Home دیدگاه معضل اوکراین: درس‌هایی از جنگ ایران و عراق؛ آیا زمان آنست که اوکراین...

معضل اوکراین: درس‌هایی از جنگ ایران و عراق؛ آیا زمان آنست که اوکراین از جنگیدن دست بکشد؟

حمله روسیه به اوکراین بزرگترین تهاجم نظامی بعد از جنگ جهانی دوم بود

سید عرفان نوربخش – از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار روسیه در فوریه ۲۰۲۲، اوکراین برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها عمل کرده است. نیروهای مسلح این کشور مانع از سقوط کی‌یف و سرنگونی دولت شدند، در حالی که ارتش روسیه یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان محسوب می‌شود. بسیاری از رهبران غربی، از جمله جو بایدن رئیس‌ جمهور وقت آمریکا، در آغاز جنگ نسبت به توان مقاومت اوکراین تردید داشتند. حتی به ولودیمیر زلینسکی پیشنهاد خروج دادند. اما او نپذیرفت و دفاع موفق از پایتخت، که به «معجزه کی‌یف» معروف شد، نشان داد اوکراین به سادگی قابل تسخیر نیست.

از آن زمان تغییرات زیادی رخ داده است، اما چالش‌های اساسی همچنان باقی است. اوکراین با حمایت متحدان ناتو از خاک خود دفاع می‌کند، اما با کمبود نیروی انسانی در خط مقدم و حملات مکرر موشکی و پهپادی روسیه به شهرها و زیرساخت‌ها مواجه است.

در عین حال، ارتش اوکراین خود را با شرایط جدید وفق داده است. پهپادهای ساخت داخل، همراه با تسلیحات پیشرفته غربی، به ستون اصلی دفاعی تبدیل شده‌اند. برخی ناظران از جمله ایلان ماسک که سامانه استارلینک او در اوکراین استفاده می‌شود، این جنگ را نخستین «جنگ بزرگ پهپادی» در جهان توصیف کرده‌اند. همانطور که هواپیماها در جنگ جهانی اول ابتدا به‌ عنوان ابزار شناسایی و سپس به‌ عنوان جنگنده و بمب‌افکن به کار گرفته شدند، پهپادها در اوکراین نیز از ابزار شناسایی به سلاح‌های تهاجمی تکامل یافته‌اند.

موقعیت روسیه

در روسیه، ولادیمیر پوتین همچنان قدرت را در دست دارد. کرملین با پرداخت حقوقی به‌ مراتب بالاتر از درآمد زندگی غیرنظامی به جذب سرباز ادامه می‌دهد و هزینه‌های جنگ را از محل درآمدهای نفت و گاز تأمین می‌کند. با وجود تحریم‌ها، نرخ تورم کاهش یافته و بخش زیادی از جامعه روسیه همچنان پوتین را به‌ عنوان بازیابی‌کننده غرور ملی پس از دهه پرآشوب ۱۹۹۰ می‌بینند.

برخی ناظران وضعیت کنونی روسیه را با عراق صدام حسین در اواخر دهه ۱۹۸۰ مقایسه می‌کنند؛ کشوری با اقتصاد نفتی، جامعه‌ای به شدت نظامی‌شده و رهبری متمرکز در دستان حلقه‌ای محدود از قدرت. حتی استفاده از بدل در دیدارهای مردمی، اگرچه کرملین چنین ادعاهایی را رد می‌کند.

نمونه تاریخی: جنگ ایران و عراق

جنگ هشت‌ساله ایران و عراق مقایسه‌ای چشمگیر ارائه می‌دهد. عراق در سال ۱۹۸۰ به ایران حمله کرد و بخش‌هایی از خاک کشور را اشغال نمود. اما ضدحمله ایران در ۱۹۸۲ نیروهای عراقی را عقب راند و از آن پس بخش زیادی از نبرد در خاک عراق ادامه یافت.

بزرگترین موفقیت ایران در سال ۱۹۸۶ و با تصرف جزیره «فاو» رقم خورد. این شکست، غرب و کشورهای عربی را بر آن داشت تا حمایت خود از صدام حسین را افزایش دهند و همین امر به ارتش عراق امکان داد سرزمین‌های از دست رفته را بازپس گیرد.

در سال ۱۹۸۸، خطوط مقدم ایران رو به فروپاشی بود. در تابستان همان سال، آیت‌الله روح‌الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی آتش‌بس را پذیرفت و آن را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد. در آن زمان بخش‌هایی از خاک ایران همچنان در اشغال عراق بود، اما صدام اندکی پیش از حمله به کویت آن مناطق را پس داد تا مرز شرقی خود را امن کند.

برای ایران، جنگ با خسارات بالای مادی و انسانی و مصالحه پایان یافت، هرچند موجودیت کشور حفظ شد. اما برای عراق، هزینه‌های جنگ در نهایت صدام را به خطای محاسباتی بزرگی کشاند: حمله به کویت، که ارتش او را به دست ائتلافی بین‌المللی نابود کرد.

شباهت‌ها با اوکراین

امروز اوکراین با شرایطی مشابه روبروست. ارتش روسیه به پیشروی‌های تدریجی ادامه می‌دهد، اما با هزینه‌های سنگین. برآوردهای غربی تلفات روسیه را صدها هزار نفر اعلام کرده‌اند، در حالی که بسیج نسبی در سپتامبر ۲۰۲۲ باعث شد صدها هزار جوان از کشور بگریزند. برخی تحلیلگران معتقدند مجموع این تلفات انسانی ممکن است به بیش از یک میلیون نفر رسیده باشد.

برای کشوری با نظامیگری شدید و حاکمیت اقتدارگرا، فرآیند خلع سلاح می‌تواند بی‌ثبات‌کننده باشد؛ چالشی که صدام حسین هرگز نتوانست از آن عبور کند. اقتصاد جنگی روسیه نیز، که تحت فشار تحریم‌ها شکل گرفته، بعید است به راحتی به شرایط پیش از جنگ بازگردد. ناظران هشدار می‌دهند که این فشارها خطر خطای محاسباتی پوتین را افزایش می‌دهد؛ خطایی که ممکن است پیامدهایی جدی برای رژیم او داشته باشد.

انتخاب دشوار اوکراین

حتی با ادامه حمایت غرب، محدودیت‌های اوکراین پابرجاست. بسیاری از سربازان نزدیک به سه سال است که بدون استراحت کافی در خط مقدم حضور دارند و تعداد داوطلبان خدمت در جبهه به پایان رسیده است . دولت ناچار به اجرای بسیج اجباری شده، در حالی که روسیه همچنان با وعده حقوق بالا سرباز جذب می‌کند و حتی از حمایت کشورهایی مانند کره شمالی بهره می‌برد.

برخی مفسران می‌گویند در نهایت اوکراین ممکن است با انتخابی دردناک روبرو شود: حفظ ارتش به‌ عنوان تضمینی برای بقا، اما پذیرش آتش‌بس و باقی گذاشتن سرنوشت سرزمین‌های اشغالی برای آینده. پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا اوکراین، مانند جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۸۸، ناچار خواهد شد روزی «جام زهر» را بنوشد تا موجودیت خود را حفظ کند؟

*سید عرفان نوربخش کارشناس مسائل روسیه و اوراسیا

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 35 / معدل امتیاز: 4.4

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید