پزشک خرافهسوز – هفت سال پیش «قانون هوای پاک» تصویب شد. هفت سال! یعنی بچهای که آنموقع به دنیا آمد، الان کلاس اول دبستان است و یاد گرفته الفبا را بخواند، اما رژیم هنوز گیر کرده سر هجی کردن «پا…ک».
رئیس سازمان محیط زیست هم با کمال خونسردی فرمود: «قانون کامل اجرا نشده است!» خب، خدا پدرت را بیامرزد، ما که از روی درد ریههایمان فهمیده بودیم! لازم نبود کنفرانس خبری بدهی.
تهران الان رسماً شده نمایشگاه بزرگ بیماریهای ریوی. مردم از خانه بیرون میآیند، سه کیلومتر راه میروند و برمیگردند خانه، انگار پنج سال توی معدن زغالسنگ کار کردهاند. ماسکها هم که دیگر نقش فیلتر زغال را دارند، نه پیشگیری از آلودگی هوا.
ماجرای خندهدار هم اینجاست که تنها چیزی که در ایران پاک مانده، همان کاغذ «قانون هوای پاک» است! چون هیچکس دست به آن نزده، هنوز مثل روز اول سفیدِ سفید است.
راننده تاکسی میگفت: «آقا جان، ما هفت سال است داریم با بنزین سربدار قهوه ترک میزنیم، آنوقت مسئولان هنوز دنبال فنجانش میگردند!»
همینطور که داشتم فکر میکردم، یهو صدای نهیب «گل آقا» توی گوشم پیچید: هی! انگار یادت رفته که ملا دارد با «دعای یاحافظالانفس» هر روز آلودگی هوا را کنترل میکند!
گفتم: آخه آقا گل، پس چرا اینهمه دود و دم داریم؟
گفت: خب معلومه! دعاها گیر کرده لای فیلترهای وزارتخانه، هنوز ترخیص نشده!
بعد هم ادامه داد: تازه خوشحال باش! اینهمه سال هوا خاکستریست، خودش یکجور هوای معنوی حساب میشود! هوای پاک فقط برای ریه نیست، برای آخوند کیف پول است!
قرار بود هر اذان صبح، دعا را مثل اسپری خوشبوکننده توی هوای تهران بپاشند. ولی خب، آقایان سرگرم تقسیم صندلی بودهاند و یادشان رفته کلید اسپری کجاست.
ملت هم روزی چند لیتر دود میخورند و لابد قرار است ثواب هم ببرند. یکی میگفت: «نَفَس کشیدن با دود، بهتر از نفس نکشیدن است!»
خلاصه، «هوای پاک» فقط روی کاغذ مانده و روی همان کاغذ هم نوشته شده: «انشاءالله سال بعد…»
خرافهجو هر که هست از ما نیست
مزه حرف حق در دهان ملا نیست



