Home دیدگاه تهدید به بستن تنگه هرمز؛ خودزنی یا تاکتیک سیاسی؟ از جنگ نفتکش‌ها...

تهدید به بستن تنگه هرمز؛ خودزنی یا تاکتیک سیاسی؟ از جنگ نفتکش‌ها تا بحران انرژی امروز

تنگه هرمز؛ تصویر از گوگل

ح.سلیمانی – سال‌هاست که هرگاه جمهوری اسلامی ایران در تنگنای سیاست خارجی یا فشارهای بین‌المللی قرار می‌گیرد، برگ یک تهدید قدیمی را از روی میز بیرون می‌کشد: تهدید به بستن تنگه هرمز. این تنگه، که شریان اصلی انتقال ۲۰ درصد نفت جهان است، همواره به عنوان نماد قدرت و اهرم فشار ایران معرفی شده. اما پرسش مهم اینجاست: چرا تهران بارها به ابزاری متوسل می‌شود که اجرای آن می‌تواند پیش از همه، به خودش ضربه بزند؟

بحران، تهدید و افکار عمومی

در سیاست داخلی ایران، بحران خارجی اغلب نقش یک مُسکّن موقت را دارد. وقتی فشارهای اقتصادی، اعتراضات اجتماعی یا شکاف‌های سیاسی بالا می‌گیرد، بازنمایی یک دشمن خارجی و تهدید به اقدام قاطع، می‌تواند نگاه افکار عمومی را  ولو برای مدتی کوتاه  از مشکلات داخل منحرف کند. تنگه هرمز در این میان، یک «نماد پر سر و صدا» است: بسته شدنش می‌تواند تیتر یک تمام رسانه‌های جهان شود.

بستن تنگه؛ هزینه‌ای که از تهران آغاز می‌شود

واقعیت این است که بیش از نیمی از صادرات نفت ایران از همین مسیر می‌گذرد. قطع آن یعنی بستن شاهرگ حیاتی درآمد کشور. حتی چین  بزرگترین خریدار نفت ایران  نیز بدون این گذرگاه عملاً نمی‌تواند محموله‌هایش را دریافت کند. در ضمن با کشورهای حوزه خلیج فارس نیز مراوادت زیادی دارد چنین اقدامی، نه فقط اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، بلکه رابطه با شرکای استراتژیک آن را هم به خطر می‌اندازد.

از منظر سیاسی و نظامی هم پیامدها روشن است: شورای امنیت سازمان ملل به‌سرعت تشکیل جلسه خواهد داد، و تجربه نشان داده که اعزام ناوهای هواپیمابر آمریکا، ناوشکن‌های بریتانیا و فرانسه و حتی نیروی واکنش سریع ناتو، واکنش محتمل و فوری خواهد بود. این مسیر، بیش از آنکه به پیروزی ختم شود، ایران را به آستانه یک رویارویی مستقیم می‌برد.

تاریخ چه می‌گوید؟

در جنگ نفتکش‌ها در دهه شصت خورشیدی، ایران و عراق هر دو تلاش کردند صادرات نفت یکدیگر را مختل کنند. تهدید به بستن هرمز مطرح شد، اما هیچگاه عملی نشد. وقتی تنش‌ها بالا گرفت، آمریکا با عملیات نظامی مستقیم، سکوهای نفتی ایران را هدف قرار داد و دو ناوشکن ایرانی را غرق کرد. نتیجه، عقب‌نشینی ایران و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود.

نمونه‌های دیگر در جهان، از بحران سوئز ۱۹۵۶ گرفته تا تحریم نفتی ۱۹۷۳ و حملات حوثی‌ها به دریای سرخ، نشان می‌دهند که اختلال در مسیرهای استراتژیک انرژی شاید در کوتاه‌مدت فشار ایجاد کند، اما در بلندمدت به تغییر رفتار بازیگران بزرگ و کاهش اثرگذاری همان اهرم منجر می‌شود.

توان نظامی؛ بیشتر بازدارندگی روانی تا برتری واقعی

سپاه پاسداران ادعا دارد با قایق‌های تندرو، موشک‌های ضدکشتی و اژدرهای پرسرعت،دارد و شاید بتواند برای مدتی در محدود ناامنی ایجاد کند. اما در برابر ناوگان‌های پیشرفته و پوشش هوایی و الکترونیک ایالات متحده و متحدانش، این توان بیشتر به‌ عنوان ابزار بازدارندگی روانی عمل می‌کند تا امکان واقعی برای کنترل طولانی‌مدت یک آبراهه بین‌المللی. ضعف رژیم ایران در جنگ الکترونیک و پدافند مدرن، نقطه‌ ضعفی است که در هر رویارویی آشکار خواهد شد.و به‌خصوص ضعف پدافندی و هوایی در درگیری ۱۲ روزه بیش از پیش نمایان شد.

نتیجه‌گیری: نمایش پرهزینه

تهدید به بستن تنگه هرمز، بیش از آنکه استراتژی نظامی باشد، یک نمایش سیاسی است؛ ابزاری برای فشار روانی بر بازارهای جهانی و ارسال پیام بازدارندگی به مخالفان. اما اگر روزی این تهدید از کلام به عمل برسد، بیش از هر کس، گریبان خود جمهوری اسلامی را خواهد گرفت: قطع درآمد نفت، خشم شرکای تجاری، واکنش فوری قدرت‌های جهانی و موج تازه‌ای از بحران داخلی. به همین دلیل، می‌توان گفت که چنین اقدامی، در شرایط فعلی، بیشتر به یک خودزنی یا خودکشی سیاسی شباهت دارد تا یک استراتژی برای پیروزی! و از قبل محتوم به شکست خواهد بود.

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 9 / معدل امتیاز: 4.6

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید