Home دیدگاه کشتار دروزی‌ها در سوریه؛ باز هم شاهد سکوت جهان هستیم

کشتار دروزی‌ها در سوریه؛ باز هم شاهد سکوت جهان هستیم

کشتار دروزی‌ها در شهر سوایدا / شمال سوریه / ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۵ / رویترز

عسل مرکزی – شاهد سکوت جهان هستیم؛ سکوتی سنگین و آزاردهنده. اینبار مقابل جنایتی دیگر، علیه مردمی دیگر. باز هم فاجعه‌ای به بزرگی «هفتم اکتبر» رخ داده، اما اینبار نه خبری در صدر رسانه‌هاست، نه هشتگی ترند شده، نه صفحه‌ای سیاه شده، نه تظاهراتی در خیابان‌های اروپا و آمریکا صورت می‌گیرد. هیچ صدایی، هیچ هیاهویی، هیچ همدردی‌ای.

اینبار قربانیان، دروزی‌ها هستند؛ زن، مرد، کودک… تحقیر شده، کتک‌خورده، زخمی، کشته‌شده… اما جهان، چون جنایتکاران اسلامگرایان هستند و بهانه‌ای برای گرفتن انگشت اتهام به سوی اسرائیل ندارد، ترجیح می‌دهد نبیند، نشنود و نگوید.

آیا جان کودکان دروزی، کمتر از کودکان غزه ارزش دارد؟ یا فقط قربانی باید دشمن اسرائیل باشد تا دیده شود؟ آیا چون دروزی‌ها تحت حمایت اسرائیل هستند و خود اسرائیل‌ستیز نیستند محکوم به سانسورند؟ رسانه‌ها و مدعیان حقوق بشر، وقتی پای هزینه وسط باشد، ناگهان حافظه‌شان را از دست می‌دهند. انگار جان انسان‌ها ارزش برابر ندارد، بلکه بستگی دارد که چه کسی گلوله را شلیک کرده باشد.

تصاویر کودکان زخمی غزه دنیا را تکان می‌دهد، اما وقتی اسلامگرایان به جان کودکان دروزی می‌افتند، هیچکس تکان نمی‌خورد. انگار معیار همدردی، انسان‌بودن نیست؛ طرف بودن یا نبودن با اسرائیل است.

مگر می‌شود حقوق بشر را گزینشی دید؟ اگر در برابر جنایات حماس در اسرائیل، یا خشونت افراط‌گرایان در سوریه، سکوت می‌کنید و فقط اسرائیل را متهم می‌کنید، اسم این دیگر انسانیت نیست؛ این استفاده ابزاری از درد و خون انسان‌هاست.

جهان امروز، حقوق بشر را نه یک ارزش که ابزاری برای معامله می‌بیند. هر جا سود داشته باشد، فریاد می‌زنند؛ هر جا نه، سکوت می‌کنند و راهشان را می‌گیرند و می‌روند.

نفرت از اسرائیل، برای خیلی‌ها شده سرمایه. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، سیاستمداران، فعالان… با همین نفرت کور، نان می‌خورند، مخاطب جذب می‌کنند، رأی می‌گیرند و کرسی‌های پارلمان هایشان را صاحب می‌شوند. برایشان مهم نیست چه کسی کشته شده؛ مهم این است که از این آب گل آلود چه ماهیی گرفته شود!

دقیقا همین رویکرد را دربرابر ایران هم دیده‌ایم.

کودکان ایرانی در خیزش‌های مردمی کشته شدند، جوانان در خیابان‌ها جان دادند، مردم فریاد زدند: «زن، زندگی، آزادی… مرد، میهن، آبادی». اما چه شد؟ «مرد، میهن، آبادی» را حذف کردند، انقلاب مردم را به یک دعوای فمینیستی تقلیل دادند. رسانه‌ها شعارها را سانسور کردند و طوری وانمود کردند که انگار دعوای مردم فقط بر سر حجاب بود. در صورتی که، مردم ایران علیه کلیت نظام فریاد زدند فریادهایشان مانند «ولیعهد کجایی, به داد ما بیایی»، «رضاشاه روحت شاد» و «پهلوی، پهلوی» و …  که فضای خیابان‌ها را پر کرده بود به صورت کامل سانسور و از اخبار غربی‌ها حذف شد.

در آبان ۹۸ هم همینطور بود. رسانه‌های غربی یا سکوت کردند یا اعتراض‌ها را به «مشکلات اقتصادی» تقلیل دادند. خبرنگار ایرانی‌تبار آلمانی از تهران گفت: «مردم چرا باید به خیابان‌ها بیایند وقتی می‌دانند به آنها شلیک می‌شود یا زندانی می‌شوند؟ مردم ایران تغییر رژیم نمی‌خواهند». اما حقیقت این بود که مردم دقیقاً همین را می‌خواستند. آنها با جان و دل آمده بودند تا بگویند: دیگر بس است!

در جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، رسانه‌ها چنان وارونه‌نمایی کردند که  گویی سپاه و بسیج، همان قاتلان مردم ایران، قربانی و مظلومند و اسرائیل متهم .

برای خیلی‌ها، اصل، دشمنی با اسرائیل است و این شده وسیله‌ای برای محبوبیت در دانشگاه‌ها، برای جلب رأی، برای حفظ موقعیت سیاسی. در این بازی، جوامع کوچک مثل دروزی‌ها قربانی می‌شوند، مردم ایران نادیده گرفته می‌شوند، و افراطیون اسلامی، قربانی جا زده می‌شوند.

اما حقیقت را نمی‌شود دفن کرد. جنایت، جنایت است. چه از سوی حماس در اسرائیل و غزه، چه از سوی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران، چه از سوی هر گروه افراطی دیگر در سویدا و هر جای جهان.

انسانیت، اگر انتخابی باشد، سرچشمه دریای خون در جهان است چرا که با تعویض نقش قربانی و مرتکب جنایت و سفیدشویی تبهکاری، به شرّ مطلق قدرت می‌بخشد. غافل از آنکه تاریخ بار‌ها نشان داده که خائنین پاسخگو خواهند شد و این جبر زمان است.

*عسل مرکزی از پروژه «صد شهر»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 31 / معدل امتیاز: 4.6

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید