
چند روز پس از برگزاری نشست مونیخ و انتشار دفترچه اضطرار ، برنامهای راهبردی برای ۱۸۰ روز نخست پس از سرنگونی رژیم ملایان، شاهد حملاتی از سوی برخی پادشاهیخواهان هستیم که انتظار میرفت در صف اول دفاع از این حرکت قرار داشته باشند.
این حملات و تخریبها، عملاً به معنای تضعیف و کمرنگ نمودن نقش مبارزاتی رضاشاه دوم برای آزادی و خدشه وارد ساختن به جایگاه جهانی ایشان است و شادمانی وابستگان به رژیم و دلبستگان فتنه ۵۷.
این انتقادات متوجه نشست مونیخ و همچنین دفترچه اضطرار است؛ با ادعایی مبنی بر نادیده گرفتن جایگاه پادشاه و قانون اساسی مشروطه و تلاش برای برگزاری «لوئی جرگه»ای متفاوت.
منتقدان حق دارند که معتقد باشند دفترچه اضطرار به قانون اساسی مشروطه و نهاد پادشاهی توجه کافی نداشته است؛ اما باید تصریح کرد که این دفترچه، جایگزین قانون اساسی نیست بلکه برنامهای موقت و راهبردی برای اداره کشور تا زمان برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان به شمار میرود. و تهیهکنندگان آن با انتشار عمومی تمامی اقشار را به نقد کارشناسانه دعوت کردهاند.
وظیفه ملی و تاریخی ما در این برهه حساس، حفظ وحدت و پشتیبانی از این خیزش ملی و شهریار ایران است.
حتی اگر همه مفاد دفترچه مطابق با آرزوها و خواسته شخصی ما نباشد.
تردید نسبت به هدف این برنامه، همصدائی با وابستگان ارتحاع سرخ و سیاه است.
ملیگرایان بجای پراکندگی و مخالفت امروز، باید در فردای آزادی با تمام توان از تداوم نهاد پادشاهی و رضاشاه دوم حمایت و پاسداری نمایند.
«تنها با همبستگی ملی است که ایران به آزادی و شکوه خواهد رسید.»
رضاشاه دوم
دکتر رویا عبدی
حزب نهاد پادشاهی در اروپا

