دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – داچر کلتنر (Dacher Keltner) نویسندهی «تناقض قدرت»، یک روانشناس اجتماعی و استاد برجسته دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است. کلتنر نشان میدهد که قدرت پایدار از طریق همدلی، خدمت به مردم، ایجاد اعتماد و توانمندسازی دیگران به دست میآید، نه از طریق زور و اجبار.
در ایران، ولایت فقیه و نظام استبداد دینی، قدرت خود را نه بر اساس اعتماد و همدلی، بلکه بر پایه سرکوب، ترس و انحصار دینی بنا کرده است. در نتیجه، این قدرت به ظاهر پایدار است، اما درواقع شکننده و بیریشه است.
پارادوکس قدرت
به محض آنکه فرد یا گروهی به قدرت میرسند، خطر این وجود دارد که همدلی و توجه به دیگران را از دست بدهند. این همان «تناقض قدرت» است: قدرتی که با همکاری و اعتماد به دست آمده، با خودخواهی، فساد و بیرحمی از بین میرود.
در نظام جمهوری اسلامی، روحانیت ابتدا با شعار عدالت، دین و حمایت از محرومان قدرت گرفت، اما به محض تثبیت ولایت فقیه، همان ارزشها را فراموش کرد و تبدیل به طبقهای ممتاز، فاسد و جدا از مردم شد.
سقوط قدرت خودکامه
کلتنر توضیح میدهد که وقتی صاحبان قدرت از مسیر اصلی منحرف شوند، دیر یا زود با واکنش اجتماعی، بیاعتمادی و فروپاشی مواجه میشوند.
امروز در ایران، فساد اقتصادی، سرکوب اجتماعی، سانسور، و سوء مدیریت بحرانها باعث شده اعتماد عمومی به پایینترین سطح برسد. نتیجه آن است که نظام ولایت فقیه دائماً نیازمند سرکوب شدیدتر است، که خود نشانه ضعف، نه قدرت واقعی است.
قدرت ماندگار
به گفته کلتنر، تنها راه ماندگار کردن قدرت، استفاده از آن برای رفاه عمومی، آموزش، سلامت، عدالت و آزادی است.
اگر این معیار را به ایران تعمیم دهیم، میبینیم که ولایت فقیه دقیقاً برعکس عمل کرده: بجای رفاه عمومی، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرده؛ بجای عدالت، تبعیض ساختاری علیه زنان و اقلیتها گذاشته؛ و بجای آزادی، سرکوب فکری و سیاسی اعمال کرده است.
«تناقض قدرت» به ما نشان میدهد که استبداد دینی در ایران در ذات خود محکوم به زوال است، چون اساس قدرتش بر «ترس» و «تحمیل» بنا شده نه بر همدلی و اعتماد. این همان چرخهای است که همه دیکتاتوریها طی میکنند: کسب قدرت با شعار، از دست دادن همدلی و عدالت، و در نهایت سقوط.


