Home هنر و ادبیات پروژه فرهنگی نهفته در آثار یک مهندس صنعتی

پروژه فرهنگی نهفته در آثار یک مهندس صنعتی

افیون

نعمت‌الله منجم زاده – محمدرضا بحرانی (متولد ۱۳۵۵ در نوشهر) از جمله شخصیت‌هایی است که در جهان معاصر، مرزهای میان صنعت و فرهنگ را درنوردیده‌اند. او نه صرفاً یک مهندس و کارآفرین موفق است و نه صرفاً یک کلکسیونر هنری. آنچه او انجام داده، درواقع یک پروژه فرهنگی بلندمدت است که زیر پوسته فعالیت‌های صنعتی شکل گرفته و هدف آن صیانت از معنا در عصر تکنولوژیک است.

محمدرضا بحرانی

مهندس و مجموعه‌دار هنر اکسپرسیونیسم انتزاعی

بحرانی سال‌ها در آلمان، در متن تحولات فناورانه و صنعتی زیسته است؛ اما برخلاف بسیاری از مدیران تکنولوژی‌محور، او این تجربه را نه به عنوان پایان مسیر، بلکه به عنوان مقدمه‌ای برای بازگشت به ریشه‌های فرهنگی در نظر گرفت. دقیقاً از همین‌جا است که مسیر او به سمت هنر انتزاعی و مجموعه‌داری هدفمند تغییر جهت پیدا می‌کند.

افیون

هنر به‌عنوان ساختارِ ذخیره معنا

بحرانی به‌دنبال جمع‌آوری آثار “مشهور” یا “بازاری” نبود؛ در عوض، به سراغ هنرمندی رفت که آثارش حامل لایه‌های عمیق تاریخی و فلسفی است: فریدالله ادیب‌آیین.
با گردآوری ۱۲۷ اثر از این هنرمند، بحرانی نه‌تنها بزرگ‌ترین مجموعه هنر اکسپرسیونیسم انتزاعی را در خاورمیانه شکل داد، بلکه در عمل یک ساختار ذخیره معنا ایجاد کرد؛ ساختاری که می‌تواند در برابر فرسایش تاریخی مقاومت کند.
این مجموعه بسیار ارزشمند و ده‌ها میلیارد تومان ارزش‌گذاری شده است و هر تابلو درون آن، بخشی از یک دیاگرام فکری و فرهنگی بزرگ‌تر محسوب می‌شود.

چاله‌ها

تحول هنرمند در قالب ساختار تحلیلی

یکی از جنبه‌های قابل‌توجه در کار بحرانی این است که او مجموعه را با نگاه تاریخی و تحلیلی کنار هم قرار داده است. تابلوها نه به‌عنوان عناصر منفرد، بلکه به‌عنوان گذرگاه‌های تحولی قرار گرفته‌اند: از تجربه نخستین انتزاع تا رسیدن به فرم‌هایی که در آن رنگ، موسیقی و فلسفه با یکدیگر تلفیق شده‌اند.
این نگاه تحلیلی باعث شده است که کل مجموعه به نوعی متن بصری فلسفی تبدیل شود؛ متنی که قابلیت خوانده‌ شدن در سطوح مختلف هنری، فرهنگی و حتی معرفت‌شناختی را دارد.

ملاممدجان

صنعت به مثابه ظرف فرهنگ

بحرانی با بنیان‌گذاری گروه صنعتی بحرانی در واقع نشان داد که صنعت می‌تواند رسانه‌ای برای انتقال ارزش‌های فرهنگی باشد.
از دید او، پیشرفت زمانی تداوم می‌یابد که حامل معنا باشد؛ بنابراین، همان‌گونه که یک تابلو مسئول انتقال پیام زیبایی‌شناختی است، یک محصول صنعتی نیز می‌تواند پیام فرهنگی را حمل و منتقل کند.

این تفکر، خوانشی نو از رابطه میان «فرهنگ» و «توسعه» ارائه می‌کند؛ خوانشی که در آن فرهنگ در مرکز قرار دارد، نه در حاشیه.

سرخ عنابی

جمع‌بندی تحلیلی

اقدام محمدرضا بحرانی در نگاه اول ممکن است شبیه به فعالیت یک مجموعه‌دار هنری به نظر برسد، اما با کمی تأمل روشن می‌شود که با یک طرح فرهنگی کلان مواجهیم؛ طرحی که تلاش می‌کند:

  • معنا و حافظه فرهنگی را در قالب هنر انتزاعی تثبیت کند،
  • پیوندی فعال میان فرهنگ و صنعت برقرار کند،
  • و در نهایت، امکان گفتگوی تاریخی میان گذشته، اکنون و آینده را فراهم سازد.

به همین دلیل است که نام او نه فقط در فهرست مجموعه‌داران خصوصی، بلکه در تحلیل تحولات فرهنگ معاصر منطقه نیز باید ثبت شود.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 3 / معدل امتیاز: 3

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید