Home دیدگاه از رنج پراکنده تا فریاد ملی؛ زمان شکل‌گیری جنبش دادخواهی قانون‌مدار فرا رسیده...

از رنج پراکنده تا فریاد ملی؛ زمان شکل‌گیری جنبش دادخواهی قانون‌مدار فرا رسیده است

فیروزه غفارپور – در شرایطی که ایران با موج بی‌سابقه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و سیاسی روبروست، صدای مردم در قالب کلیپ‌ها و روایت‌های شخصی، مدام به گوش می‌رسد. پرسش کلیدی این است: آیا این صدای پراکنده، می‌تواند به یک فریاد ملی برای دادخواهی، عدالت و پس گرفتن حقوق شهروندی تبدیل شود؟

مقاله‌ی پیش‌ رو تلاشی است از سوی یک شهروند ایرانی دادخواه، برای تبدیل «سوگواری منفعلانه» به «خیزش قانون‌مدار ملی»، و از «درد مشترک» به «اقدام مشترک».

وقتی کلیپ‌ها بجای فریاد، زمزمه‌اند

در سال‌های اخیر، رسانه‌های اجتماعی پر شده‌‌اند از ویدیوهایی از درون ایران از جمله کارگری که حقوق نگرفته، بازنشسته‌ای که از نداری فریاد می‌زند، بیماری که توان خرید دارو ندارد، مادری که از گرمای بدون برق و آب برای نوزادش ناله می‌کند.

«رفتم داروهایم را بخرم فقط ۳ تا دارو شده ۵۰۰ هزار تومن.
نون هم دیگه نمیتونیم بخریم.
الان ۱۳ ساعته که برق نداریم.
الان ۸ ساعته آب قطع شده.
برق میره کسب و کارمان بسته میشه مجبوریم مغازه رو ببندیم.
ببینید خمیر نان زدم ولی به خاطر قطع برق تمام خمیر نون خراب شده و باید بریزم دور و…

اما این ویدیوها، با وجود عمق دردشان، اغلب در قالبی منتشر می‌شوند که بیشتر به «شکایت» و یا نفرین شبیه است تا «تلاش برای گرفتن حقوق خود». بیشتر به «زاری» شباهت دارند تا «فریاد». و بیش از آن‌که مردم را به اقدام متحد و قانون‌مدار فراخوانند، به بازتولید حس درماندگی دامن می‌زنند.

این کلیپ‌ها بدون یک پیام سازمانیافته برای گرفتن حقوق، بدون درخواست روشن برای «چه باید کرد؟»، به ابزار تخلیه‌ی روانی بدل شده‌اند و نه ابزار تغییر.

نقش غایب رسانه‌ها و تحلیلگران: همراه مردم یا بالای سر آنها؟

متأسفانه بخش بزرگی از رسانه‌های فارسی‌ خارج کشور نیز بجای ایفای نقش در هم‌صدا کردن مردم و سازماندهی یک فریاد ملی، یا درگیر رقابت‌های حزبی شده‌اند یا تنها به تحلیل سیاست‌های آمریکا، چین، روسیه و درگیری‌های درونی رژیم پرداخته‌اند.

اما مردم ایران امروز نیازمند تحلیل قدرت‌های جهانی نیستند. آنها نیازمند امید، سازماندهی، دعوت به گرفتن حق، و هم‌صدایی هستند.

صدها ساعت برنامه و میزگرد، بدون آنکه مردم را دعوت به شکل‌دادن به یک خواست مدنی گسترده کنند، صرفاً به انباشت واژه‌ها تبدیل شده‌اند. در حالی که اکنون، بیش از هر زمان دیگر باید پرسید: «چه کسی مردم را به تلاش برای گرفتن حقوق شهروندی فرا می‌خواند؟» درد مشترک، باید به اقدام مشترک بیانجامد. ما یک ملت هستیم با یک زخمِ تاریخی. اما این درد مشترک، تنها زمانی به رهایی می‌رسد که به اقدامی ملی، مسالمت‌آمیز، مدنی، و قانون‌محور تبدیل شود.

جنبش‌های اجتماعی موفق در دنیا نه با سوز و گداز، که با خواست روشن، زبان مشترک، و وحدت هدف شکل گرفته‌اند.

ایران نیز امروز نیازمند یک جنبش ملی برای دادخواهی و پس گرفتن حقوق شهروندی و انسانی خویش است. این جنبش، باید از درون ملت برخیزد و وابسته به قدرت‌های بیرونی یا رهبران خودخوانده نباشد.

این جنبش، باید عدالتخواه باشد، نه انتقامجو. و باید به سمت قانون‌گرایی، دموکراسی، عدالت اجتماعی و کرامت انسانی گام بردارد.

از کلیپ ناله به کلیپ برای گرفتن حق

در این مسیر، نقش رسانه‌ها، هنرمندان، فعالان اجتماعی، و کاربران عادی شبکه‌های اجتماعی حیاتی‌ست. باید از روایت صرف رنج، به ساختن کلیپ‌هایی برای گرفتن حق و دعوت به کنش قانون‌مدار و راهکار رهایی برسیم. ویدیوهایی که نه برای اشک ریختن بلکه برای به‌ حرکت‌ درآوردن ساخته شوند.

باید در فضای مجازی پویش‌هایی به راه افتد با پیام‌هایی چون:

• ما شهروندیم، نه رعیت
• ما آب، نان، عدالت و آزادی می‌خواهیم
• دادخواهی، حق ملت است
• ما از قانون حمایت می‌کنیم، نه از خشونت
• ایران جای ماست، حق ماست، سهم ماست

نیاز به محور وحدت ملی ، نه برای حکومت بلکه برای همبستگی ملی

هر جنبش فراگیر، برای موفقیت، نیاز به یک نماد اعتماد عمومی، محبوبیت ‌و بی‌قدرت‌طلبی دارد. و در فضای امروز ایران، تنها شخصیتی مانند شاهزاده رضا پهلوی توانسته چنین جایگاهی پیدا کند. نه تنها به خاطر تبارش، بلکه به خاطر کنش سیاسی‌ و‌پرونده ۴۵ سال مبارزه خودش و‌ پایبندی به‌ اصولی‌ که در‌ تمام این‌سال‌ها بر آنها ایستادگی‌ کرده‌، دعوت به آشتی، سکولاریسم، قانون، حفظ یکپارچگی ایران، حقوق شهروندی بطور مساوی برای هر ایرانی کرده است.

پشتیبانی از او، نه پشتیبانی از نوع یک نظام خاص در آینده ، بلکه همراهی با جنبشی است که می‌خواهد از ویرانه‌های نظام فاسد شیعه اسلامی، ایرانی نو بر پایه کرامت انسانی بسازد.

نتیجه‌گیری: فریاد ملی برای حقوق شهروندی، راهی برای رهایی

جامعه‌ای که در آن حتی برق و آب به ابزار تحقیر و سرکوب بدل شده‌اند، جامعه‌ایست که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

اما هنوز یک چیز مانده: امید به بازسازی، و اراده برای ایستادن و هدف پیروزی

ما در آستانه یک انتخاب تاریخی هستیم:

یا همچنان تماشاگر کلیپ‌های درد باشیم
یا سازنده فریادهایی برای عدالت، کرامت ، آزادی ، سربلندی و هویت ملی
آینده، از آنِ آنهایی‌ست که برای حقوق انسانی خود بپا خیزند.

*فیروزه غفارپور‌ شهروند دادخواه و بنیانگذار کمپین دادخواهی

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 6 / معدل امتیاز: 2.3

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید