دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – اپوزیسیون ایرانی در خارج کشور پس از موجهای مهاجرت سیاسی در چهار دهه اخیر به یکی از مهمترین مراکز تولید گفتمان و سازماندهی فعالیتهای اعتراضی علیه ساختار حاکم در ایران بدل شده است. با این حال، کارنامه این اپوزیسیون نشان میدهد که ضعف در واقعگرایی سیاسی و گسست از شرایط واقعی جامعه ایران، مانع بزرگی بر سر راه اثربخشی آن بوده است. بررسی ضرورت واقعگرایی در این نیرو و نحوه پیوند آن با داخل ایران، برای درک بهتر موقعیت کنونی و یافتن مسیرهای عملی تغییر اهمیت ویژهای دارد.
۱. واقعگرایی به عنوان ضرورت سیاسی
واقعگرایی به معنای پذیرش شرایط عینی جامعه، درک محدودیتها و ظرفیتها، و پرهیز از آرمانگرایی صرف است. اپوزیسیون خارج از ایران اغلب دچار سه آسیب عمده بوده است:
- توهم قدرت: برخی جریانها بر این تصور بودهاند که صرفاً با حمایت خارجی میتوانند تغییرات بنیادین در ایران رقم بزنند، بدون توجه به بستر اجتماعی و فرهنگی داخل کشور.
- انشقاق و پراکندگی: اختلافهای ایدئولوژیک و شخصی باعث شده اپوزیسیون بجای ایجاد جبههای واحد، بیشتر به نزاعهای درونی مشغول شود.
- بیارتباطی با نیازهای روز مردم: بسیاری از شعارها و طرحهای اپوزیسیون خارج کشور کمتر با دغدغههای ملموس مردم داخل ایران مانند بحران اقتصادی، فساد، یا تبعیضهای اجتماعی همخوانی دارد.
۲. پیوند با داخل ایران؛ شرط موفقیت
هیچ نیروی سیاسی در تبعید نمیتواند بدون پیوند مستمر با جامعه داخل کشور نقشی تعیینکننده ایفا کند. این پیوند میتواند از طریق مسیرهای زیر تقویت شود:
- شنیدن صدای داخل: استفاده از شبکههای اجتماعی، ارتباط با فعالان مدنی، دانشجویان، زنان و کارگران در ایران برای شناخت اولویتها.
- بازنمایی واقعیات داخلی: انتقال صدای اعتراضات و خواستههای مردم به افکار عمومی و نهادهای بینالمللی، نه صرفاً بازتاب دیدگاههای گروههای برونمرزی.
- پرهیز از نسخههای تحمیلی: هرگونه طرح سیاسی برای آینده ایران باید از درون جامعه برخیزد و مورد پذیرش اکثریت قرار گیرد؛ اپوزیسیون خارج تنها میتواند نقش تقویتی و تسهیلکننده ایفا کند.
۳. مسائل روز ایران و مسئولیت اپوزیسیون
امروز جامعه ایران با بحرانهای گوناگونی دستبهگریبان است:
- اقتصاد فروپاشیده، تورم و بیکاری گسترده
- بحران محیط زیست، از جمله کمآبی و آلودگی هوا
- فساد ساختاری و ناکارآمدی مدیریتی
- سرکوب آزادیهای مدنی و سیاسی
اپوزیسیون خارج کشور اگر میخواهد نقش واقعی ایفا کند، باید برنامهها و گفتمان خود را بر اساس این مسائل اولویتبندی کند، نه صرفاً بر اساس جدالهای ایدئولوژیک یا رقابتهای شخصی.
واقعگرایی شرط بقای اپوزیسیون و جلب اعتماد جامعه ایران است. بدون درک شرایط واقعی و بدون ارتباط ارگانیک با داخل، اپوزیسیون خارج کشور به مرور دچار انزوا خواهد شد. در مقابل، اگر این نیرو بتواند با فروتنی سیاسی به تقویت جنبشهای مدنی داخل ایران بپردازد و خود را در خدمت خواستها و تمایلات واقعی مردم قرار دهد، آنگاه میتواند در آینده سیاسی ایران نقشی مؤثر ایفا کند.


