بهزاد معصومی – ایران امروز در نقطهای ایستاده است که آینده آن تنها دو مسیر پیش رو دارد. سقوط کامل یا بازسازی ملی. این کشور با تاریخی چند هزار ساله امروز با بحرانی روبروست که ترکیبی است از فروپاشی اجتماعی، شکاف طبقاتی، فساد ساختاری و سرکوب سیاسی. فقر و گرانی زندگی میلیونها شهروند را به مرز نابودی رسانده است و در عین حال با اقلیتی روبرو هستیم که از رانت و تباهی تغذیه کرده و میکنند و بیاعتنا به رنج اکثریت جامعه به انباشت ثروت ادامه میدهند. این اقلیت نوکیسه به مانعی در برابر تغییر تبدیل شدهاند اما تجربه تاریخی نشان میدهد چنین موانعی در برابر فشار ملت هنگامی که به حرکت درآید پایدار نمیمانند.
مشکل امروز ایران فقط اقتصادی نیست. مسئله اصلی بحران مشروعیت سیاسی است و بهتر است بگویم بحران مدیریت در تمامی نهادهای لشکری و کشوری است . نسل جوان اندیشمند و زنان آگاه و تحصیلکرده و دلسوز ایران که بزرگترین سرمایه اجتماعی کشورند دیگر هیچ نسبتی با ساختار قدرت ندارند. حکومت صرفا با ابزار سرکوب دوام یافته و سرمایه اجتماعی آن عملا به صفر رسیده است. ایران اکنون شاهد شکافی عمیق میان نظام و ملت است. شکافی که هر بحران داخلی یا خارجی میتواند آن را به نقطه انفجار برساند.
جمهوری اسلامی در ایران به دلیل جایگاه ژئوپلیتیک کشور فقط یک مسئله داخلی برای مردم ایران نیست. ثبات یا بی ثباتی در ایران تاثیری مستقیم بر منطقه و حتی جهان دارد. این کشور در موقعیتی قرار دارد که هر تحولی در آن میتواند خاورمیانه را به لرزه درآورد. اگر این تحولات به سمت هرج و مرج برود، پیامدهای آن فراتر از مرزهای منطقه خواهد رفت. اما اگر مسیر بازسازی ملی انتخاب شود، ایران جدید میتواند با تشکیل دولت موقت به رهبری و هدایت شاهزاده رضا پهلوی و در اتحاد با اسراییل و همپیمانی با دیگر کشورهای منطقه به محور ثباتی تازه در خاورمیانه تبدیل شود.
واقعیت این است که آزادی و تغییر سیاسی در ایران بدون هزینه ممکن نیست. تاریخ نشان داده که ملت ایران همواره توانایی پرداخت این هزینه را داشته است. امروز نسل جدید سکوت را کنار گذاشته و زنان پیشگام گرفتن حقوق خود شدهاند. کارگران و کشاورزان نیز دیگر تن به بیعدالتی نمیدهند. جامعه مدنی هرچند سرکوب شده اما همچنان نفس میکشد و آماده بازگشت به صحنه است. ظرفیت تحولات بنیادین در ایران وجود دارد و سرکوب نمیتواند آن را برای همیشه خاموش کند. حاکمان کنونی باید بدانند که تکیه بر خشونت و فساد پایدار نیست. آنان که ثروت ملت را غارت کردند جوانان را کشتند و آینده را فروختند دیر یا زود با قضاوت تاریخ روبرو خواهند شد. هیچ قدرتی نتوانسته است در درازمدت بر موج تغییرات اجتماعی از جمله در ایران غلبه کند.
ایران خانهای است که ملتی که هزاران سال است ساکن آن است حاضر نیست آن را از دست بدهد. این سرزمین میراث مشترک و آینده مشترک همه ایرانیان است و در صورت اتحاد با اسراییل تاثیر شگرفی در امنیت ملت یهود و همچنین امنیت ملی ایران جدید خواهد داشت. هیچ نیروی داخلی یا خارجی قادر نیست این پیوند را نابود کند. این پیوند نام خلیج فارس و امنیت جزایر سهگانه را نیز در پی خواهد داشت. ملت ایران طی این ۴۶ سال بارها در تاریکیهای این حکومت ظالم بذر فردا را کاشته است. مهسا یکی از آن بذرها بود و هزاران مهسا روییده است تا ایران را آزاد کنند.
ایران از خاکستر بحران کنونی برخواهد خاست. این کشور دوباره میتواند جایگاه شایسته خود را به دست آورد. ملت ایران شکست خورده نیست؛ فراموششده و بیآینده نیز نیست. این ملت بارها سقوط کرده و بارها برخاسته است. بارها از دل سختیها راهی تازه گشوده است. اکنون نیز همین اتفاق رخ خواهد داد. ایران دوباره برخاسته و آینده خود را بازخواهد ساخت. این تنها یک ارزو نیست. این سخن دل نود میلیون ایرانی است.
*دکتر بهزاد معصومی تحلیلگر سیاسی- نظامی


