احسان شیشهگر – در بهار ۱۳۸۸، نرخ دلار در بازار آزاد ایران حدود ۹۹۷ تومان بود. آن روزها، هنوز خاطرهی ثبات نسبی دههی ۸۰ در ذهن مردم زنده بود. اما آنچه در ۱۶ سال بعد رخ داد، نه یک جهش ناگهانی بلکه یک روند پیوسته و بیوقفهی فروپاشی ارزش پول ملی بود؛ فروپاشیای که نه با یک حادثهی بزرگ، بلکه با استمرار یک نظام سیاسی و اقتصادی ناکارآمد رقم خورد.
نمودار نرخ دلار از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۹، که در تصویر زیر قابل مشاهده است، گویای یک مسیر صعودی شدید است. از هزار تومان در سال ۱۳۸۸ تا بیش از یک میلیون تومان در سال ۱۴۰۹، این افزایش نه حاصل یک بحران خاص، بلکه نتیجهی تداوم همان سیاستهایی است که در طول این سالها بدون تغییر باقی ماندهاند.
در سالهای ابتدایی دههی ۹۰، با آغاز تحریمهای نفتی و بانکی، نرخ دلار جهشهای قابل توجهی داشت. از ۱۹۰۰ تومان در سال ۱۳۹۰ به ۳۲۰۰ تومان در سال ۱۳۹۱، و سپس به ۹۰۰۰ تومان در سال ۱۳۹۷. این جهشها همواره با شوکهای خارجی همراه بودند، اما آنچه مهمتر است، ناتوانی ساختار داخلی در جذب و مدیریت این شوکهاست.
درواقع، تحریمها تنها شتابدهندهی روندی بودند که ریشه در داخل داشت. فساد ساختاری، اقتصاد رانتی، وابستگی شدید به درآمدهای نفتی، و فقدان شفافیت مالی، همگی عواملی بودند که باعث شدند هر شوک خارجی، تأثیری چندبرابر بر اقتصاد ایران داشته باشد.
در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲، نرخ دلار در محدودهی ۵۰ تا ۶۰ هزار تومان نوسان داشت. این دوره، از نظر بسیاری، دورهای نسبتاً باثبات تلقی میشد. اما این ثبات، بیشتر شبیه به آرامش پیش از توفان بود. درواقع، نرخ تورم بالا، کاهش قدرت خرید، و رشد نقدینگی، همگی نشان میدادند که اقتصاد ایران در حال انباشت بحرانهایی است که دیر یا زود فوران خواهند کرد.
از ابتدای ۱۴۰۳، روند صعودی دوباره آغاز شد. دلار از ۶۴ هزار تومان در فروردین ۱۴۰۳ به ۱۰۱ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۴ رسید. این جهش، بدون وقوع هیچ حادثهی خاصی، تنها نتیجهی ادامهی همان روندهای پیشین بود.
اگر همین روند ادامه یابد، یعنی اگر نظام جمهوری اسلامی باقی بماند، و هیچ تحول سیاسی یا اقتصادی خاصی رخ ندهد، دلار تا پایان سال ۱۴۰۹ به بیش از یک میلیون تومان خواهد رسید. این پیشبینی، نه بر اساس حدس و گمان، بلکه بر پایهی دادههای واقعی و روندهای تاریخی است.
درواقع، نرخ دلار در پنج سال اخیر بطور متوسط سالانه حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد افزایش داشته است. اگر این نرخ رشد ادامه یابد، رسیدن به یک میلیون تومان کاملاً محتمل است. حتی اگر رشد سالانه به ۴۰ درصد کاهش یابد، باز هم این رقم در دسترس خواهد بود.
اما اگر تحریمهای جدیدی اعمال شوند مثل تحریمهای «اسنپ بک» که تا یک ماه آینده به اجرا درخواهند آمد، یا حتی درگیری نظامیای رخ دهد که به سقوط نظام منجر نشود، این روند میتواند شتاب بیشتری بگیرد. در چنین شرایطی، دلار ممکن است ظرف دو تا سه سال به یک میلیون تومان برسد.
تجربهی تحریمهای سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۷ نشان میدهد که هر موج جدید تحریم، میتواند نرخ ارز را دو تا سه برابر کند. اگر چنین موجی در سال ۱۴۰۵ یا ۱۴۰۶ رخ دهد، رسیدن به یک میلیون تومان تا سال ۱۴۰۷ کاملاً محتمل خواهد بود.
افزایش نرخ دلار، تنها یک عدد در بازار نیست. این عدد، بازتابی از فروپاشی اعتماد عمومی، کاهش قدرت خرید، و گسترش فقر است. هر جهش در نرخ ارز، به معنای سقوط بیشتر طبقهی متوسط، افزایش مهاجرت، و گسترش نارضایتی اجتماعی است.
درواقع، دلار یک شاخص روانی نیز هست. وقتی مردم میبینند که ارزش پولشان هر روز کمتر میشود، اعتمادشان به آینده از بین میرود. این بیاعتمادی، خود به بحرانهای اجتماعی و سیاسی دامن میزند.
آنچه در حال حاضر در ایران در حال وقوع است، یک فروپاشی تدریجی است. نه انفجاری، نه ناگهانی، بلکه آرام و بیصدا. اگر نظام جمهوری اسلامی همچنان باقی بماند، و هیچ تغییر جدیای صورت نگیرد، دلار به یک میلیون تومان خواهد رسید و این تنها یکی از نشانههای سقوطی است که سالهاست آغاز شده.
این مقاله، نه هشدار است و نه پیشگویی. بلکه بازتابی است از آنچه در دادهها، در خیابانها، و در زندگی روزمرهی مردم ایران قابل مشاهده است. و اگر این روند ادامه یابد، آیندهای تاریکتر از امروز در انتظار خواهد بود.



