هدى رؤوف (ایندیپندنت عربی) – تحولات متعددی همزمان در سطح مناسبات ایران و اروپا و همچنین ایران و آمریکا روی داده، در حالی که تهدیدات دو طرف اسرائیل و جمهوری اسلامی علیه یکدیگر شدت گرفته و گمانهزنیها درباره نزدیک بودن دور دوم رویارویی مستقیم میان آنها افزایش یافته است.

مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی اعلام کرده که دولتش آماده مذاکره با واشنگتن است، مشروط به حفظ حق تهران برای غنیسازی اورانیوم. همچنین محمدرضا عارف معاون اول وی گفته که جمهوری اسلامی ممکن است در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، مذاکرات مستقیم هستهای با آمریکا انجام دهد.
اظهارات پزشکیان با انتقادات داخلی، به ویژه از سوی فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روبرو شده است. عزیز غضنفری از فرماندهان سپاه در واکنش به سخنان رئیس دولت چهاردهم گفت که سیاست خارجی نیازمند خویشتنداری است و اظهارات شتابزده مقامات میتواند پیامدهای سنگینی برای نظام داشته باشد.
به این جدالهای داخلی، دوباره این موضوع نیز افزوده شده که آیا پرونده هستهای از حوزه اختیارات وزارت خارجه به «شورای عالی امنیت ملی» منتقل شود یا نه؟ به ویژه پس از آنکه علی لاریجانی به عنوان نماینده رهبر نظام در این نهاد عالی تصمیمگیری به عنوان دبیر منصوب شد.
از سوی دیگر، «تروئیکای» اروپایی میکوشد رژیم ایران را به از سر گرفتن مذاکرات با واشنگتن ترغیب کند. در این راستا، سه کشور اروپایی به تهران پیشنهاد دادند که اجرای «مکانیسم ماشه» یا بازگشت سریع تحریمهای سازمان ملل را به تعویق اندازند. آنها اعلام کردند که اگر جمهوری اسلامی تا پایان ماه اوت با شروع مذاکره با آمریکا موافقت نکند، فعال ساختن این ساز و کار را آغاز خواهند کرد؛ اقدامی که رژیم ایران در پاسخ به آن، بار دیگر تهدید کرد که از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج خواهد شد.
در حالی که این روندها با هدف وادار کردن جمهوری اسلامی به انعطاف بیشتر و بازگشت به مذاکرات دنبال میشود، سناریوهای آغاز دور دوم جنگ مستقیم اسرائیل نیز قوت میگیرد. تهران پیشبینی میکند که اسرائیل، جنگ دیگری را پیش از دسامبر آینده و حتی پیش از پایان اوت آغاز کند.
بر همین اساس، رژیم ایران تلاش کرده است تا نشانههایی از تغییر در استراتژی خود نسبت به دور قبلی جنگ بفرستد؛ به گونهای که اگر جنگ بعدی آغاز شود، حملهای فراتر از شلیک تدریجی موشکها انجام دهد تا نشان دهد که تحت سلطه نظامی اسرائیل قرار نمیگیرد و پاسخ آن بدون تلافی نخواهد ماند.
حکومت ایران به خوبی میداند که جنگ اسرائیل علیه آن، که در پی عملیات «طوفان الاقصی» و هفتم اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، به تلآویو بهانه داد تا خطوط کلی یک خاورمیانه جدید را ترسیم کند. تهران درک میکند که هدف این جنگ نه فقط از بین بردن برنامه هستهای آن، بلکه تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه است. بیش از دو دهه است که اسرائیل به آمریکا فشار میآورد تا برای تضعیف رژیم ایران اقدام کند و کفه ترازو را به سود آن کشور برگرداند؛ کاری که اسرائیل به تنهایی قادر به انجام آن نیست.
همچنین رژیم ایران میداند که یکی از اهداف اسرائیل، کشاندن پای آمریکا به یک جنگ نظامی فراگیر علیه آن و فلج کردن ساختار سیاسی و اقتصادی تهران بوده است. هدف نهایی، مداخله همهجانبه آمریکا برای نابودی نیروهای نظامی و زیرساخت اقتصادی آن بود؛ اما ترامپ، با وجود تمایل به اقدام قاطع، علاقهای به جنگ فراگیر نداشته است.
اگر حکومت ایران همچنان در موضوع بازگشت به مذاکرات با واشنگتن سرسختی نشان دهد و همزمان بخواهد توان نظامی خود را بازسازی کند، اسرائیل تلاش خواهد کرد که بار دیگر به آن ضربه بزند. بنابراین، تهران سعی دارد با نشان دادن هزینههای بالای چنین حملهای، نوعی بازدارندگی ایجاد کند. در این چارچوب، شاید بتوان سفر علی لاریجانی به لبنان و تأکید او را بر اینکه جمهوری اسلامی ستون اصلی «جبهه مقاومت» است، پیامی دانست مبنی بر اینکه ممکن است در دور دوم رویارویی، رژیم ایران همراه با «حزبالله» واکنش نشان دهد و همچنان پیگیر تحولات منطقه و نقشآفرینی در معادلات آینده سیاسی و امنیتی باقی بماند.
با این حال، در مجموع ما با تحولاتی روبرو هستیم که میتواند یا به دور ششم مذاکرات و یا به دور دوم جنگ میان جمهوری اسلامی و اسرائیل منجر شود. در این میان، به نظر میرسد رژیم ایران همیشه عادت داشته که به مسیر مشخصی کشانده شود، در حالی که برای مسیر دیگری نیز آماده باشد؛ بنابراین، از سر گرفتن مذاکرات با واشنگتن یا توافق با دونالد ترامپ حتی در بهترین حالت، به معنای پایان یافتن رویاروییهای نظامی رژيم ایران و اسرائیل نخواهد بود.
*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: هدى رؤوف
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن





