سیاوش پندار – انتشار پیشنویس برنامههای پیشنهادی کارگروه «نوفدی» برای دوران گذار، با وجود همه کاستیها یا نقاط قوتش، به گونهای طبیعی زمینهساز گفتگوهای گسترده و نقدهای سازنده شد. هدف اصلی این اقدام نیز همین بود: آگاهی بخشیدن به مردم درباره محتوای این برنامهها و ایجاد فضایی برای مشارکت کارشناسان، صاحبنظران و افرادی که به هر شکل با موضوعات مطرحشده در این سند ارتباط دارند.
این مشارکت، فرصتی است تا این پیشنویس اولیه پختهتر شود و به عبور آرامتر و مؤثرتر از مرحله حساس گذار سیاسی کمک کند. در این میان، بروز دیدگاههای متفاوت میان طیفهای گوناگون، از هواداران پادشاهی مشروطه گرفته تا طرفداران نظام جمهوری، که همگی با نگاهی میهندوستانه به مسائل مینگرند و شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان رهبر و محور این گذار به رسمیت میشناسند، امری کاملاً طبیعی و حتی ضروری است.
این اختلافنظرها نهتنها نشانهای از تفرقه نیست، بلکه گواهی بر پویایی فکری و تعهد به گفتمان آزاد است. همایش مونیخ به روشنی این همگرایی را نشان داد و ثابت کرد که بحثهای موجود میان حامیان اصول مورد تأیید شاهزاده، بخشی از فرآیند بلوغ سیاسی است. این گفتگوها به وضوح ادعاهای مغرضانه مخالفان نوپهلویگرایی را که هواداران شاهزاده را به پیروی بیچون و چرا متهم میکنند، رد میکند و نشان میدهد حمایت از ایشان، ریشه در آگاهی و اعتمادی عمیق دارد. با این حال، برخی افراد با سوء استفاده از این فضا، در پی زنده کردن کینههای تاریخی هستند. به عنوان نمونه، فردی که خود را حقوقدان میخواند و به رژیم کنونی وابستگی دارد و از قضا ریشه در خاندان قاجار دارد، با طرح ادعایی بیاساس مدعی شده که شاهزاده با حمایت از این دفترچه، جایگاه ولیعهدی خود را نفی کرده است. این سخنان، که سرشار از مغلطه و نیتهای تفرقهافکنانه است، چیزی جز تلاش برای ایجاد شک و تردید در میان مردم نیست. در پاسخ به این ادعاهای واهی باید تأکید کرد که شاهزاده هیچگاه محتوای این دفترچه را به صورت کامل تأیید نکردهاند، بلکه همواره از مردم و کارشناسان خواستهاند آن را با دقت بررسی و نقد کنند. آنچه ایشان از آن دفاع کردهاند، نه مفاد خاص این سند، بلکه حرمت و امنیت افرادی است که در تدوین چنین برنامههایی مشارکت دارند. همچنین، این دفترچه یا هر طرح مشابه دیگر، صرفاً ابزاری موقت برای مدیریت دوران گذار است و نه جایگزینی برای قانون اساسی مشروطه ایران. هدف آن، پر کردن خلأ ناشی از تعلیق قانون اساسی در دهههای گذشته و ایجاد بستری برای اصلاح آن با توجه به نیازهای روز و خواست مردم است.
آیا توقف اجرای یک قانون، حقوق قانونی ناشی از آن را ملغی میکند؟ نکته تأملبرانگیز اینجاست که همین منتقدان، اگر شاهزاده اجرای فوری قانون اساسی مشروطه را اعلام میکردند، ایشان را به تلاش برای کسب قدرت بدون مشروعیت مردمی متهم میکردند. این در حالیست که قانون اساسی مشروطه، حقوق قانونی شاهزاده را به رسمیت میشناسد. با این حال، ایشان در اقدامی تاریخی، این حق را به رأی و اراده مردم واگذار کردهاند؛ گامی که نشاندهنده احترام عمیق به خواست ملت و تعهد به اصول دموکراتیک است.
اینگونه سخنان بیپایه، تلاشی نافرجام از سوی کسانی است که از محبوبیت فزاینده شاهزاده رضا پهلوی در میان مردم به هراس افتادهاند. اما هوشیاری ایشان و بیداری ملت ایران، این تلاشهای بیثمر را خنثی خواهد کرد.
*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی


