Home دیدگاه صد سال پسرفت در صداقت آماری؛ از بلدیه‌ی ۱۳۰۱ تا نظام آماری...

صد سال پسرفت در صداقت آماری؛ از بلدیه‌ی ۱۳۰۱ تا نظام آماری گزینشی امروز

ح. سلیمانی – این نوشته‌ای بر اساس کتاب «تحلیلی از سقوط شفافیت، بر پایه آمار بلدیه طهران و روایت جعفر شهری» است. در حال تحقیق در حوزه مسائل اجتماعی به سراغ منابع آماری تاریخی می‌رفتم که به آماری از سال ۱۳۰۱ خورشیدی برخوردم؛ آماری که در کتاب «تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم» اثر جاودانه‌ی جعفر شهری با دقتی بی‌نظیر ثبت شده است.

در کمال شگفتی دیدم که در جامعه‌ای به‌ ظاهر سنتی و خرافه‌زده، شهرداری وقت (بلدیه تهران) آمارهای اجتماعی را با صداقتی مثال‌زدنی منتشر کرده بود. در آن گزارش نه‌تنها شمار علما و پیشنمازها و روضه‌خوان‌ها آمده، بلکه جرم، فحشا، دزدی، خرافه‌فروشی، قمار و حتی کفن‌دزدی نیز با ذکر تعداد ثبت شده بود.

همین مواجهه با آمار فراموش‌شده‌ی گذشته، پرسشی بنیادین را به ذهنم آورد:

چگونه ممکن است ما امروز، با این‌همه فناوری، سازمان، وزارتخانه و مرکز آمار، چنین از درک واقعیت جامعه ناتوان باشیم؟

و پاسخ تلخ‌تر از آن بود که گمان می‌بردم: ما نه ناتوان، بلکه عامدانه پنهان‌کار شده‌ایم. نظام، دیگر حقیقت را نمی‌بیند یا نمی‌خواهد ببیند، بلکه فقط می‌خواهد «نشان دهد»؛ و آنچه نشان داده می‌شود، سایه‌ای‌ست از واقعیت، آن‌هم با فیلتر سیاست.و نیاز احساس شد که در آینده نزدیک نیز نظام آماری ایران دگرگون شده و شدت تخریب های که به جامعه ایرانی وارد آمده روشن گردد. برای این تصویر ایران در سال ۱۳۰۱ را انتخاب نمودم.

تصویر تهران ۱۳۰۱: آماری که آینه بود

در سال ۱۳۰۱ خورشیدی، جمعیت تهران حدود ۱۹۶٬۲۵۵ نفر بود. بلدیه وقت، فهرستی از وضعیت شغلی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی پایتخت ارائه داده بود که امروز، بیش از هر چیز، سندی از پذیرش بی‌پرده واقعیت اجتماعی است.

مشاغل مجاز و قانونی:

  • نهاد دین در مرکز جامعه بود؛ بیش از ۱۲۰۰ نفر در مشاغل مذهبی چون روضه‌خوان، قاری، پیشنماز، واعظ، طلبه، مدرس و خادم مشغول بودند.
  • نهادهای خرافی چون دعانویسان، رمال‌ها، شعبده‌بازان، مارگیران و خیمه‌شب‌بازها نیز در لیست رسمی آمده بودند.
  • اقتصاد غیررسمی شهری – از لبوفروش، دوغی، طبق‌کش و طواف گرفته تا مطرب دوره‌گرد – سهم گسترده‌ای از حیات روزمره‌ی مردم را شکل می‌داد.
  • حتی نهادهای جنسی و حاشیه‌ای چون «دلال محبت»، «پاانداز»، «معروفه» و «دلال نکاح» با نام و عدد ثبت شده بودند؛ بی‌آنکه انکار شوند یا پشت عبارات فریبنده پنهان شوند.

مشاغل غیرقانونی اما ثبت‌شده:

  • دزد خانه‌بر، جیب‌بر، قمارباز، مال‌خر، بقچه‌گردان، زن خودفروش، زن تک‌پران، کفن‌دزد و پاانداز – همگی به‌عنوان واقعیت اجتماعی پذیرفته‌شده ثبت شده بودند.

نکتهٔ مهم: ثبت این مشاغل به معنای تایید یا مشروعیت‌بخشی نبود؛ بلکه اقدامی بود برای شناخت واقعی تهران و تنظیم سیاست شهری مؤثر. بلدیه، چشم خود را بر زشتی‌های شهر نمی‌بست.

تهران امروز: شهر پنهان‌شده در لایه‌های دروغ آماری

اما تهران امروز، با جمعیتی بیش از ۱۳ میلیون نفر، در حالی که از فناوری، بودجه و منابع انسانی بی‌سابقه بهره‌مند است، از ابتدایی‌ترین اصل توسعه محروم مانده است: شفافیت.

نظام آماری ایران، امروز دیگر آینه نیست؛ بلکه ابزاری برای محو واقعیت و خلق تصویر مطلوب حکومتی است. آمارها دستکاری، گزینشی یا اساساً منتشر نمی‌شوند. داده‌ها تنها زمانی بیرون می‌آیند که سودی برای نظام داشته باشند.

ضررها و تبعات مرگ شفافیت آماری

۱. سیاست‌گذاری بر اساس خطا
وقتی فقر و بیکاری و خشونت خانگی در آمارها کم‌اهمیت یا پنهان می‌شوند، سیاست‌گذاران نیز بر اساس همین خطا، نسخه‌هایی پوچ و بی‌اثر برای ملت می‌پیچند. طرح‌ها یکی‌یکی شکست می‌خورند، چون بر پایهٔ داده‌های غلط بنا شده‌اند.

۲. نابودی سرمایه اجتماعی
وقتی مردم می‌دانند آمار رسمی دروغ است، اعتماد عمومی فرومی‌ریزد. آمار تورم، بیکاری، یا قیمت سبد معیشت، برای مردم تنها جوک تلخی‌ست که گاه در رسانه رسمی اعلام می‌شود.

۳. تشدید فقر، جرم و فروپاشی اجتماعی
آنچه در آمار نیست، در عمل نادیده گرفته می‌شود. فقر مطلق، کارتن‌خوابی، اعتیاد، فحشا، خودکشی و طلاق در نبود داده‌ی صادقانه، بدون درمان رها می‌شوند و ریشه می‌دوانند.

۴. فرار حکومت از مسئولیت
وقتی داده‌ها دستکاری می‌شوند، مسئولیت‌پذیری هم محو می‌شود. اگر بحران اقتصادی رخ دهد، دلیل آن را «تحریم»، «دشمن» یا «سوءتفاهم» اعلام می‌کنند. اما هرگز گفته نمی‌شود که داده‌ها جعلی بودند و تصمیم‌گیری‌ها بر پایه‌ی دروغ بود.

نتیجه‌گیری: آنچه نمی‌بینی، درمان نمی‌کنی

آمار بلدیه طهران در سال ۱۳۰۱، سندی است از صداقت در شناخت جامعه؛ در حالی که تهران امروز، با وجود همه ابزارهای فناوری و ساختارهای پیچیده، دروغ را پشت لایه‌ای از نمودار، نمود و نهاد پنهان می‌کند.

در جهانی که آینده بر پایهٔ داده ساخته می‌شود، جامعه‌ای که از دیدن دردهای خود بترسد، محکوم به تکرار بحران‌هایش است.

فقدان آمار شفاف، نه‌تنها جلوی اصلاح را می‌گیرد، بلکه جامعه را در چرخه‌ی انکار، فرار و فاجعه‌سازی مدام گرفتار می‌سازد.

شاید امروز، بیش از قانون جدید، پروژه‌های عمرانی یا وعده‌های اقتصادی، ما به آمار واقعی، صادقانه و بدون سانسور نیاز داریم.

چون اصلاح، از پذیرش آغاز می‌شود؛ و پذیرش، از دیدن حقیقت.

بلدیه‌ی ۱۳۰۱ چشم به واقعیت داشت. امروز، حکومت چشمان خود را دوخته بر پاورپوینت‌های رنگی و نمودارهای توجیهی.

اما جامعه‌ای که چشم‌های خود را ببندد، ناگزیر با سر به دیوار خواهد خورد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 9 / معدل امتیاز: 4.8

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید