Home Featured2 گفتگو با یک کارگردان و تهیه کننده سابق در صداوسیمای جمهوری اسلامی:...

گفتگو با یک کارگردان و تهیه کننده سابق در صداوسیمای جمهوری اسلامی: حکومت، آلترناتیو اصلی و قابل توجه خود را پهلوی می‌داند

- «پس از جنگ ۱۲ روزه مدیران سازمان با توجه به احتمال درگیری مجدد و فضای جنگی حاکم بر جامعه و صداوسیما با جلسات متعدد به عنوان مدیریت بحران با مدیران و گروهی از برنامه‌سازان سعی در بازسازی دوباره بازوی تبلیغاتی حکومت را دارند.»
- «من برای برنامه خودم همسر یک شهید را دعوت کرده بودم که در یکی از روزهای زمستان، مهمان برنامه من بود. دقایقی پیش از ضبط برنامه با من تماس گرفت و اطلاع داد حراست مانع از ورود او شده به این دلیل که چکمه پوشیده بود! کاشت ناخن، داشتن لاک، خط لب ثابت و موارد مشابه با سختگیری حراست روبرو می‌شود.»
- «همکاران در واحد رپرتاژ وقتی برای پوشش مسابقات به استادیوم اعزام می‌شدند می‌گفتند مجاز به پخش تصاویر نزدیک از قسمت زن‌ها در استادیوم نیستند و وقتی شعار و فریاد زنان بلند می‌شود باید تا حد امکان صدا را ضعیف کنند که مفهوم نباشد!»
- «حکومت آلترناتیو اصلی و قابل توجه خود را تنها نظام پادشاهی و خانواده  پهلوی و شخص شاهزاده رضا پهلوی می‌داند و با توجه به پایش و نظرسنجی‌هایی که گهگاه ارائه می‌شد این خطر را جدی می‌‌گیرد. بنابراین از هیچ تلاشی برای تخریب و تضعیف این پایگاه در نزد مردم کوتاهی نکرده و نمی‌کند، این رویه را می‌توان در روند برنامه‌سازی در بخش‌های متعدد سازمان و ابلاغیه‌های مدیران آن به برنامه‌سازان به خوبی دید.»

حمله اسرائیل به ساختمان شیشه‌ای صداوسیمای جمهوری اسلامی / عصر دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

فیروزه نوردستروم- مجید میرزایی شهرابی فارغ التحصیل رشته نمایش،نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده چندین مستند و برنامه است که از سال ۱۳۷۴ در زمینه برنامه‌سازی با گروه اجتماعی شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی و رادیو فرهنگ همکاری داشته است. کیهان لندن با این کارشناس صداوسیمای دولتی که مدتی است به دلایل امنیتی از کشور خارج شده گفتگویی انجام داده است.

حمله اسرائیل به ساختمان شیشه‌ای صداوسیمای جمهوری اسلامی / عصر دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

-آقای میرزایی، فکر می‌کنید جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل چه تاثیراتی بر عملکرد کمّی و کیفی صداوسیمای جمهوری اسلامی گذاشت؟

-جنگ اخیر مثل سایر بخش‌های حکومت به لحاظ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بر صداوسیما به عنوان بازوی تبلیغاتی حکومت، تاثیرات زیادی گذاشت، در آن روزها با یک دستپاچگی که به شلختگی هم انجامید سعی کردند روایت غالب و تاثیرگذار خود را در فضای رسانه داخل و خارج حاکم کنند که با توجه به غافلگیری که مانند تمام ارکان حکومت، گریبان آنها را هم گرفت عملا موفق نشدند این ماموریت را انجام دهند. حتی با تناقض‌گویی‌های مکرر، شکست هم خوردند، شکست حکومت در بخش رسانه، کم از شکست نظامی و اطلاعاتی نیست. مدیران سازمان با توجه به احتمال درگیری مجدد و فضای جنگی حاکم بر جامعه و  سازمان با جلسات متعدد با عنوان جلسات مدیریت بحران با مدیران و گروهی از برنامه‌سازان سعی در بازسازی این بازوی تبلیغاتی دارند.

مجید میرزایی شهرابی

-آیا آماری از تعداد واقعی مخاطبان صداوسیمای حکومت و ریزش مخاطبان این سازمان در دست هست؟

-آمار دقیق هیچوقت ارائه نمی‌شود ولی به شکل قابل توجهی مخاطبین رادیو و تلویزیون کاهش پیدا کرده، ما در برنامه‌ها به اشکال مختلف مثل پیامک، تلفن و ایمیل از نظرات مخاطبین آگاه می‌شدیم. وقتی حجم این ارتباطات، کاهش معناداری پیدا می‌کرد، نشان از افت شنونده و بیننده داشت، برنامه‌ای که تا ماه پیش مثلا ۲۰۰۰ پیامک و ۱۰۰ تلفن داشت یکباره این تعداد به یک سوم کاهش پیدا می‌کرد و این اتفاق در مورد بیشتر برنامه‌ها رخ می‌داد.

-کمی در مورد حساسیت‌های این دستگاه به‌ علاقه و اقبال عمومی به خاندان پهلوی توضیح بدهید.

-صداوسیما به عنوان ابزار مؤثری در پروپاگاندای جمهوری اسلامی همیشه در برابر خطرات احتمالی که می‌تواند نظام را تهدید کند در صف اول قرار دارد ، تبلیغ برای بزرگنمایی نقاط قوت قدرت نظام در داخل و خارج مرزها و از سوی دیگر، نمایش ضعف و ناتوانی دشمن از ماموریت‌های ذاتی صداوسیما بوده و هست، در این میان نظام پادشاهی پیشین و به ویژه نماد آن خاندان پهلوی، همیشه در مرکز حملات سیاست‌های این سازمان قرار داشته است، از آنجاکه جامعه و بخش قابل توجهی از ملت ایران، گرایش پیدا و پنهان به خانواده پادشاه فقید و دوران بسامان آن حاکمیت دارند، بر اساس سیاست‌های کلان سازمان صداوسیما همواره اراده این بوده و هست که از حاکمیت پهلوی به عنوان حکومتی یاد شود که در آن حکومت مردم چیزی جز ظلم و ستم و تعدی به مردم و منافع ملی ندیدند. حکومت آلترناتیو اصلی و قابل توجه خود را تنها نظام پادشاهی و خانواده  پهلوی و شخص شاهزاده رضا پهلوی می‌داند و با توجه به پایش و نظرسنجی‌هایی که گهگاه ارائه می‌شد این خطر را جدی می‌‌گیرد. بنابراین از هیچ تلاشی برای تخریب و تضعیف این پایگاه در نزد مردم کوتاهی نکرده و نمی‌کند، این رویه را می‌توان در روند برنامه‌سازی در بخش‌های متعدد سازمان و ابلاغیه‌های مدیران آن به برنامه‌سازان به خوبی دید.

-«سکس پنهان» اصطلاحی است  که از سال‌ها پیش به دایره واژگان سانسورچی‌های وزارت ارشاد اسلامی اضافه شده؛ این موضوع در صداوسیمای حکومت چطور زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد؟

-دایره محدودیت‌ها و ممنوعه‌ها در  رادیو و تلویزیون شعاع زیادی دارد که به مرور زمان بیشتر و بیشتر هم شد. هنگام نگارش پیش از ضبط، باید از به کار بردن کلمات و تدابیری که احتمالا می‌توانست در شنونده القائات سکسی داشته باشد خودداری کرد. مدیریت کلان و سیاست‌گذاری‌ها در امور فرهنگی حکومت و در سازمان بطور ویژه سعی داشته و دارد تا در این مقوله هم جامعه را مدیریت کند به شکلی که از هر نشانه و عنصری که شائبه سکس در مخاطب القاء کند پرهیز داشته باشد هم در محتوا و هم در فرم! این مشکل نه تنها در تولیدات و خروجی سازمان که در اتاق‌های کارمندان هم خود را نشان می‌دهد؛ حتی در ستاد هم ابلاغیه‌هایی صادر شد مبنی بر هم‌اتاق نبودن کارمندان زن و مرد یا کنار هم ننشستن گوینده‌های زن و مرد در استودیو که با واکنش شدید همکاران مواجه شد. یا مثلا مدیری دستور می‌دهد هیچ منشی زنی برای مدیر مرد کار نکند. در بخش تولید هم مثال‌های زیادی داریم از جمله پشت یک میز ننشستن دو مجری زن و مرد در استودیوی رادیو و تخفیف صدای شعار زن‌ها و حضورشان در استادیوم‌های ورزشی. همکاران در واحد رپرتاژ وقتی برای پوشش مسابقات به استادیوم اعزام می‌شدند می‌گفتند مجاز به پخش تصاویر نزدیک از قسمت زن‌ها در استادیوم نیستند و وقتی شعار و فریاد زنان بلند می‌شود باید تا حد امکان صدا را ضعیف کنند که مفهوم نباشد! اینها همه دلالت بر «ذهن جستجوگر سکس پنهان» در میان مدیران و سیاست‌گذاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد.

-در مورد فیلترها و قواعد سانسورچی‌ها در این سازمان کمی توضیح دهید.

-برنامه‌سازان صداوسیما در ارتباط با سانسور یک اصل دارند: برای اینکه به تیغ سانسور مبتلا نشوی تا می‌توانی به آن نزدیک شو ولی مراقب باش گرفتارش نشوی که این مهم، دقت زیادی در تهیه و تولید برنامه را می‌طلبید، مشکلی که ما با آن روبرو بودیم خودِ سانسور نبود بلکه مرزهای متغیر آن با اعمال سلیقه‌های مختلف بود که این امر در حکومت‌هایی از جنس جمهوری اسلامی امری عادیست که کار را برای ما بسیار سخت می‌کرد.

این دقت نظر، در رادیو و چه در تلویزیون به یک شکل بود. می‌بایست محتوای برنامه از خطوط قرمز حکومت عبور نکند. نویسنده مطلبی خلاف سیاست‌های مطلوب نظام ننویسد و در تولید هم از عواملی که مورد تایید سازمان از جمله بازیگر، خواننده، مهمان، کارشناس و مجری و از موسیقی که سازمان اجازه پخش آن را داده استفاده کند. در نهایت برنامه‌سازی در صداوسیما برای کسی که می‌خواهد کاری مستقل و با ارزش هنری و رسانه‌ای در جهت خواست و سلیقه مردم تولید کند کاری سخت و طاقت‌فرساست؛ کاری مشابه حرکت روی لبه تیز تیغ است که بسیاری از همکاران من در سازمان، هنرمندانه این خطر را به جان خریدند و می‌خرند.

-خودتان  در سال‌هاییی که در صداوسیمای رژیم فعالیت داشتید چه مواردی  از اعمال سانسور را تجربه کردید؟

-من تجربه‌های متعددی دارم؛ یک نمونه به سال ۸۸ در اوج جنبش سبز  برمی‌گردد. آن سال برنامه‌ای در رادیو فرهنگ با عنوان «با ستاره‌ها» برنامه‌ای در ارتباط با جنگ ۸ ساله داشتم که امروز از برنامه‌های شاخص رادیو به شمار می رود. در این برنامه که در هر قسمت به یکی از شهدای جنگ می‌پرداختم در بخش آغازین، نوشته‌ای از تولد تا انقلاب ۵۷ داشتم که خیزش مردم در سال ۵۷ را دستمایه‌ای کرده بودم برای توصیف جنبش مردم بر ضد حکومت پیشین در شهرهای ایران و رفتار غیرانسانی «دیکتاتور» با ملت. روزی  گزینش مرا خواست و با کمال تعجب برگه‌های متن برنامه را در پرونده دیدم؛ برگه‌هایی که نوشته بودم و گوینده در استودیو خوانده بود. مامور گزینش از من توضیح خواست که چرا اینجا از «دیکتاتور»، از «خیزش مردم»، از «کشتار مردم به دست دیکتاتور» و «عوامل‌اش» و «مخالفت مردم با حکومت» نوشتی؟! من مانده بودم چه بگویم و فقط خندیدم. مامور گزینش مکثی کرد و گفت سعی کن از کلمات «پهلوی» و «پادشاهی» هم در متن استفاده کنی؛ از «دیکتاتور» کمتر استفاده کن! ولی من باز از واژه «دیکتاتور» به تنهایی در نوشته‌هایم استفاده کردم.

-سال‌هاست ورود و خروج کارکنان و مهمانان زن به صداوسیما با کنترل و سختگیری شدید انجام می‌شود.

-بله، نه تنها پوشش و آرایش خانم‌های کارمند زیر نظر حراست کنترل می‌شود بلکه پوشش و آرایش مهمان‌ها و کارشناسان برنامه‌ها هم زیر نظر حراست سازمان است، من برای برنامه خودم همسر یک شهید را دعوت کرده بودم که در یکی از روزهای زمستان، مهمان برنامه من بود. دقایقی پیش از ضبط برنامه با من تماس گرفت و اطلاع داد حراست مانع از ورود او شده به این دلیل که چکمه پوشیده بود! کاشت ناخن، داشتن لاک، خط لب ثابت و موارد مشابه با سختگیری حراست روبرو می‌شود. بارها پیش آمده بود که مهمان‌های رادیو و تلویزیون در مواجهه با این بی‌احترامی‌ها در بدو ورود از حضور در برنامه‌ها منصرف شده و از همان جلوی در سازمان از ورود خودداری کرده بودند.

پروتکل سازمان در مورد حجاب همچنان مثل گذشته است. کارمندان زن باید حجاب متعارف و مورد نظر سازمان یعنی مانتو و مقنعه  را رعایت کنند. این موضوع در مورد پلتفرم‌های نمایش خانگی کمی تفاوت دارد، فیلم‌ها، سریال‌ها و مجموعه‌های سینمایی این پلتفرم‌ها کمی متفاوت با پروتکل سازمان تهیه و تولید می‌شوند، ممیزی در این پلتفرم‌ها کمتر و عوامل برنامه‌ساز کمی آزادانه‌تر عمل می‌کنند مثل سریال «تاسیان» که به تازگی آخرین قسمت آن پخش شد.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 18 / معدل امتیاز: 3.7

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید