ح. سلیمانی – در دل تابستانی سوزان، در شهری که آب جیرهبندی شده، برق هر روز چند ساعت قطع است، و مردم در صف دارو، نان یا بنزین ایستادهاند، دیگر سیاست یک مفهوم انتزاعی نیست. بلکه تبدیل به مسئلهای برای بقاء شده است.
ایران اکنون در آستانه نوعی خیزش قرار دارد؛ خیزشی برخاسته از زمین خشک، کولر خاموش، سفره خالی و حس عمیق تحقیر. این نوشتار تحلیلیست از آنچه میتوان «خیزش زیستی» نامید؛ جنبشی برخاسته نه از شعارهای سیاسی، بلکه از زیست روزمره مردمی که دیگر تاب ندارند.
بخش اول: چرخه بحران؛ از منابع تا نارضایتی
۱. بحران آب
- ایران در میان ۱۰ کشور اول جهان از نظر شدت کمآبی است.
- خشک شدن تالابها، کاهش بارندگی و مدیریت فاجعهبار منابع آبی (سدسازی، انتقالهای بیپشتوانه) سبب خیزشهایی در خوزستان، اصفهان و سیستان شده است.
۲. بحران برق و انرژی
- شبکه توزیع فرسوده، عدم سرمایهگذاری، استخراج رمزارز و تخصیص منابع به صنایع نظامی موجب قطعی مکرر برق شده است.
- در تابستان ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بسیاری از مناطق با خاموشیهای ساعتی مواجه بودهاند.
۳. تورم و نابرابری
- تورم مواد غذایی به بالای ۷۰٪ رسیده، حداقل دستمزد پاسخگوی هزینه زندگی نیست.
- فساد ساختاری، تبعیض سیستماتیک و رانتخواری نهادهای حکومتی، نابرابری را تشدید کردهاند.
بخش دوم: ناکارآمدی ساختاری و واکنش امنیتی
- حکومت به جای اصلاح، به سرکوب و تبلیغات امنیتی تکیه دارد.
- ساختار تصمیمگیری بسته و غیردمکراتیک است و نهادهای نظارتی بیاثر یا سرکوبشدهاند.
- در اعتراضات محیطزیستی و صنفی، پاسخ حکومت اغلب گلوله، بازداشت یا سانسور بوده است.
بخش سوم: از بحران خدمات تا بحران مشروعیت
بحرانهای زیستی، سیاسی نیستند، اما سیاسی میشوند. زمانی که:
- حکومت از تأمین آب، برق و غذا ناتوان باشد؛
- اعتراض، تنها پاسخش سرکوب باشد؛
- امید به اصلاح از بین رفته باشد؛
آنگاه «خشم زیستی» میتواند به جنبشی علیه کلیت نظام بدل شود. نمونههای مشابه در جهان:
- تونس (۲۰۱۰): خودسوزی محمد بوعزیزی آغازگر انقلاب بود.
- سریلانکا (۲۰۲۲): سقوط دولت در پی بحران برق و سوخت.
- شوروی (۱۹۹۱): کمبود کالاهای اساسی یکی از عوامل فروپاشی.
و همچنین سودان، لبنان، مصر، سریلانکا و ونزوئلا (۲۰۱۴ تا امروز)
بخش چهارم: نمودار واقعی اعتراضات زیستی در ایران
| سال / دوره زمانی | نوع بحران اصلی | تخمین تعداد اعتراضات | نکات کلیدی |
| ۲۰۱۸ | آب و محیطزیست | هزاران تجمع | ۲ کشته، ۱۷۰ بازداشت |
| ۲۰۱۸–۲۰۱۹ | معیشت و خدمات عمومی | ~۴۲۰۰ تجمع | حدود ۶ تجمع در روز (ACLED) |
| ۲۰۱۹–۲۰۲۰ | گرانی بنزین | ۱۰۰–۲۰۰ هزار نفر | ۳۰۰–۱۵۰۰ کشته، ۷۰۰۰+ بازداشت |
| ۲۰۲۱–۲۰۲۲ | برق، آب، گرانی | دهها هزار نفر | موج اعتصابات کارگری و صنفی |
| تابستان ۲۰۲۵ | گرما، بیآبی، تورم | هزاران تجمع در ۳۰۰+ نقطه | تعطیلی رسمی، هشدار دولت از “نابودی منابع” |
در تیر و مرداد ۱۴۰۴، تجمعات پراکنده به تظاهرات شبانه در تهران، اسلامشهر، سبزوار و گیلانی … رسید. همزمان ادارات ۱۴ استان بهدلیل «صرفهجویی» تعطیل شدند؛ نشانهای از ناتوانی کامل نظام در مدیریت بحران.
مردم ایران تا کِی تاب خواهند آورد؟
تابآوری مردم ایران در برابر بحرانهایی چون:
- بیآبی، خاموشی برق، گرمای بیکولر
- گرانی و تورم افسارگسیخته
- فساد و تبعیض شدید
- نبود آزادی بیان و مرگ امید
در حال رسیدن به مرز انفجار است. تابآوری زمانی میشکند که:
- امید به بهبود از درون نظام از بین برود (که تقریباً از بین رفته)
- فشار زندگی بر لبه بقاء برسد (که رسیده)
- و جرقهای از دل خشم عمومی شعلهور شود.
بخش پنجم: نقش مردم، داخل و خارج
مردم داخل کشور
- حمایت و همبستگی میان اصناف: معلمان، بازاریان، کشاورزان، کارگران
- نافرمانی مدنی محلی: خاموشی آگاهانه برق، اعتراض آرام، اشغال نمادین
- حفظ شبکههای اطلاعرسانی (مستندسازی، انتقال تجربه، ارتباط بین شهری)
ایرانیان خارج کشور
- ترجمه و انتشار اخبار اعتراضات در رسانههای جهانی
- فشار به نهادهای حقوق بشری برای توجه به بحران آب و خدمات در ایران
- حمایت رسانهای و مالی از روزنامهنگاران مستقل و پلتفرمهای مقاومت مدنی
- پرهیز از تفرقه و تلاش برای ایجاد جبهه متحد ملی و مدنی
نتیجهگیری
آنچه در ایران جریان دارد، نه فقط یک بحران خدمات عمومی، بلکه آغاز فروپاشی یک نظم پوسیده حکومتی است که دیگر نه توان پاسخ دارد، نه مشروعیت اجتماعی.
«خیزش زیستی» برخاسته از نفس کشیدن سخت مردم، تشنگی کودکان، گرمای مرگبار خانههای بیبرق، و فقر سفرههای خالی است.
اگر این خشم، سازمانیافته، خلاقانه و مسالمتآمیز به خیابان و محله و اتحادیه راه یابد، این بار دیگر شاید تاریخ تکرار نشود، بلکه تغییر کند.
پیشنهادات عملی برای مؤثرسازی اعتراضات زیستی در ایران
۱. سازماندهی افقی و غیرمتمرکز (مدل شبکهای)
در شرایطی که فضای فعالیت رسمی بسته است، مدلهای سنتی (رهبری واحد، مرکز فرماندهی) بهسرعت سرکوب میشوند. ولی چه باید کرد؟
- تشکیل شبکههای محلی کوچک، در سطح محله، صنف، دانشگاه یا مسجد
- استفاده از ابزارهایی مانند پیامرسانهای رمزنگاریشده (مثلاً Session یا Element)
- ثبت و انتقال تجربهها میان گروهها برای اجتناب از تکرار اشتباهها
الگو: جنبشهای «اشغال والاستریت» و «جلیقهزردها» در فرانسه، که بدون رهبر مشخص، اما با انسجام موضوعی موفق بودند.
۲. پیوند بین مطالبات صنفی و مطالبات سیاسی
اعتراضات صنفی (مثلاً کشاورزان یا معلمان) قابلفهمتر و مشروعتر است؛ اما اگر به سیاست وصل نشود، اغلب با وعدههای پوچ خاموش میشود. ولی چه باید کرد؟
- تأکید بر پیوستگی بحرانها: «آب نداریم، چون فساد هست»، «برق قطع است، چون مدیر بیکفایت منصوب حکومتی داریم»
- تولید شعارها و بنرهایی که مطالبه معیشتی را با نقد حاکمیت پیوند دهند مثلاً: «آب، نان، آزادی»، «معلم، کارگر، اتحاد برای بقاء»
۳. اعتصابات هدفمند و هماهنگ
اعتراض خیابانی فرسایشی است و به راحتی سرکوب میشود؛ اما اعتصاب ابزار فشار بیصداتر ولی قویتر است. چه باید کرد؟
- تعیین روزهای مشخص برای اعتصاب سراسری (مثلاً پنجشنبه بدون خرید، سهشنبه بدون تدریس)
- انتشار فراخوانها از طریق کانالهای محلی و پلتفرمهای مطمئن
- حمایت متقابل بین اصناف: معلمان از کشاورزان، پرستاران از رانندگان، کارگران از بازنشستگان.
۴. مستندسازی بحرانها و سرکوبها
مستندسازی کمک میکند تا افکار عمومی جهان در کنار مردم ایران قرار گیرد، و عاملان سرکوب تحت فشار بینالمللی قرار گیرند. و چه باید کرد؟
- فیلمبرداری از صفهای آب، برق، دارو و اعتراضات با موبایلهای ساده
- ارسال گزارشها به رسانههای مستقل و نهادهای حقوق بشری مانند Amnesty و Iran Human Rights
- راهاندازی صفحات مستندنگاری (مثل «۱۵۰۰ تصویر» در اعتراضات آبان)
۵. ایجاد کمپینهای فراگیر همزمان با بحرانهای زیستی
هنگامیکه بحرانی عمومی و همزمان همه را درگیر میکند (مثلاً قطعی برق)، ظرفیت اجتماعی همدلی بالاست. چه باید کرد؟
- همزمان با قطعی برق/آب، طراحی هشتگهای مشترک: «#ما_بیبرقیم» یا «#آب_ما_کجاست؟»
- برگزاری تجمعهای سراسری در مکانهای نمادین: روبهروی فرمانداریها، وزارت نیرو، دانشگاهها
- استفاده از اشکال خلاق اعتراضی: خاموشی نمادین، صفچینی با پارچهای خالی، نصب بنر در محل عمومی
۶. نقش ایرانیان خارج کشور: پشتیبانی و صداسازی
افکار عمومی و رسانههای جهانی با گزارشهای معتبر و پشتیبانی مستمر از اعتراضات داخلی، میتوانند به مشروعیت بینالمللی نظام آسیب بزنند. چه باید کرد؟
- ارسال گزارشها و مستندات به روزنامهنگاران، نهادهای بینالمللی و سازمان ملل
- برگزاری اعتراضات همزمان مقابل سفارتخانهها در زمان تجمعات داخلی
- حمایت مالی از پلتفرمهای مستقل، روزنامهنگاران داخل، و شبکههای مدنی
۷. تولید رسانه و روایت جمعی جایگزین
رسانههای حکومتی روایت بحرانها را تحریف میکند؛ روایت مستقل باید در اختیار مردم باشد. چه باید کرد؟
- تولید ویدئوهای کوتاه، مستندهای موبایلی، پادکست، پوستر و شعر با محوریت بحران زیستی
- تقویت روایت فردی: “ما در اصفهان ۷ روز آب نداشتیم” ؛ “مادرم در صف دارو بیهوش شد”
- ساخت روایتهای جمعی با زبان ساده و فراگیر
۸. تمرکز بر خواستههای مشخص و قابلدفاع
خواستههای مبهم باعث انشقاق میشود؛ خواستههای روشن، گروههای مختلف را متحد میکند. مثالهایی از خواستهای قابلدفاع:
- ارائه حقابه به کشاورزان
- توقف پروژههای سیاسی انتقال آب
- اصلاح ساختار مدیریت برق و توقف اولویت و امتیاز دادن به صنایع نظامی
- آزادی بازداشتشدگان اعتراضات زیستی
- ارائه گزارش شفاف از وضعیت منابع کشور
نتیجهگیری
اگر اعتراضات زیستی، آغاز شده از تشنگی و بیبرقی، بجای انفعال و پراکندگی، بر پایه همبستگی، هدفمندی، مستندسازی و نافرمانی مدنی گسترده سازمان یابند، میتوانند نقطهعطفی تاریخی باشند. در شرایطی که بقاء انسان به خطر افتاده، هر کنش کوچک (از پستکردن یک عکس گرفته تا اعتصاب سراسری)، معنایی بزرگ دارد:
ما هنوز هستیم، و دیگر نمیخواهیم در سکوت بمیریم. این موردی نیست که مربوط به گروه و جماعت و حزب خاصی باشد. چون آب و برق امروزه یک نیاز حیاتی برای زندگی فردی و اجتماعی فارغ از هر دین و زبان و مسلک و یا گروهی است.


