Home دیدگاه نسل انقلابیِ پشیمان‌نشده‌ی پنجاه و هفت که همچنان دست از سر ایران...

نسل انقلابیِ پشیمان‌نشده‌ی پنجاه و هفت که همچنان دست از سر ایران برنمی‌دارد

انقلاب مشروعه و ارتجاعی ۵۷

ارشان آذری – چهل‌ و شش سال از فاجعه‌ای می‌گذرد که به نام «انقلاب» شناخته شد، اما در حقیقت، سقوط یک ملت به چاه جهل، انتقام، ایدئولوژی و خرافه بود. انقلابی که بسیاری از آن با امید به آزادی و عدالت حمایت کردند، اما نتیجه‌اش چیزی نبود جز زایش جمهوری اسلامی: حکومتی برآمده از عمامه، گلوله و فریب.

طی این سال‌ها، بسیاری از چهره‌های سیاسی، روشنفکری و اجتماعی که در آن انقلاب نقشی داشتند، با صداقت ایستادند، به اشتباه تاریخی خود اعتراف کردند، از مردم ایران عذر خواستند و گفتند: ما فریب خوردیم، ما فریب دادیم. آنها از گذشته خود عبور کردند، نه برای فراموشی، بلکه برای بازسازی آینده.

اما فاجعه زمانی عمیق‌تر می‌شود که هنوز، پس از ۴۶ سال جنایت، سرکوب، اعدام، تبعید و فقر، نسلی از انقلابیون پشیمان‌نشده، با افتخار از آن فاجعه دفاع می‌کنند و می‌گویند: «انقلاب ما درست بود؛ اگر دوباره باشد، دوباره تکرارش می‌کنیم». اینان که بسیاری‌شان اکنون پا به هشتادسالگی گذاشته‌اند، هنوز هم در فضای مجازی، در رسانه‌ها، و حتی در اتاق‌های فکری اپوزیسیون، نقش کلیدی دارند. و خطرناک‌ترین نکته اینجاست: نه تنها از گذشته دفاع می‌کنند، بلکه می‌خواهند آینده را هم با همان ذهنیت ویرانگر بسازند.

اینان با سماجتی متعصبانه، به هیچ‌ چیز نو باور ندارند. از اصلاح‌طلب درون‌ نظام تا انقلابی برون‌مرز، همه در یک چیز مشترک‌اند: انحصارطلبی فکری. هنوز هم با همان لحن پدرسالارانه به نسل جوان می‌گویند: «شما نمی‌فهمید؛ ما مسیر را می‌دانیم.» جلوی نوگرایی را می‌گیرند، جوانان آزادیخواه را به حاشیه می‌رانند، و خود را وارثان مشروع «تغییر» معرفی می‌کنند؛ تغییری که نتیجه‌اش جمهوری اسلامی بود!

این ذهن‌های پوسیده، دشمن آینده‌ی ایران‌اند. آنها نه تنها خود را از مسئولیت فجایع تاریخی مبرا می‌دانند، بلکه با نوعی وقاحت، همچنان نسخه‌نویس سیاست و قدرت هستند. در شرایطی که ایران تشنه‌ی نوگرایی، دموکراسی سکولار و بازسازی ملی است، آنها هنوز در حسرت دهه‌ی چهل و پنجاه خورشیدی و خیال‌های انقلابی جوانی‌شان می‌سوزند.

در برابر آندسته از پنجاه‌ و هفتی‌ها که شجاعت پذیرش خطا و کناره‌گیری از صحنه را داشته‌اند، اینان نمایندگان بی‌شرمی تاریخی هستند. نه برایشان اعدام‌های دهه شصت مهم است، نه جنگ هشت‌ساله، نه شکنجه، نه حجاب اجباری، نه مهاجرت میلیون‌ها ایرانی، نه نابودی اقتصاد، نه فقر، نه سرکوب نسل‌های بعدی. تنها چیزی که برایشان مانده، غرور بی‌پایه‌ای‌ست که با واقعیت هیچ نسبتی ندارد.

ایران امروز، نیاز به رهبران جوان، اندیشه‌های نو، ساختارهای باز و مردم‌سالاری واقعی دارد. آنچه باید به گور سپرده شود، نه فقط جمهوری اسلامی، که ذهنیت جمهوری‌ساز است؛ ذهنیتی که آن انقلاب را هنوز راه‌ حل می‌داند، نه درس عبرت.

تا زمانی که این افراد بر تریبون‌ها مسلط‌اند و نسل نو را سرکوب می‌کنند، راه به آینده بسته خواهد ماند. رهایی از استبداد، تنها با کنار زدن بازماندگان فکری آن انقلاب و ذهنیت انقلابیگری ممکن است. اکنون زمان آن است که جامعه ایران، نه با خشونت، که با صراحت و جسارت بگوید: پنجاه‌ و هفتی‌ها، دست از سر این کشور بردارید!

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 9 / معدل امتیاز: 4.1

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید