خبرانی هستند که آلت‌ دست شده‌اند. باید به‌ روشنی با اینگونه رفتارها مرزبندی کرد.

پنجم- پوشش و رفتار در شأن فرهنگ ملی

لباس‌های مناسب و در خور، پرچم‌های ملی شیروخورشید، احترام به زبان فارسی، و رفتار محترمانه با دیگر شرکت‌کنندگان، باید اصل باشد. این نوع همایش‌ها نه جایی برای «نمایش شور خیابانی»، بلکه عرصه‌ای برای نمایش بلوغ سیاسی است.

اگر به اندازه کافی شجاع باشیم، می‌بایست خود را در برابر این پرسش به چالش بکشیم که: آیا مونیخ  آغاز همبستگی جریانات ایرانی خواهد بود؟

اگر این نشست با بی‌نظمی، پرخاش، و تفرقه همراه شود، نه‌تنها فرصت بزرگی از دست می‌رود، بلکه ضربه‌ای به سرمایه اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی و اعتماد نیروهای داخل کشور به همه ما که مدعی ایرانگرایی هستیم وارد خواهد شد.

اما اگر بتوانیم چهره‌ای متحد، متین، هدفمند و متکی بر احترام به رهبری ملی نشان دهیم، می‌توانیم امید تازه‌ای بیافرینیم؛ امیدی برای همکاری نیروهای سیاسی، نهادسازی برای دوران گذار، و بازیابی حیثیت ایران در چشم جهانیان.

در پایان، این ما هستیم که با افکار و تصمیم و رفتار خود تعیین می‌کنیم آینده چه خواهد شد.

بیایید مونیخ را به نقطه عطفی در تاریخ ایرانگرایی نوین بدل کنیم؛ با خودآگاهی، با وقار، با عشق آگاهانه به ایران، و با وفاداری خردمندانه به رهبری «شاهزاده رضا پهلوی».

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 8 / معدل امتیاز: 3.8

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید