بهزاد پرنیان – در جهان سیاست، هیچ چیزی تصادفی نیست. آنچه در میدان جنگ یا بر پرده نقرهای ظاهر میشود، اغلب بازتابی از تقابلهای فرهنگی، ایدئولوژیک و روانی میان ملتهاست. در این مقاله، به دو نمونه برجسته از این نبردهای فرهنگی خواهم پرداخت: یکی از دل پرده سینما و دیگری از آسمان نبرد واقعی.

«تاپ گان»: روایتی پنهان از شکست فرهنگی شوروی
کوئنتین تارانتینو کارگردان شورشی و تحلیلگر سینما در گفتگویی به فیلم Top Gun (۱۹۸۶) به چشماندازی اشاره میکند که کمتر مورد توجه عام قرار گرفته است. به باور او، این فیلم صرفاً نبردی میان خلبانان آمریکایی و دشمن فرضی نیست، بلکه روایت زیرپوستی یک مبارزه فرهنگی است.
تارانتینو مدعی است که شخصیت اصلی فیلم، ماوریک (با بازی تام کروز)، نماینده نسلی از مردان آمریکایی است که با مردانگی سنتی تفاوت دارند.
ظاهری جذاب، روابط عاطفی پیچیده، و نشانه هایی از تمایلات همجنسخواهانه که در زیرلایههای فیلم نمایان است.
وی میافزاید که این نمایش زیرپوستی از «همجنسخواهیِ نهان” درواقع یک سلاح روانی است که هدفش تحقیر ارتش شوروی بوده.
ارتشی که به مردانگی سختگیرانه، کنترل جنسی، و سرکوب فرهنگی شهره بود.
از نگاه تارانتینو، پیروزی ماوریک بر دشمن، صرفاً تکنولوژیک یا تاکتیکی نیست، بلکه پیروزی «فرهنگ باز و غیرسنتی آمریکایی» بر «نظام خشک، مردسالار و بسته شوروی» است.
اسرائیل و جمهوری اسلامی: نبردی با حضور زنان خلبان
چهار دهه پس از «تاپ گان»، اینبار نه بر پرده سینما بلکه در آسمانهای خاورمیانه، نمونهای واقعی از جنگ روانی فرهنگی رخ داد.
در یکی از حملات هوایی دقیق و مرگبار ارتش اسرائیل علیه زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی، رسانههای غربی و اسرائیلی تأکید کردند که خلبانان این عملیات زن بودهاند.
در نگاه اول، این انتخاب شاید صرفاً عملیاتی و تصادفی به نظر برسد، اما با در نظر گرفتن زنستیز بودن نظام جمهوری اسلامی که در آن زنان از حقوق انسانی محرومند، میتوان این اقدام را نوعی نبرد نمادین و روانی دانست.
همانطور که ماوریکِ «تاپ گان» با هویت مردانه اما متفاوت، ارتش مردسالار شوروی را به چالش کشید، خلبانان زن اسرائیلی نیز پیام روشنی به سردمداران جمهوری اسلامی فرستادند:
زنانی که شما تحقیرشان میکنید، توانستهاند با تسلیحات نقطهزن بر فراز شما پرواز کنند، فرماندهان مذکر شما را از بین ببرند و ساختار امنیتی پوشالی شما را در هم بشکنند!
هم تحقیر تکنولوژیک هم تحقیر فرهنگی
در هر دو نمونه گذشته از نمایش برتری تکنولوژیک، موضوع اما صرفاً برتری نظامی نیست. در «تاپ گان» پیروزی از طریق چرخش فرهنگی نیز رقم میخورد. در عملیات هوایی اسرائیل، پیروزی با نبرد زنان خلبان به عنوان حاملان پیام شکست ایدئولوژیک همراه است.
این بدان معناست که غرب (و متحدان آن) نه تنها سلاح به دست میگیرند، بلکه فرهنگ و ارزشهای اجتماعی خود را نیز چون سلاحی علیه دشمن به کار میبرند.
نتیجهگیری: سلاحهایی فراتر از موشک
در نبرد میان ملتها، سلاحهایی چون بمب و موشک تنها ابزارهای جنگ نیستند. سینما، جنسیت، و روان انسان نیز به میدان نبرد وارد شدهاند. Top Gun، فیلمی که از نگاه نخست یک فیلم سرگرمکننده و «اکشن» معمولی به نظر میرسد اما در تحلیل عمیقتر میتواند پیامدهای فرهنگی و روانی دوران جنگ سرد را بازتاب دهد. همانگونه که اکنون عملیات هوایی اسرائیل میتواند تحقیر یک رژیم زنستیز را نه با صرفا تسلیحات و برتری تکنولوژیک بلکه با حضور زنان خلبان به نمایش بگذارد.
در پایان باید گفت، جنگها در هزاره سوم، پیش و بیش از آنکه در میدان نبرد خاتمه یابند، در ذهنها آغاز میشوند.


