Home Featured2 گفتگو با خالق کلاه و کراوات و دستمال گردن‌هایی با نقش‌های ساسانی...

گفتگو با خالق کلاه و کراوات و دستمال گردن‌هایی با نقش‌های ساسانی و تمبر شاه فقید

- فرید گلسرخ صفهانی،  زاده ۱۳۷۸ در اصفهان و فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای زیباست. او پس از پایان دوران هنرستان در ۱۷ سالگی مجبور به خروج از کشور و مهاجرت به ترکیه شد.
- «کلاه‌ها را همراه با تمبر شاهنشاه برای دوستانم می‌فرستادم با این هدف که که اعلیحضرت را بر روی سر تمامی مردم جهان جای دهم، چراکه دستاوردهای شاه ایران بسیار بزرگ و ارزشمند بود؛ نه فقط برای ایرانیان بلکه برای بسیاری از کشورهای خاورمیانه و جهان. تا جایی که با هالیوود هم کار کردم  حتی این کلاه‌ها را برای هنرمندانی با تفکرات چپ فرستادم و آنها این کلاه‌ها را بر سر گذاشته و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.»
- این هنرمند اصفهانی در پایان این گفتگو به کیهان لندن می‌گوید که مهم‌ترین آرزویش بازگشت به ایران آزاد و خدمت کردن به مردم است: «آرزو دارم این سختی‌ها را طوری پالایش کنم که این تجربیات را برای مردم خودم به اشتراک بگذارم. از کودکی آرزو داشتم که شکوه نساجی‌ ‌و بافندگی‌های‌ گذشته به اصفهان، اصفهانی که زمانی به منچستر ایران شهرت داشت، بازگردد.»

فیروزه نوردستروم- فرید گلسرخ صفهانی،  زاده ۱۳۷۸ در اصفهان و فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهای زیباست. او پس از پایان دوران هنرستان در ۱۷ سالگی مجبور به خروج از کشور و مهاجرت به ترکیه شد و ابتدا به نقاشی و طراحی بر روی کاغذ پرداخت اما بعدها به خاطر علاقه‌ای که از دوران کودکی به کلاه داشت پس از پیشنهاد یکی از دوستانش یکسری از نقاشی‌ها و طراحی‌های خود را بر روی کلاه پیاده کرد و این جرقه‌ای بود برای مسیری که از حدود هشت سال پیش در پیش گرفته است.

یکی از کلاه‌های فرید گلسرخ اصفهانی بر سر یک مدل

او در حال حاضر به همراه اعضای گروه خود بجز کلاه‌های نفیس فدورا (شاپو) مزین ‌‌به شیروخورشید و تمبرهایی از تصاویر محمدرضا شاه پهلوی، کراوات‌ها و دستمال گردن‌های زیبایی از جنس ابریشم با طرح‌هایی از نقوش ساسانی برای مشتریان و علاقمندان  به این آثار کلاسیک تهیه می‌کند.

این هنرمند جوان در ابتدای گفتگو با کیهان لندن تاکید می‌کند: «همیشه قصد داشتم به نوعی آثار هنری ایران را نه فقط به ایرانیان بلکه به مخاطبان هنر و فرهنگ ایران در سراسر جهان به بهترین شکل و کیفیت ارائه بدهم، از همین رو در تهیه کلاه، کراوات و دستمال گردن‌ از طرح‌های ایرانی بجامانده از دوران ساسانی و نیز نحوه پوشش دوره پهلوی الهام گرفته‌ام چراکه همواره شیوه جهان‌نگری، پوشش و رفتار اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی و شاهزاده رضا پهلوی را در زندگی شخصی خودم الگو قرار داده‌ام.»

وی اضافه می‌کند: «هرچند امروزه از آن جامه‌پوش‌ها و لباس‌های ساسانی خبری نیست و کت و شلوارهای  امروزی را داریم اما می‌توانیم کت و شلوارها و کلاه‌هایی طراحی کنیم که در خور و مقام ایران آزاد فردا و مزین به نمادهای ملی باشند.»

از او پرسیدم که ایده نصب نماد شیروخورشید و تمبر شاه فقید بر روی کلاه از کجا آمد؟ می‌گوید: «کسی که جرقه‌ای در ذهن من  ایجاد کرد یکی از دوستان هنرمندم به نام سینا بود که از همینجا به او درود می‌فرستم. او مرا به این سمت تشویق کرد و گفت تو که کلاه دوست داری و همیشه از طرح‌های ایرانی بر روی آنها کار کرده‌ای چرا خودت کلاه درست نمی‌کنی؟ این اتفاق پیش از این بود که من کار کلاه را در استانبول شروع کنم، اما آن زمان به سراغ این کار نرفتم چون شرایط انجام این کار را نداشتم ولی پیگیر این موضوع بودم و در کنار نقاشی‌ها و طراحی‌هایم به این فکر بودم که به محض به وجود آمدن شرایط، این کار را انجام دهم. و این موضوع در ذهن من مانده بود که این کار را باید یک روز انجام دهم.»

او اضافه می‌کند: «در برهه‌ای از زندگی، مجبور شدم به شهر دیگری مهاجرت کنم و در آنجا برای آتلیه یک  هنرمند کار می‌کردم که بعد از مدتی مجبور به ترک آنجا شدم در شرایطی که آن زمان در جیبم فقط حدود ۳۰ دلار پول داشتم، با خودم  گفتم باید کاری انجام دهم که واقعا دوست دارم و چرا کلاه نه؟ خودم همیشه از قدیم کلاه می‌گذاشتم، دلم را به دریا زدم ‌ و با آن اندک پولی که برایم مانده بود سه کلاه‌ فدورا از جنس پولیستر خریدم و تکه‌هایی از نقاشی‌هایم را بر روی این کلاه‌ها نصب کردم و برای  فروش در اینستاگرام گذاشتم تا اینکه به فروش رفتند و این کلاه‌ها پیش‌درآمدی بود برای ورود من به این مسیر.»

او ادامه می‌دهد: «بعدها کلاه‌ها را همراه با تمبر شاهنشاه برای دوستانم می‌فرستادم با این هدف که اعلیحضرت را بر روی سر تمامی مردم جهان جای دهم، چرا که دستاوردهای شاه ایران بسیار بزرگ و ارزشمند بوده، نه فقط برای ایرانیان بلکه برای بسیاری از کشورهای خاورمیانه و جهان؛ تا جایی که با هالیوود هم کار کردم  حتی این کلاه‌ها را برای هنرمندانی با تفکرات چپ فرستادم و آنها این کلاه‌ها را بر  سرشان گذاشته و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.»

این هنرمند توضیح می‌دهد: «بعدها با فردی شراکت کردم که بعدا این کار را به اسم خودش ثبت کرد و ادعا کرد این کارهای اوست؛ حتی رفت رپرتاژ داد و گفت این نقاشی‌ها را او انجام داده؛ من پس  از مدتی از او جدا شدم و کار خودم را ادامه دادم، البته برندهای مختلف در صنعت کلاه‌سازی در آمریکا و اروپا را همیشه دنبال می‌کردم. تصمیم گرفتم کلاهی بسازم که کیفیتش ازاین کلاه‌ها بالاتر باشد، شروع کردم از داخل کلاه‌های پولیستر با گچ قالب گرفتم تا قالب این کلاه‌ها را خارج کنم، بارها آزمون و خطا کردم و نشد، گاه یکسری کلاه در می‌آمد ولی خیلی خوب نمی‌شد‌، با نمدهای مختلفی امتحان کردم تا سرانجام  بعد از دو سال و نیم آزمون و خطا توانستم کلاه‌ها را به شکلی که امروز هست برسانم، کارهایی پیدا کردم که بتوانند این قالب‌ها را آماده کنند.»

او با اشاره به اینکه در ارتباط با تهیه کلاه با سه کشور در ارتباط است تاکید می‌کند: «باتوجه  به اینکه هنر کلاه‌سازی با این شیوه در حد بسیار زیادی یک هنر فراموش شده است بهترین کارهای برندهای دنیا را بررسی کردم، آن کارها را خریدم، باز کردم و ایرادات آنها را برطرف کردم، چون هیچ برندی ندیدم که در کلاه‌های خود از ابریشم استفاده کنند یا آستر کلاه را با دست بدوزند، غالبا از چرخ‌های صنعتی استفاده می‌کنند و این باعث می‌شود که کلاه و نمد بعدا از هم باز شوند، این موارد از ریزه‌کاری‌هایی این کار است که به مرور زمان، با آزمون و خطا باید مدام بهتر شود، خیلی از تجار ممکن است بگویند این فرایند بسیار زمانبر است و منطقی نیست و سود چندانی ندارد، ولی من به این کار اینگونه نگاه نمی‌کنم چون بهترین چیزی که برای خودمان می‌خواهیم باید برای مردم هم بخواهیم.»

از فرید گلسرخ در مورد جنس کلاه‌ها و کراوات‌ها می‌پرسم، می‌گوید: «کلاه‌ها از نمدهای مختلفی آماده می‌شود، پشم گوسفند، پشم خرگوش و سمور، بستگی به نوع نمد و نوع کلاهی که سفارش داده می‌شود؛ نمدهایی هم هستند که ترکیبی از نمدهای مختلف هستند مثلا پشم گوسفند یا پشم شتر با پشم خرگوش ترکیب شده؛ جنس کراوات‌ها از ابریشم خالص است، هم از ابریشم ترکی و هم از ابریشم ایتالیایی استفاده می‌کنیم، تمام مراحل انجام کارهای دوخت کلاه و کراوات به وسیله دست انجام می‌شود، هیچیک از مراحل  کار با ماشین انجام نمی‌شود به همین دلیل فرآیند انجام کار زمانبر و هزینه‌اش برای ما و مشتری بیشتر است. تهیه هر کلاه بین دو تا سه هفته طول می‌کشد تا آماده و بعد ارسال شود.»

فرید گلسرخ با بیان اینکه کلاه‌ها را خودش تهیه می‌کند، می‌گوید: «البته دوستان دیگری هستند که به صورت تیمی همکاری می‌کنیم، چون غالبا وقت نمی‌کنم همه سفارش‌ها را خودم تهیه کنم، اما برای چک کردن کیفیت کار، خودم کنترل می‌کنم. جعبه‌ها را هم خودمان آماده می‌کنیم و برای سال آینده کیفیت ساخت جعبه‌ها را ارتقا ‌ می‌دهم.»

او در ادامه به دستمال گردن‌های ابریشمی با طرح‌های ساسانی اشاره می‌کند: «بعد از بررسی آثار آرشیوی موزه‌های مختلف به طرح‌های ساسانی برخورد کردم و این جرقه در ذهنم زده شد که چطور می‌توانم این طرح‌ها را به زندگی امروز بازگردانم، در ابتدا از طرح‌های غیرایرانی مثل لاله ترکی در پارچه‌های ابریشمی استفاده می‌کردم، پس از تحقیق و گفتگو با صاحبان کارگاه‌ها و کارخانجات تولید ابریشم و گفتگو با گرافیست‌های مختلف موفق شدم بخشی از این طرح‌ها را بازسازی کنم و این طرح‌ها را به خط تولید سپردم که کماکان  فرآیند این خط تولید در ترکیه و ایتالیا ادامه دارد و در حال حاضر با گرافیست‌های جوانی که قادر به انجام کارهای نساجی هستند کار می‌کنم.»

وی در مورد طرح‌های ساسانی توضیح می‌دهد: «این طرح‌ها مزین به طرح‌های مربوط به دوره ساسانی به ویژه اسب تیشتر هستند، اسبی که  علیه اهریمن، اپوش، با قحطی و خشکسالی و بی‌برکت بودن زمین مبارزه می‌کند و آب و باران را با خود می‌آورد و دیو اپوش را از بهشت، از ایران، بیرون می‌کند.»

این هنرمند اصفهانی در پایان این گفتگو به کیهان لندن می‌گوید که مهم‌ترین آرزویش بازگشت به ایران آزاد و خدمت کردن به مردم است: «آرزو دارم این سختی‌ها را طوری پالایش کنم که این تجربیات را برای مردم خودم به اشتراک بگذارم. از کودکی آرزو داشتم که شکوه نساجی‌ ‌و بافندگی‌های‌ گذشته به اصفهان، اصفهانی که زمانی به منچستر ایران شهرت داشت، بازگردد.»

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 36 / معدل امتیاز: 4.2

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید