Home دیدگاه جایگاه «رضا پهلوی» در صندوق رای اجتماعی

جایگاه «رضا پهلوی» در صندوق رای اجتماعی

علی ر شهبازی – اتوریته دوران گذار در ایران امروز در صندوق‌های رسمی و دستکاری‌شده شکل نمی‌گیرد، بلکه در صندوق اجتماعی ملت ساخته می‌شود، و این صندوق اتوریته را به شاهزاده رضا پهلوی می‌سپارد.

در شرایطی که یک ملت از امکان برگزاری انتخابات آزاد محروم است، ساز و کارهای غیررسمی برای ابراز اراده جمعی جایگزین صندوق‌های رأی می‌شوند. در ایران امروز، خیابان‌ها، پشت‌بام‌ها و شعارهای بلند مردم نقش همان صندوق رأی ملی را ایفا می‌کنند که در نظام‌های دموکراتیک، نتایج آن مشروعیت رهبری را تعیین می‌کند. در فقدان امکان مشارکت شفاف، مردم با حضور در میدان‌ها، با فریادهای شبانه و با تکرار نام رهبر مورد اعتماد خود، اراده‌ای را ثبت می‌کنند که از دیدگاه تحلیل سیاسی، چیزی کمتر از رأی‌گیری عمومی نیست. این پدیده را می‌توان یک رفراندوم اجتماعی تفسیر کرد که هزینه‌اش به مراتب سنگین‌تر از انداختن یک برگه رأی در صندوق‌های رسمی است، چرا که هر شرکت‌کننده در این فرآیند با خطر سرکوب، بازداشت و محرومیت مواجه می‌شود و همین امر سیگنال آن را پرمعنا و معتبر می‌سازد.

انتخابات سال تیرماه ۱۴۰۳ در ایران نمونه‌ای بارز از این بحران مشروعیت بود. نرخ مشارکت پایین در هر دو دور انتخابات، خود به نشانه‌ای آشکار از فاصله عمیق جامعه از صندوق رسمی تبدیل شد. زمانی که بخشی بزرگی از مردم با «امتناع فعال» از مشارکت، پیام خود را به جهان مخابره می‌کنند و همزمان خیابان‌ها و پشت‌بام‌ها با شعارهای هماهنگ پر می‌شوند، در حقیقت صندوق رأی اجتماعی جایگزین صندوق انتخاباتی می‌گردد. این صندوق اجتماعی در میدان‌های شهر قرار دارد، در تاریکی شب از بالای پشت‌بام‌ها فریاد می‌زند، و در تکرار هم‌صدا از دهان میلیون‌ها نفر به جریان می‌افتد.

تداوم این الگو، یعنی حضور خیابانی و شعارهای هدفمند، با یافته‌های علوم سیاسی همخوان است که نشان می‌دهند در غیاب نهادهای انتخاباتی معتبر، افکار عمومی از طریق رفتارهای پرهزینه و تکرارشونده خود را به نمایش می‌گذارد. شعارهایی که بر محور گذار و رهبری شاهزاده رضا پهلوی شکل می‌گیرند، نه فقط اعتراض هستند و نه صرفاً ابراز نارضایتی، بلکه سندی برای ثبت ترجیح جمعی‌اند. هربار که نام او در خیابان‌ها و پشت‌بام‌ها تکرار می‌شود، درواقع میلیون‌ها رأی فرضی در صندوق اجتماعی ملت انداخته می‌شود. این رأی‌ها نه در سکوت برگه‌های کاغذی، بلکه در طنین فریادها و خطرپذیری معترضان ثبت می‌گردند.

در همین میان، مطالعات مستقل افکار عمومی که در خارج از فضای کنترل‌شده حکومتی انجام می‌شوند، نیز همین روند را تأیید کرده‌اند. نتایج آنها نشان می‌دهد بخش وسیعی از جامعه خواهان تغییر ساختاری و گذار است. وقتی این یافته‌ها با افت مشارکت رسمی در انتخابات و تداوم کنش‌های پرهزینه خیابانی ترکیب می‌شوند، تصویری منسجم شکل می‌گیرد: ملت ایران راه خود را برای بیان اراده جمعی پیدا کرده و از مسیر غیررسمی صندوق اجتماعی، اتوریته را به رهبری که او را شایسته دوران گذار می‌داند، تفویض کرده است.

این جابجایی اتوریته از صندوق رسمی به صندوق اجتماعی پیامدهای ژرفی دارد. نخست اینکه مشروعیت سیاسی در ایران دیگر در صندوق‌های انتخاباتی خلاصه نمی‌شود، بلکه در کوچه‌ها و خیابان‌ها شکل می‌گیرد. دوم اینکه این پیام نه فقط به درون، بلکه به بیرون نیز منتقل می‌شود؛ هرچه تکرار و انسجام این شعارها گسترده‌تر باشد، تصویر بین‌المللی از یک همگرایی اجتماعی قدرتمند واضح‌تر می‌شود. در جهانی که مشروعیت سیاسی برای برقراری ارتباط و تفاهم با یک رهبر یا جریان دوران گذار اهمیت حیاتی دارد، این صندوق اجتماعی همان پشتوانه‌ای است که می‌تواند جای خالی انتخابات آزاد را پر کند.

به این ترتیب، خیابان‌ها و پشت‌بام‌های ایران، با فریادهای شبانه و حضور روزانه، به بزرگترین صندوق رأی تاریخ معاصر کشور تبدیل شده‌اند. مردم با صدای خود، با هزینه‌ای که می‌پردازند و با تکرار بی‌وقفه نام رهبر مورد اعتمادشان، همان کاری را انجام می‌دهند که در نظام‌های آزاد، برگه‌های رأی انجام می‌دهند. نتیجه روشن است: اتوریته دوران گذار در ایران امروز، در صندوق‌های رسمی و دستکاری‌شده شکل نمی‌گیرد، بلکه در صندوق اجتماعی ملت ساخته می‌شود، و این صندوق اتوریته را به شاهزاده رضا پهلوی می‌سپارد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 8 / معدل امتیاز: 5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید