شاهزاده رضا پهلوی که شنبه ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ در شهر مونیخ میزبان گردهمایی «همکاری ملی برای نجات ایران» بود، در جریان سفر به آلمان با خبرنگاران و نمایندگان چند رسانه درباره مسائل ایران و چشمانداز مبارزات مردم برای دستیابی به آزادی به گفتگو پرداخت.

او از جمله در مصاحبه با دانیال دیلان بومر خبرنگار ارشد روزنامه «دی ولت» که ۲۹ ژوئیه (هفتم امرداد) منتشر شد، بار دیگر گفت: «یکی از اقدامات موثر [در حمایت از مردم ایران] میتواند قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی توسط اتحادیه اروپا باشد.»
رضا پهلوی تأکید کرد: «بسیاری از دولتهای اروپایی هنوز مردد هستند و به سیاست مماشات ادامه میدهند، به این امید که رفتار حکومت تغییر کند.»
– در نشست مونیخ بسیاری از سخنرانان شما را به عنوان چهره وحدتبخش اپوزیسیون ایران ستودند. به نظر شما چه چیزی سبب میشود که شما بتوانید رهبری تغییر در ایران را بر عهده بگیرید؟
– فکر میکنم این نقش در اعتماد مردم به من ریشه دارد: به عنوان شخصی که نامی شناختهشده دارد و ۴۴ سال است برای آزادی کشورمان تلاش میکند. همین اعتماد مرا قادر میسازد تا روند گذار را هدایت کنم و نیروها را برای یک پروژه مشترک گرد بیاورم. در این پروژه، همه باید جایگاه خود را داشته باشند، فارغ از وابستگی حزبی، باورهای فکری، قومی، مذهبی یا گرایش جنسی. این تنوع در همایش ما در مونیخ به خوبی دیده میشد. همه احساس میکنند که زمان تغییر فرا رسیده.
– با این حال، در اپوزیسیون نیز افرادی وجود دارند که حکومت پدر شما را به عنوان یک دیکتاتوری به یاد دارند. چطور این نگرانیها را برطرف میکنید که دوباره نوعی سلطنت بازگردانده شود؟
– من یک فرد مستقل هستم. کسی را که نقشی عمومی ایفا میکند، باید بر اساس استدلال و عملکرد خودش داوری کرد. آنچه کسی در گذشته انجام داده، چه خوب و چه بعد، به نسل بعد از او منتقل نمیشود. من برای تحقق و حفاظت از آیندهای دموکراتیک در ایران تلاش میکنم. این کار نیازمند شفافیت و مسئولیتپذیری است. در پروژه ما، نمایندگان جامعه مدنی، کارشناسان مختلف و حقوقدانان برای ایجاد یک حکومت قانونمحور تلاش میکنند که بتواند آزادیهای فردی مردم را بطور پایدار تضمین کند. تنها از این طریق میتوانیم اعتماد لازم را برای تغییر جلب کنیم. من دست خود را به سوی همه کسانی دراز میکنم که میخواهند بخشی از این روند باشند.
– شما قصد دارید پس از فروپاشی حکومت فعلی، یک رفراندوم درباره آینده ایران برگزار کنید. دقیقاً مردم باید به چه چیزهایی رأی بدهند؟ آیا بازگشت به سلطنت نیز مطرح خواهد بود؟
– یک مجلس مؤسسان باید تصمیم بگیرد که بر اساس کدام الگو از دموکراسی حرکت کنیم. آیا میخواهیم جمهوریای با نخستوزیر و رییس جمهوری داشته باشیم، مانند اسرائیل، هند یا فرانسه؟ یا یک جمهوری پارلمانی؟ یا احتمالا یک پادشاهی مشروطه، مانند سوئد یا ژاپن؟ به نظر من، محتوای نظام از شکل آن مهمتر است.
ما پیش از هر چیز باید حقوق بشر و اصل تفکیک قوا را تضمین کنیم. در طول این روند به یک دولت انتقالی نیاز داریم. در پایان، باید پیشنویس قانون اساسی به مردم ارائه شود تا آن را تایید کنند یا اگر رد شد، مجلس مؤسسان در آن بازنگری کند. بعد از آنکه قانون اساسی جدید تدوین شد، میتوانیم دولت جدید را انتخاب کنیم.
– شما چند هفته پیش گفتید که حکومت ملایان در آستانه فروپاشی قرار دارد. اما فعلا چنین به نظر نمیرسد.
– بله، پویاییای که آن زمان وجود داشت، ادامه نیافته. با این حال، حکومت به شدت وحشتزده است. در جریان بمبارانهای اسرائیل، علی خامنهای، به اصطلاح رهبر انقلاب، به مخفیگاه زیرزمینی پناه برد. زمامداران حتی در حال آماده شدن برای فرار خانوادههایشان بودند. این حملات ضربات سنگینی به حکومت و به ویژه به ساختارهای نظارتی و کنترل آن زد و تواناییاش در سرکوب مردم را تضعیف کرد. اما سقوط رژیم نمیتواند از بیرون صورت گیرد. ما همچنین به مقاومت، تظاهرات، اعتصابات و فرسایش ساختار قدرت از درون نیاز داریم. حتی اعضای فعلی حکومت نیز باید بخشی از راه حل باشند.
– شما در مصاحبه با «پولیتیکو» گفتید که بیش از ۵۰ هزار نفر از طریق پلتفرم اینترنتی شما به عنوان ریزشیهای حکومت تماس گرفتهاند. آیا در میان آنها مقامات بلندپایه مثلاً از روحانیت یا سپاه پاسداران هم دیده میشوند؟
– نشانههایی وجود دارد که افراد بسیار مهمی از درون حکومت در میان آنها وجود دارند. اما ما هنوز باید این را راستآزمایی کنیم چرا که احتمال دارد حکومت بخواهد با ماموران نفوذی ما را فریب بدهد. با این حال، نشانههای اولیه بسیار امیدوارکنندهاند. آنچه هنوز کم داریم، شرایط بینالمللی مناسب است.
– دولتهای خارجی چگونه میتوانند روند تغییر را تسریع کنند؟
– یکی از اقدامات موثر میتواند قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی توسط اتحادیه اروپا باشد. بسیاری از دولتهای اروپایی هنوز مرددند و به سیاست مماشات ادامه میدهند، به این امید که رفتار این حکومت تغییر کند. آنها همچنین نگران جان زندانیان اروپایی در ایران هستند. در گفتگوهای خصوصی، بسیاری از نمایندگان اروپایی اعتراف میکنند که درواقع خود اتحادیه اروپا گروگان این گروگانها شده! اما هرگونه امتیاز دادن به این حکومت فقط عمر آن را طولانیتر میکند. به هر حال، فکر میکنم که دولت جدید آلمان نسبت به دولت قبلی واقعبینانهتر به رژیم نگاه میکند. آلمانیها بالاخره عینک خوشبینی را کنار گذاشتهاند.
– روز جمعه (۲۵ ژوئیه) نمایندگان آلمان، فرانسه و بریتانیا با مقامات جمهوری اسلامی گفتگو کردند تا مذاکرات هستهای از سر گرفته شود؛ نظر شما درباره این اقدامات چیست؟
-تلاش برای منع جمهوری اسلامی از دست یافتن به سلاح هستهای از راه مذاکره شکست خورده. بجای امید داشتن به «عقلانیت ملاها»، اروپاییها باید «مکانیسم ماشه» را فعال کنند تا تحریمهای علیه جمهوری اسلامی که در سال ۲۰۱۵ [به دلیل توافق برجام] تعلیقشدند دوباره برگردند.
حکومت آشکارا نشان داده که قصد ندارد از غنیسازی اورانیوم در داخل کشور صرف نظر کند. برعکس، آنها میخواهند آن را گسترش دهند. حکومت فقط وقت میخرد تا به بمب نزدیکتر شود. مکانیسم ماشه میتواند تهران را از این مسیر باز دارد و در عین حال، به اپوزیسیون در ایران فرصتی واقعی برای تغییر رژیم بدهد.
-شما با حملات هوایی اسرائیل به [نقاطی در] ایران ابراز همراهی کردید. اسرائیل تهدید کرده در صورت عدم همکاری جمهوری اسلامی در مذاکرات هستهای، دوباره حمله خواهد کرد. آیا از حمله هوایی دیگر هم حمایت میکنید؟
– اینکه کار به حمله کشید، نتیجه مستقیم دیپلماسی بیش از حد مماشاتگر غرب بود. اما این بدان معنا نیست که باید فوراً از دیپلماسی شکستخورده به گزینه نظامی روی آورد. یک گزینه سوم هم وجود دارد: مردم ایران. اجازه دهید مردم ایران خودشان تغییر را رقم بزنند و آزاد شوند! مردم ایران آماده تغییر هستند. اما آیا جهان واقعاً از آنها حمایت کرده؟ اکنون که حکومت به شدت تضعیف شده، یک فرصت تاریخی بینظیر پیش آمده. باید از این لحظه استفاده کرد.
-غرب تا حالا از حمایت مستقیم از اپوزیسیون جمهوری اسلامی خودداری کرده، چون نگران است این کار اعتبار اپوزیسیون را خدشهدار کند.
-اما شما از نلسون ماندلا هم حمایت کردید! یا از اتحادیه همبستگی در لهستان کمونیستی، یا جنبشهای آزادیخواهانه در آمریکای لاتین! در همه این موارد، کمک خارجی تعیینکننده بوده. چرا ایران باید استثنا باشد؟ ببینید مردم در ایران روی پلاکاردهایشان چه نوشتهاند: «مرگ بر دیکتاتور!» آنهم به انگلیسی یا فرانسوی. نه برای تمرین زبان، بلکه این یک پیام مستقیم به جهان آزاد است. مردم ایران میخواهند غرب سرانجام عمل کند.
-ما چه باید بکنیم؟
– دادن توصیه به دولتهای خارجی همیشه اقدامی حساس است. ما خواهان مداخله مستقیم نیستیم. ما صدقه نمیخواهیم. اما دو عنصر برای فروپاشی جمهوری اسلامی اهمیت حیاتی دارند: یکی، دسترسی به اینترنت آزاد است تا مردم بتوانند اطلاعات به دست آورده و اپوزیسیون هم بتواند هماهنگی ایجاد کند. برای این کار، ایران به فیلترشکن نیاز دارد که بتوان از طریق آن سانسور و کنترل حکومت را دور زد. همچنین مردم ایران به اینترنت ماهوارهای نیاز دارند. دیگری، منابع مالی است. برای نمونه، اعتصابها باید تامین مالی شوند. همانطور که میدانید، به خاطر تحریمهای فعلی، ارسال پول به ایران بسیار دشوار است. کمک بزرگی خواهد بود اگر تحریمهای مالی بهگونهای تنظیم شوند که خانوادههای کارگران اعتصابی یا زندانیان سیاسی بتوانند از خارج مورد حمایت قرار بگیرند.


