باقر محب علی – تصور نگارنده به عنوان یکی از شهروندان هوادار عقلانیت سیاسی، منافع ملی، سکولاریسم، حقوق بشر، دموکراسی و تمامیت ارضی ترجیحا در فرم مشروطه سالیان زیاد بر این بود که جریان مقابل پادشاهی فاقد توان لازم به عنوان عنصر مادی برای عبور از جمهوری اسلامی است.
اما چند هنگامی است که من افکار سادهلوحانه گذشته خویش را به نقد کشیده و با عقلی سردتر به تحلیل رخدادها میپردازم: جریانهای مقابل شاهزاده به نظر بنده حتی نیت عبور از رژیم اسلامی را به عنوان عنصر معنوی ندارند!
جریان مقابل شاهزاده که طیف گستردهای نیز هست که شامل جریانات هم در قدرت یا پوزیشن یا بیقدرت در اپوزیسیون است، به صورت کاملا هماهنگ، سازماندهی شده و هدفمند در پی تخریب نیروهای ملی و در پی آن شاهزاده هستند.
بهانههایی مردود و غیرعقلانی مانند:
شاهزاده در این ۴۶ سال کاری نکرده است!
مگر جمهوری اسلامی همه این ۴۶ سال حکومت نامشروعی بوده؟ مگرقاطبه مردم از آن بریده بودند؟ مگر کسی از نیروهای لیبرال در ۱۳ سال حکومت نازیها انتقاد میکند؟ نقد و هجمه بر پوزیشن است و نه اپوزیشن.
شاهزاده رضا پهلوی و جریانش تمامیت خواه است!
مگر شاهزاده و جریانش در قدرت است؟ شاهزاده کدامین قدرت را قبضه کرده که حالا نمیخواهد چیزی از آن به کسی بدهد یا ندهد؟
حضور اقشار گوناگون در «مونیخ۲» به خوبی گواه این بود که هر که میخواست میتوانست گوشهای از این بار سنگین و طاقتفرسای نجات مادرمان ایران را بردارد.
شاهزاده خودش مشکلی ندارد اما اطرافیانش بسیار غیردموکراتیک و هوادارانش فحاش هستند!
نقد از قدرت و هوادارانش در پوزیشن معنا دارد؛ شاهزاده مسئول فقط رفتار خویش است در بعد انسانی. وانگهی ایشان دستکم در شش پیام از هواداران بیقدرت خود خواستهاند که رفتارشان متمدنانه باشد. مردمی که مورد سرکوب و فقر و بیبرقی و بیآبی و تخریب محیط زیستاند، حتی نباید به بانیان این وضعیت دشنام بدهند؟ اینکه بسیاری از افراد و جریانات از بانیان وضع موجودند و الان هم جزئی از مشکل و نه راه حل هستند و به دلیل همین مواضع دشنام میخورند، آیا مشکل شاهزاده است؟ یا اینکه این بهانه برای خالی کردن اطراف شاهزاده است تا در حملات بعدی ضربات بر خود ایشان موثر افتد؟
نقدهای ریز و درشت از گروههای ریز و درشت که عمدتا نه وجاهت دارند و نه محتوا. ولی هر چه فریاد دارید بر سر رژیم بزنید نه شاهزاده، شاهزاده در بدترین حالت، راه حلی است غیرمناسب برای مشکلات عدیده فعلی ایران و در بهترین حالت یاریگر نجات ایران. اما آنچه ما را به این روز انداخته جمهوری اسلامی است که از قضا در جمهوریتاش بسیار چپگراست و در اسلامیتاش مرزهای هر دین و ایمانی را با وقاحت زیر پا گذاشته است.
حملات با این حجم و در این سیاق و در این گستردگی زمانی نمیتواند اتفاقی باشد یا به نظر من اتفاقی نیست.
چرا شما مخالفین شاهزاده به یک جمعبندی برای رهبری مشترک بین خودتان نمیرسید تا ما نیز بتوانیم احتمالا رهبر و استراتژی و عمل شما را نقد کنیم؟ چون شما به رهبری مشترک باوری ندارید؟ نه، قطعا شوخی میکنید. شما اساسا توان رسیدن به رهبری مشترک را ندارید. با شما نمیتوان از رژیم اسلامی عبور کرد و حتی به فرض محال اگر عبوری از رژیم اسلامی با شما صورت بگیرد درست در ثانیهی پس از سقوط چنان جنگ قدرتی بین شما در میگیرد که آن سرش ناپیدا!
*باقر محبعلی روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی ساکن نروژ


