دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» نوشته دارون عجماوغلو اقتصاددان ترکتبار و استاد MIT، و جیمز رابینسون دانشمند علوم سیاسی از دانشگاه شیکاگو است. این دو پژوهشگر برجسته با ترکیب اقتصاد، تاریخ و سیاست، استدلال میکنند که عامل اصلی موفقیت یا شکست ملتها، نه جغرافیا یا فرهنگ، بلکه نهادهای سیاسی و اقتصادی آنهاست. آنها نشان میدهند که نهادهای فراگیر (مبتنی بر مشارکت و شفافیت) موجب رشد و آزادی میشوند، در حالی که نهادهای استثماری (متمرکز و سرکوبگر) باعث فقر و عقبماندگیاند. همکاری آنها تأثیر زیادی بر نظریههای توسعه و دموکراسی در قرن ۲۱ داشته است.
اهمیت کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» برای انقلاب ملی ایران (جنبش زن زندگی آزادی ) بسیار زیاد و آموزنده است، زیرا مفاهیم کلیدی کتاب دقیقاً به مسائلی میپردازد که سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایران را در برهه تاریخی کنونی تعیین میکند.
در ادامه، به چند نکته مهم درباره ارتباط این کتاب با انقلاب ملی ایران اشاره میکنم:
۱. ضرورت گذار از نهادهای استثماری به نهادهای فراگیر
جمهوری اسلامی، بهوضوح یک نظام با نهادهای استثماری است:
- تمرکز شدید قدرت در دستان یک گروه ایدئولوژیک (ولایت فقیه).
- محروم ساختن مردم از حق انتخاب واقعی.
- اقتصاد رانتی، فساد نهادینه و سرکوب نوآوری و آزادی.
انقلاب ملی ایران اگر بخواهد موفق شود، باید بتواند نهادهای فراگیر سیاسی و اقتصادی ایجاد کند:
- انتخابات آزاد و شفاف.
- حاکمیت قانون و پاسخگویی نهادها.
- مالکیت خصوصی، اقتصاد آزاد و رقابتپذیر.
۲. پرهیز از بازتولید استبداد با چهرهای تازه
کتاب نشان میدهد که تغییر حکومت لزوماً به معنای موفقیت نیست، اگر نهادهای جدید هم ماهیتی استثماری داشته باشند (مانند انقلاب فرانسه، روسیه، یا برخی کشورهای عربی پس از بهار عربی).
انقلاب ایران در ۵۷ دقیقاً همین مسیر را رفت: رژیمی استبدادی (سلطنت) را برداشت، اما آن را با یک استبداد مذهبی حتی بستهتر جایگزین کرد.
بنابراین، انقلاب ملی ایران باید با اصلاح ساختار قدرت و نهادسازی نوین از چرخهی معیوب تاریخ معاصر ایران خارج شود.
۳. فرصت تاریخی و پنجره تحول
عجماوغلو و رابینسون معتقدند که بحرانها میتوانند فرصت نهادسازی باشند، اگر رهبران و مردم از آن بهره ببرند.
جنبش زن، زندگی، آزادی و نارضایتی فراگیر مردمی، اکنون یک «پنجره تحول» است.
اما:
- اگر این فرصت با اتحاد نیروهای دموکرات، سکولار و ملی همراه نشود،
- اگر اپوزیسیون پراکنده و بیبرنامه بماند،
- یا اگر مردم خسته و مأیوس شوند،
این فرصت ممکن است از دست برود و نظام یا به شکل دیگر بازسازی شود.
۴. جایگاه مردم در ساختار آینده
کتاب تأکید دارد که موفقیت پایدار نیازمند مشارکت واقعی مردم در قدرت است.
در انقلاب ملی ایران نیز، باید:
- مردم در طراحی نظام آینده نقش داشته باشند،
- قانون اساسی جدید بر پایه حقوق بشر و آزادیهای بنیادین باشد،
- و جامعه مدنی نیرومند شکل گیرد تا نهادها را کنترل کند.
کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» یک هشدار جدی برای آینده ایران است:
اگر فقط چهرهها عوض شوند اما ساختار قدرت و نهادها اصلاح نشود، ایران بار دیگر به چرخه استبداد و ناکارآمدی بازخواهد گشت.
انقلاب ملی ایران فقط زمانی به ثمر خواهد نشست که با آگاهی، نهادسازی و اصلاحات عمیق ساختاری همراه باشد و نه فقط با خشم و هیجان انقلابی.


