دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – نسل جوان در تلاش است تا با حفظ ارزشهای ایرانی از دستاوردهای تجدد در چند قرن اخیر نظیر مردمسالاری، آزادیهای مدنی و حکومت قانون نیز برخوردار شود. این روند که می توان آن را نوزایش ایرانی نامید با توجه به گسترش ارتباطات به علت انقلاب فناوری از الگوهای جهانی نیز متاثر است.
رونالد اف. اینگلهارت در کتاب «تکامل فرهنگی: انگیزههای مردم در حال تغییر و شکل دادن دوباره به جهان» این الگو را مورد مطالعه قرار داده است. او یکی از برجستهترین دانشمندان علوم سیاسی در آمریکا و استاد دانشگاه میشیگان بود. اینگلهارت بیشتر به خاطر پژوهشها و نظریههایش در زمینه تغییرات ارزشی و فرهنگی در جوامع شناخته میشود. برخی از اقدامات مهم او عبارتاند از:
– بنیانگذاری و مدیریت «پیمایش ارزشهای جهانی» (World Values Survey)، پروژهای تحقیقاتی در سطح جهانی که دهههاست تغییرات فرهنگی، دینی، سیاسی و اجتماعی را در جوامع مختلف بررسی میکند.
– ارائه نظریه «پسامادیگرایی» (Postmaterialism)، که بیان میکند وقتی جوامع از نظر اقتصادی و امنیتی پیشرفت میکنند، اولویتهای مردم از نیازهای مادی (مانند امنیت و رشد اقتصادی) به ارزشهای غیرمادی (مانند آزادی بیان، مشارکت دموکراتیک، برابری جنسیتی و محیط زیست) تغییر مییابد.
– مشارکت گسترده در توسعه نظریههای مدرنیزاسیون، فرهنگ سیاسی، و دموکراسی، به ویژه در همکاری با دانشمندی به نام کریستین وِلزل (Christian Welzel).
اینگلهارت در سال ۲۰۲۱ درگذشت، اما آثار و نظریههای او همچنان در رشتههای علوم سیاسی، جامعهشناسی و توسعه بینالملل تأثیرگذار هستند.
مضمون کتاب او را میتوان در موارد زیر به صورت خلاصه بیان کرد:
۱) گزارهی اصلی
هرچه امنیت وجودی افراد بیشتر شود (بهواسطهی رشد اقتصادی، دولت رفاه، حاکمیت قانون)، جوامع بهطور قابل پیشبینی از ارزشهای سنتی/بقای فیزیکی به سمت ارزشهای عقلگرایانه/ابراز خود حرکت میکنند. این دگرگونی، دین، سیاست، جنسیت، و نهادهای دموکراتیک را دگرگون میسازد—هرچند این روند با واکنشهای معکوس از سوی گروههایی که احساس ناامنی میکنند، مواجه میشود.
۲) دادهها و روششناسی
مبتنی بر چهار دهه داده از پیمایش ارزشهای جهانی و ارزشهای اروپایی است و شامل بیش از ۱۰۰ کشور میشود.
– استفاده از دو محور فرهنگی اصلی (نقشهی فرهنگی اینگلهارت–ولتزل):
۱- سنتی ←→ عقلگرایانه- سکولار
۲- بقا ←→ ابراز خود / پسامادی
– تأکید بر تغییر نسلی (تغییر ارزشها از طریق جایگزینی نسلها) بیش از اثرات دورهای کوتاهمدت.
۳) دو تغییر بزرگ در ارزشها
۱. سنتی ← عقلگرایانه/ سکولار
– کاهش قدرت دین، خانوادهی پدرسالار، و اطاعت از اقتدار.
۲. بقا ← ابراز خود (پسامادی)
– افزایش اهمیت آزادی، برابری جنسیتی، حقوق اقلیتها، محیط زیست، دموکراسی مشارکتی، آزادی بیان.
۴) ساز و کار: امنیت وجودی ← ارزشها ← نهادها
– امنیت اقتصادی و اجتماعی باعث افزایش احساس امنیت وجودی میشود.
– در نتیجه، افراد بیشتر به کیفیت زندگی، خودمختاری، و عدالت اجتماعی اهمیت میدهند.
– این تغییرات فرهنگی در نهایت زمینهساز تحکیم دموکراسی و گسترش حقوق مدنی میشود.
۵) جایگزینی نسلی (وابستگی مسیر)
- تغییر ارزشها پایدار است: نسلی که در دوران امنیت بزرگ شده، ارزشهای خود را حفظ میکند—even در شرایط بحران.
- بنابراین، روند لیبرالیزاسیون در بلندمدت ادامهدار است، حتی اگر در کوتاهمدت پسرفتهایی دیده شود.
۶) الگوهای فرهنگی منطقهای / تمدنی
– اروپای پروتستان در بالاترین سطح ارزشهای سکولار و ابراز خود قرار دارد.
– کشورهای پساکمونیستی سکولار هستند، اما در ارزشهای ابراز خود ضعیفتر (بهدلیل میراث ناامنی و اقتدارگرایی).
– جهان اسلام و کشورهای در حال توسعه بیشتر در بخش سنتی و سکون قرار دارند.
– آمریکای لاتین با وجود دینداری، ارزشهای بالای ابراز خود دارد و این تفاوت ظریفی ایجاد میکند.
۷) سیاست و نهادها
– جوامعی با ارزشهای بالای ابراز خود معمولاً دموکراسی پایدارتری دارند.
– ظهور پوپولیسم و اقتدارگرایی به عنوان واکنش فرهنگی در برابر تغییرات سریع (مانند مهاجرت، برابری جنسیتی، چندفرهنگیگرایی) توجیه میشود.
– با این حال، نویسنده تأکید دارد که روند بلندمدت به سوی آزادی، برابری، و مشارکت پیش خواهد رفت.
۸) دین، خانواده، اخلاق
– نفوذ دین سازمانیافته با افزایش امنیت کاهش مییابد، اما معنویت فردی ممکن است پایدار بماند یا تحول یابد.
– برابری جنسیتی رشد چشمگیری دارد.
– پذیرش حقوق اقلیتها (مثلاً جامعهی LGBTQ+) نیز با افزایش ارزشهای ابراز خود گسترش مییابد.
۹) رفاه ذهنی و شادی
– شادی و رضایت از زندگی با ارزشهای ابراز خود و کیفیت نهادهای دموکراتیک (برابری، اعتماد اجتماعی) افزایش مییابد.
– ثروت مادی تا حدی شادی را افزایش میدهد، اما آزادی، اعتماد و عدالت اجتماعی تأثیر بیشتری دارند.
۱۰) پیامدهای سیاستگذاری
– برای رشد دموکراسی و ارزشهای لیبرال، باید امنیت وجودی را از طریق آموزش، سلامت، اشتغال و رفاه افزایش داد.
– باید انتظار قطبیشدگی و واکنشهای معکوس را داشت، چون تغییر فرهنگی در جوامع به صورت نابرابر رخ میدهد.
– مقاومت دموکراسی در نهایت وابسته به پشتیبانی فرهنگی عمیق از آزادی و مداراست.
۱۱) نقدها و محدودیتها
– ریسک جبرگرایی: مسیر توسعه فرهنگی-سیاسی ممکن است بیش از حد سادهسازی شده باشد.
– سوگیری غربمحور: همهی جوامع از یک مسیر فرهنگی عبور نمیکنند.
– مشکلات سنجش: پاسخ به نظرسنجیها در موضوعات حساس (مثلاً دین یا جنسیت) ممکن است دقیق نباشد.
– ظهور مجدد اقتدارگرایی نشان میدهد که ممکن است مسیر لیبرالیسم خطی و بدون بازگشت نباشد.
۱۲) گزارههای کلیدی
۱. امنیت وجودی بالا → ارزشهای ابراز خود
۲. تغییر نسلی ← موتور اصلی تغییر فرهنگی
۳. فرهنگ پیشزمینهی نهادها و دموکراسی است.
۴. واکنشهای معکوس به دلیل نابرابری در امنیت/ ارزشها
۵. مسیر کلی: خودمختاری، برابری، مشارکت— هرچند با مقاومتهایی روبرو میشود.
خلاصه
رونالد اینگلهارت با بهرهگیری از دادههای گستردهی پیمایش ارزشهای جهانی (World Values Survey)، نشان میدهد که با افزایش امنیت اقتصادی و بهبود سطح زندگی، ارزشها و انگیزههای انسانها نیز بطور سیستماتیک دگرگون میشوند. به باور او، جوامعی که از دوران کمبود و ناامنی عبور کردهاند، از ارزشهای مادیگرایانه (مانند بقا، نظم و اقتدار) به سمت ارزشهای پسامادیگرایانه (مانند خودابرازی، آزادی، برابری جنسیتی، محیطزیستگرایی) حرکت میکنند. این تغییرات ارزشی، در سطح فردی و نهادی، بر رفتار سیاسی، دموکراسی، مشارکت مدنی، و اولویتهای فرهنگی تأثیرگذارند.
اینگلهارت استدلال میکند که این تحولات فرهنگی نتیجه یک روند بلندمدت تکاملی است که با توسعه اقتصادی، تحصیلات گسترده، سکولاریسم، و جهانیشدن شتاب میگیرد. با تکیه بر نظریههای مدرنیزاسیون و تغییر بیننسلی، او نشان میدهد چگونه نسلهای جوانتری که در رفاه بزرگ شدهاند، دارای نگرشهایی بازتر، انعطافپذیرتر و دموکراتیکتر هستند.
نوزایش ایرانی هرچند ریشه در تاریخ و فرهنگ ایران دارد ولی از این الگو های جهانی نیز بیگانه نیست. درک درست از این الگو ها در ارائه چشمانداز ایران نوین بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود.


