ساموئل (پیمان) سلاحی – در جامعهای که سخن گفتن هزینه دارد، سکوت نه الزاما نشانه بیتفاوتی، بلکه استراتژی بقاست. در چنین شرایطی، بخشی از مردم ترجیح میدهند نه به صراحت موافق باشند، نه مخالفت خود را آشکار کنند. این پدیده، همان چیزی است که الیزابت نوئل- نویمن در دهه ۷۰ میلادی آن را «مارپیچ سکوت» نامید؛ و امروز، در جامعه ایران، بیش از همیشه مصداق دارد.
نظریه «مارپیچ سکوت» (Spiral of Silence Theory) یکی از نظریههای مهم در حوزه ارتباطات و علوم اجتماعی است که توسط الیزابت نوئل-نویمن (Elisabeth Noelle-Neumann)، پژوهشگر آلمانی در دهه ۱۹۷۰ ارائه شد. این نظریه به بررسی نحوه شکلگیری افکار عمومی و سکوت برخی افراد در جوامع میپردازد.
خلاصهای از نظریه مارپیچ سکوت
فرض اصلی:
افراد تمایل دارند از انزوای اجتماعی اجتناب کنند. بنابراین اگر احساس کنند نظرشان با نظر اکثریت متفاوت است یا ممکن است مورد پذیرش جامعه قرار نگیرد، ترجیح میدهند سکوت کنند و دیدگاهشان را ابراز نکنند. به نوعی مصداق این زبانزد معروف فارسی: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!
اجزای کلیدی این نظریه عبارتند از:
۱. ترس از انزوا
مردم بطور طبیعی از طرد شدن و انزوا در جامعه میترسند. اگر احساس کنند نظرشان مخالف دیدگاه غالب است، برای جلوگیری از طرد اجتماعی، آن را بیان نمیکنند.
۲. درک محیط
افراد بطور مداوم افکار عمومی و جهتگیری غالب در جامعه را از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و گفتگوها درک میکنند.
۳. سکوت اقلیت
وقتی فرد احساس کند در اقلیت است، سکوت اختیار میکند؛ در نتیجه، صدای اکثریت بلندتر به گوش میرسد.
۴. مارپیچ سکوت
با سکوت افراد بیشتر، به نظر میرسد که دیدگاه اکثریت گستردهتر و قویتر است؛ این باعث تقویت بیشتر اکثریت و تضعیف بیشتر اقلیت میشود – که شبیه یک مارپیچ عمل میکند.
یک مثال ساده: فرض کنید در یک جمع دهنفره، ۶ نفر نظر مشخصی دارند و با صدای بلند آن را اعلام میکنند. چهار نفر دیگر نظر متفاوتی دارند، اما چون فکر میکنند در اقلیتاند یا نگران قضاوت دیگران هستند، سکوت میکنند. در نتیجه، به نظر میرسد که همه با آن ۶ نفر موافقاند، و مارپیچ سکوت تقویت میشود.
کاربردها
• در تحلیل رفتار مخاطبان رسانهها
• بررسی افکار عمومی در سیاست و انتخابات
• تحلیل پدیدههایی مثل خودسانسوری در شبکههای اجتماعی
• در مطالعات فرهنگی و اجتماعی برای فهم سلطه گفتمانهای غالب
مارپیچ سکوت در جامعه ایران امروز
۱. ترس از پیامدهای اجتماعی، سیاسی یا قانونی
در ایران، بیان برخی دیدگاهها (سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، جنسی و…) ممکن است با پیامدهای سنگینی مانند حذف اجتماعی، برخورد امنیتی، یا حتی تعقیب قانونی همراه باشد. بنابراین افراد، مخصوصاً در فضاهای عمومی یا رسانهای، ترجیح میدهند سکوت کنند تا از خطر دور بمانند.
۲. فضای رسانهای یکطرفه یا قطبیشده
در ایران، رسانههای رسمی معمولاً یک گفتمان خاص را ترویج میکنند. در مقابل، در شبکههای اجتماعی نیز گاهی با فضای قطبی و داوریکننده مواجهیم. این وضعیت باعث میشود:
• مخالفان گفتمان رسمی از ترس سرکوب شدن، سکوت کنند.
• حتی موافقان هم گاهی از ترس قضاوت جمعی، خودسانسوری کنند.
نتیجه؟ صدای اقلیتها به گوش نمیرسد، و به مرور تصور میشود که همه یا اکثراً با گفتمان غالب موافقاند.
شکلگیری قشر خاکستری: محصول مارپیچ سکوت
قشر خاکستری به چه معناست؟ در ادبیات سیاسی- اجتماعی ایران، قشر خاکستری به آن بخش از جامعه گفته میشود که:
• نه فعال سیاسی هستند.
• نه به صراحت با نظام یا اپوزیسیون همصدا میشوند.
• معمولاً در بزنگاهها (مثل انتخابات، اعتراضات، تحریمها) تصمیمگیری میکنند که متمایل به کدامسو شوند.
چرا این قشر بهوجود آمده؟
۱. بیاعتمادی به گفتمانهای غالب (چه رسمی، چه مخالف)
۲. ترس از بیان علنی عقاید (بر اثر تجربه شخصی یا مشاهده برخورد با دیگران)
۳. احساس بیتأثیری مشارکت (در اثر تجربههای تاریخی، مثل مشارکت در انتخابات بینتیجه)
۴. فضای مبهم رسانهای (که باعث عدم قطعیت در تحلیل وضعیت میشود)
چگونه مارپیچ سکوت این قشر را تقویت میکند؟
وقتی افراد میبینند که نه گفتمان رسمی پذیرای نقد است، نه فضای اپوزیسیون جایی برای اختلاف نظر دارد، در عوض سکوت میکنند، نظارهگر میشوند و هویت مشخصی بروز نمیدهند. به مرور، این وضعیت در یک مارپیچ معکوس رشد میکند:
• هرچه افراد بیشتری سکوت میکنند، فضای عمومی مبهمتر و غیرقابل پیشبینیتر میشود.
• قشر خاکستری گستردهتر میشود ولی همچنان خاموش میماند.
• در نتیجه، تحلیلگران و سیاستگذاران دچار اشتباه در برآورد افکار عمومی میشوند.
نتیجهگیری
نظریه مارپیچ سکوت، یکی از کلیدیترین مفاهیم برای فهم پدیده قشر خاکستری در ایران است. این نظریه توضیح میدهد چرا بسیاری از مردم، حتی با داشتن عقاید روشن، ترجیح میدهند خاموش بمانند، و چگونه این سکوت جمعی باعث ابهام در فهم افکار عمومی و نوسانات شدید در رفتارهای جمعی میشود.
۱. انتخابات در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی
وضعیت
در سالهای اخیر، مشارکت در انتخابات جمهوری اسلامی کاهش چشمگیری داشته. بسیاری از مردم از شرکت در انتخابات خودداری کردهاند، به ویژه پس از اعتراضات و ناامیدیهای بعد از رویدادهای انتخاباتی پیشین (مثل ۸۸، ۹۲، ۹۶، و حتی ۱۴۰۰).
نقش مارپیچ سکوت
• افراد مخالف مشارکت، از ترس قضاوت دیگران (یا حتی نهادها) سکوت میکنند.
• افراد موافق نیز ممکن است از ترس برچسب خوردن یا تمسخر، سکوت کنند.
• هیچکدام صدای غالب نمیشود، و فضای تصمیمگیری مبهم و خاکستری باقی میماند.
نتیجه
بسیاری از مردم تا لحظه آخر تصمیم نمیگیرند یا مشارکت منفعل دارند (صرفاً برای «نه بدتر»)، که نشاندهنده عملکرد کامل مارپیچ سکوت و بیصدایی قشر خاکستری است.
۲. اعتراضات اجتماعی و سیاسی
وضعیت
در اعتراضاتی مثل آبان ۹۸ و خیزش زن، زندگی، آزادی ۱۴۰۱، بخشهایی از جامعه به شدت فعال شدند. اما در عین حال، اکثریت خاموش، که بخشی از آنها همدل بودند، همچنان در حاشیه باقی ماندند.
نقش مارپیچ سکوت
• بسیاری از افراد با وجود همدلی، از ترس سرکوب، از شرکت در اعتراضات یا حتی ابراز نظر علنی خودداری کردند.
• کسانی هم که مخالف اعتراضات بودند، در اقلیت احساس ناامنی کردند و سکوت کردند.
• رسانههای رسمی تصویری از «اقلیت معترض» ارائه دادند و رسانههای معاند نیز «اکثریت ناراضی» را تصویر کردند؛ هر دو دچار برداشت ناقص شدند چون قشر خاموش نمایان نبود.
نتیجه
عدم بیان دیدگاه واقعی بخش بزرگی از مردم باعث شد تحلیلگران، مسئولان، و حتی فعالان نتوانند برآورد دقیقی از «افکار عمومی» داشته باشند. این همپوشانی کامل با نظریه مارپیچ سکوت دارد.
۳. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی
وضعیت
شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام، ایکس (توئیتر)، و تلگرام در ایران به محلی برای ابراز عقاید تبدیل شدهاند. اما همچنان بسیاری از کاربران محتاط هستند، بهخصوص وقتی بحث سیاسی، جنسیتی یا مذهبی پیش میآید.
نقش مارپیچ سکوت
ٰ• ترس از ریپورت شدن، قضاوت، حمله مجازی، فاش شدن هویت، یا برخورد قضایی باعث خودسانسوری کاربران میشود.
• گاهی گفتمان غالبی در فضای مجازی شکل میگیرد که مخالفان آن، حتی اگر منطقی حرف بزنند، با حملات لفظی حذف میشوند (مثلاً درباره حجاب، مهاجرت، یا انتخابات).
• افراد کمکم یا به سکوت میروند یا فقط نظارهگر میمانند = قشر خاکستری مجازی.
فضای مجازی اگرچه ظاهراً آزادتر است، اما همچنان تابع مارپیچ سکوت است. خیلیها فقط لایک میکنند، اما نمینویسند. و این باعث میشود گفتمانهای اقلیت، به شکل غیرواقعی، غالب جلوه کنند یا برعکس.
در هر سه عرصهی انتخابات، اعتراضات و فضای مجازی، نظریه مارپیچ سکوت بهشدت فعال است و موجب شکلگیری، گسترش و تثبیت قشر خاکستری شده است. این قشر نه از سر بیعلاقگی، بلکه از سر ترس، ناامیدی، یا محاسبهگری اجتماعی، سکوت میکند. و تا زمانی که هزینهی بیان دیدگاه کمتر از سکوت نباشد، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
قشر خاکستری: صدای خاموش اکثریت؟
در ادبیات سیاسی ایران، «قشر خاکستری» به طیفی از جامعه اطلاق میشود که در بزنگاهها تعیینکنندهاند، اما در بیشتر مواقع ساکت و منفعل باقی میمانند. این گروه نه الزماً بیسواد یا بیعلاقهاند، بلکه بهدلایل مختلف از جمله ترس، بیاعتمادی، ناامیدی، یا محافظهکاری اجتماعی، از ابراز نظر علنی خودداری میکنند.
نظریه مارپیچ سکوت، توضیح میدهد که چگونه این سکوت شخصی، به سکوت جمعی میانجامد. هرچه افراد بیشتری خاموش بمانند، دیدگاههای غالب (چه واقعی، چه ساختگی) پررنگتر میشوند، و فضا برای اقلیتهای فکری تنگتر.
اما این مارپیچ در کجاهای جامعه ایران خودش را بیشتر نشان داده است؟
۱. انتخابات؛ تردید، سکوت، یا تحریم؟
در سالهای اخیر، انتخابات جمهوری اسلامی در ایران از شور و مشارکت مردمی فاصله گرفته است. افراد زیادی ترجیح میدهند یا شرکت نکنند یا تصمیمگیری را به لحظه آخر موکول کنند. آنهایی که رأی نمیدهند، به ندرت آن را اعلام میکنند؛ و آنهایی که شرکت میکنند، غالباً از بیان دلیل خود ابا دارند.
در این فضا، سکوت رأیدهندگان یا رأیندهندگان، باعث میشود هیچکدام از گفتمانها به روشنی غالب نشود. این یعنی تحلیلگران و حتی حاکمیت، در فهم «افکار عمومی واقعی» با خطا مواجه میشوند.
۲. اعتراضات؛ همراهان خاموش
اعتراضات گسترده در سالهای ۹۸ و ۱۴۰۱، نشان داد که نارضایتی در جامعه عمیق است. اما بخش زیادی از جامعه، با وجود همدلی با خواست معترضان، از مشارکت یا حتی اظهار نظر علنی خودداری کردهاند.
دلایل این سکوت متنوعاند: از ترس امنیتی گرفته تا تجربه تلخ گذشته، یا حتی تردید در مسیر حرکت. نتیجه این سکوت؟ تصوری ناقص از وضعیت جامعه. رسانههای رسمی آن را به «تحرک اقلیتی معدود» تقلیل دادند، در حالیکه بسیاری از معترضان معتقد بودند «اکثریت ساکت» پشت آنها ایستاده است.
۳. فضای مجازی؛ آزادی نیمبند، سانسور درونی
در ظاهر، شبکههای اجتماعی بستر بیان آزادانه افکارند. اما در عمل، خودسانسوری در این فضاها فراگیر است. کاربران میدانند که اظهار نظر درباره مسائل سیاسی، جنسیتی یا دینی ممکن است با حمله، قضاوت، یا حتی برخورد قضایی همراه شود. بنابراین ترجیح میدهند لایک کنند، اما ننویسند. بخوانند، اما نظر ندهند.
گفتمانهای غالب در ایکس یا اینستاگرام، گاه با فریاد اقلیتهایی شکل میگیرند که صدایشان بلند است، اما الزاماً نماینده افکار عمومی نیستند. قشر خاکستری مجازی، در این میان نظارهگر است؛ خاموش، بیصدا، اما پرشمار.
صدایی که شنیده نمیشود
جامعهای که صداهای متنوعش را نمیشنود، در تصمیمگیری دچار اختلال میشود. مارپیچ سکوت، وقتی با سرکوب، فضای قطبی و رسانههای جهتدار ترکیب شود، میتواند به وضعیتی منجر شود که جامعه، خودش را گم کند. قشر خاکستری، هرچند ممکن است بیصدا باشد، اما بار سنگینی از ناگفتهها را بر دوش میکشد.
پرسش نهایی این است: در چنین شرایطی، چگونه میتوان این مارپیچ را شکست؟ شاید پاسخ در اعتمادسازی، کاهش هزینههای بیان، و تمرین شنیدن صداهای مخالف باشد. چرا که صدای خاموش، الزماً بیصدا نیست؛ فقط فرصت شنیده شدن ندارد.
نظریه مارپیچ سکوت (Spiral of Silence) از زمان ارائهاش توسط الیزابت نوئل-نویمن، در دهههای اخیر در کشورهای مختلفی مورد بررسی، آزمایش و تحلیلهای تجربی قرار گرفته است. بیشتر این مطالعات در جوامعی انجام شدهاند که دارای فضای رسانهای قوی، مشارکت سیاسی پویا، یا قطببندی اجتماعی قابل توجه بودهاند.
در ادامه به برخی از مهمترین کشورهایی که این نظریه در آنها آزمایش یا مطالعه شده اشاره میکنم:
۱. ایالات متحده آمریکا
• یکی از پرکاربردترین کشورها برای بررسی مارپیچ سکوت.
• مطالعات زیادی درباره تأثیر رسانههای خبری، توییتر، و تلویزیون بر شکلگیری افکار عمومی انجام شده است.
• موضوعات مورد بررسی: جنگ عراق، حقوق همجنسگرایان، انتخابات ریاستجمهوری، نژادپرستی.
نتیجهها: نشان داده شد که افراد در فضای عمومی اگر احساس کنند نظرشان در اقلیت است (مثلاً در مورد جنگ یا نژاد)، کمتر تمایل به بیان آن دارند.
۲. آلمان (کشور مبتکر این نظریه)
• خود نوئل-نویمن این نظریه را با مطالعات میدانی در آلمان غربی پس از جنگ جهانی دوم توسعه داد.
• تمرکز اصلی بر رسانهها و بازسازی افکار عمومی پس از فاشیسم بود.
• همچنان یکی از کشورهایی است که به شکل آکادمیک روی این نظریه کار میکند.
۳. چین
• با وجود کنترل رسانهها و محدودیت آزادی بیان، پژوهشهایی انجام شده تا نشان دهد چگونه شهروندان در فضای مجازی یا واقعی، خودسانسوری میکنند.
• مارپیچ سکوت در مواجهه با موضوعاتی مثل تیانآنمن، فساد دولتی یا حقوق بشر بهخوبی قابل مشاهده است.
نکته جالب: حتی در فضاهایی مانند ویچت یا ویبو، کاربران سکوت میکنند وقتی حس کنند مخالف گفتمان حاکم هستند.
۴. کره جنوبی
• مطالعاتی درباره افکار عمومی نسبت به کره شمالی، موضوعات اخلاقی یا اختلافات سیاسی داخلی انجام شده است.
• نشان داده شده که مارپیچ سکوت در فضاهایی با سلطه رسانههای خاص یا قطبیشدگی شدید تقویت میشود.
۵. روسیه
• بهویژه در مسائل سیاسی یا جنگ اوکراین، مطالعات نشان دادهاند که افراد به دلیل ترس از سرکوب یا ناهماهنگی با رسانههای دولتی، سکوت میکنند.
• حتی کاربران فعال شبکههای اجتماعی در محیطهای بسته، از اظهارنظر صریح خودداری میکنند.
۶. هند
• درباره موضوعات مذهبی، کاست، یا تعصبات قومی-ملی (مثل روابط با پاکستان) مارپیچ سکوت مورد بررسی قرار گرفته.
• برخی اقلیتها بهدلیل فضای رسانهای غالب یا ترس از خشونتهای محلی، نظرات خود را پنهان میکنند.
ابزارهای آزمایشی معمول در این شش کشور
• نظرسنجیها با سوالات درباره «احساس اکثریت/اقلیت بودن»
• تحلیل شبکههای اجتماعی و رفتار کاربران (چه کسانی صحبت میکنند، چه کسانی فقط نظارهگرند)
• آزمایشهای روانشناسی اجتماعی برای سنجش واکنش افراد به فشار افکار عمومی
نتیجه کلی از پژوهشهای بینالمللی
۱. نظریه مارپیچ سکوت در جوامعی با قطببندی سیاسی یا فرهنگی بالا بسیار فعال است.
۲. ترس از طرد اجتماعی یا پیامدهای سیاسی/قانونی، مهمترین عامل سکوت است.
۳. رسانهها، بهویژه وقتی همصدا یا غالب باشند، نقش کلیدی در تقویت مارپیچ سکوت دارند.
۴. حتی در جوامع دموکراتیک، در موضوعاتی با حساسیت بالا (مثل نژاد، مذهب، مهاجرت) مارپیچ سکوت اتفاق میافتد.
نقش نظریه مارپیچ سکوت در انقلابها
برخلاف تصور اولیه که نظریه مارپیچ سکوت برای جوامع نیمهدموکراتیک یا مدرن طراحی شده، این مدل رفتاری در جریان انقلابها نیز به شکل معکوس یا متغیر کاربرد دارد. در اینجا به موارد کلیدی اشاره میکنم:
۱. قبل از انقلاب: سکوت اکثریت ناراضی
در بسیاری از انقلابها، پیش از وقوع انفجار اجتماعی، جامعه دچار نوعی سکوت عمومی میشود:
• مردم نارضایتی دارند، اما از ترس سرکوب، سکوت میکنند.
• نارضایتیها بهصورت زیرزمینی یا خصوصی جریان دارد (در خانوادهها، جمعهای دوستانه).
• رسانههای رسمی تصویری آرام و باثبات از وضعیت جامعه ارائه میدهند.
این دقیقاً همان مارپیچ سکوت کلاسیک است؛ افراد بهدلیل احساس اقلیت بودن، سکوت میکنند و صدای گفتمان غالب بلندتر میشود.
۲. لحظه انفجار انقلابی: شکست مارپیچ سکوت
در نقطهای خاص، معمولاً بر اثر حادثهای محرک (مثل قتل، فساد بزرگ، یا فروپاشی اعتماد)، افراد شروع به شکستن سکوت میکنند. با افزایش شمار افراد معترض:
• ترس از انزوا کاهش مییابد.
• افراد احساس میکنند دیگر در اقلیت نیستند.
• مارپیچ سکوت میشکند و بجای آن مارپیچ «فریاد» شکل میگیرد.
این تغییر معمولاً غیرقابل بازگشت است و ممکن است به حرکت انقلابی تمامعیار تبدیل شود.
مثالهای تاریخی
انقلاب تونس 2011
• خودسوزی محمد بوعزیزی محرکی شد برای شکستن سکوت عمومی درباره فساد و بیکاری.
• پس از آن، شبکههای اجتماعی به ابزار تقویت گفتمانهای معترضانه تبدیل شدند.
• مارپیچ سکوت شکست و گفتمان جدید مسلط شد.
انقلاب مصر
• پیش از انقلاب ۲۰۱۱، اعتراض به رژیم مبارک اغلب محدود به نخبگان سیاسی و اینترنتی بود.
• با پیوستن اقشار مختلف به اعتراضات، مارپیچ سکوت عمومی شکست و موج انقلابی شکل گرفت.
جمعبندی
نظریه مارپیچ سکوت نه تنها در جوامع با ساختار آرام، بلکه در آستانه یا بطن انقلابها نیز بهکار میآید. معمولاً قبل از هر تحول انقلابی، سکوتی فریبنده در جامعه وجود دارد که ناشی از ترس اجتماعی است. لحظهای که این ترس بریزد، سکوت جمعی به فریاد همگانی تبدیل میشود — و اینجاست که انقلاب آغاز میشود.
منابع علمی و دانشگاهی درباره نظریه مارپیچ سکوت
در بخش منابع آنچه برای مطالعه دقیقتر و آکادمیک درباره نظریه مارپیچ سکوت مفید هستند معرفی شده است.
منابع نظری و پایهای:
- Noelle-Neumann, Elisabeth.
The Spiral of Silence: Public Opinion – Our Social Skin- سال انتشار: 1984 (چاپ اول)
- این کتاب منبع اصلی نظریه است که توسط خود نویمن نگاشته شده است.
- Glynn, Carroll J., Susan Herbst, Garrett J. O’Keefe, and Robert Y. Shapiro.
Public Opinion- شامل فصلی درباره مارپیچ سکوت و تأثیرات آن در افکار عمومی.
- Matthes, Jörg, and Morrison, Kristen R.
The Spiral of Silence: A Meta-Analysis and Review- نشریه: Communication Yearbook 34، سال 2010
- بررسی سیستماتیک دهها مطالعه تجربی درباره این نظریه در سراسر جهان.
مقالات علمی مهم:
- Scheufele, D. A., & Moy, P. (2000).
Twenty-five years of the spiral of silence: A conceptual review and empirical outlook- نشریه: International Journal of Public Opinion Research
- مروری بر توسعه نظریه طی ۲۵ سال اول.
- Gearhart, Sherice, and Dennis, James. (2013)
Social media, spiral of silence, and political expression- بررسی رفتار کاربران شبکههای اجتماعی در ایالات متحده با توجه به نظریه.
- Yin, Jiafei. (2008)
Opposing the One-Child Policy in China: The Role of Internet-Based Public Opinion- بررسی چگونگی سکوت منتقدان سیاستهای جمعیتی در چین با رویکرد مارپیچ سکوت.



