دکتر رضا سعیدی فیروزآبادی – ایرانیان باستان همواره در پیوندی عمیق با طبیعت، کیهان و باورهای دینی خود جشنهایی را برپا میداشتند که بازتابی از جهانبینی آنان بود. در میان این جشنها، نوروز و مهرگان جایگاهی ویژه دارند. اگر نوروز آغاز زندگی و رویش دوباره طبیعت است، مهرگان را باید جشن میانه سال، شکرگزاری از نعمتها، و نیز یادمان عدالت و آزادی دانست.
ابوریحان بیرونی، حکیم و اندیشمند بزرگ قرن چهارم هجری، در «آثارالباقیه» این جشن را چنین وصف میکند: «مِهرگاه، شانزدهم روز است از مهرماه و نامش مهر. اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیوراسب جادو، که معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشناند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود» (بیرونی، آثارالباقیه).
از همین رو، مهرگان تنها یک آیین فصلی نیست، بلکه به صورت نمادین یادآور پیروزی داد بر بیداد در فرهنگ ایرانی است.
خاستگاه و فلسفه مهرگان
پژوهشگران فلسفههای گوناگونی برای مهرگان برشمردهاند:
۱.ستایش مهر (میترا): ایزد پیمان، روشنایی و راستی در آیین مزدیسنا که نگهبان پیمانها و پاسدار عدالت بود (اوستا، یشت دهم، مهریشت).
۲.جشن کشاورزی: زمان برداشت محصول و تقسیم نعمتها میان مردم.
۳.یادبود پیروزی فریدون و کاوه بر ضحاک: که در شاهنامه به صورت مفصل آمده است (شاهنامه، دفتر اول، داستان ضحاک).
روایت شاهنامه و بُعد اساطیری
حکیم ابوالقاسم فردوسی که میراث فرهنگی ایران را در شاهنامه جاودان ساخت، مهرگان را به عنوان روز پیروزی ایرانیان بر ظلم تصویر میکند. به روایت او، با افول «فرّه ایزدی» از جمشید، ضحاک بر ایرانزمین چیره شد و هزار سال با ظلم و بیداد فرمان راند:
یکی پادشا بود نامش ضحاک
که بر تخت شاهی نشست از هلاک
ضحاک ماردوش نماد نابودی خرد بود؛ چرا که روزانه از مغز جوانان تغذیه میکرد. در برابر او، کاوه آهنگر به همراه فریدون قیام کردند و سرانجام در روز شانزدهم مهرماه، ضحاک را در کوه دماوند به بند کشیدند. فردوسی این رخداد را چنین میسراید:
به روز خجسته سر مهرماه
به سر برنهاد آن کیانی کلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس ره بخردی
دل از داوریها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند
این جشن همچنین نماد همبستگی ایرانیان و غلبه خرد بر جهل است.
مهرگان در نگاه اندیشمندان و شاعران
مهرگان در متون ادبی و فلسفی اسلامی و ایرانی نیز بازتاب یافته است. رودکی، پدر شعر فارسی، در قصیدهای مهرگان را چنین میستاید:
آمد مهرگان و مهربان شد جهان
برگرفت زردی از رخ چون ارغوان
ناصرخسرو، شاعر و حکیم قرن پنجم، نیز در بیتی مهرگان را با روشنایی و راستی پیوند میدهد:
مهرگان آمد به شادی روزگار
خیز و باده گیر، کاینک وقت یار
همچنین حافظ در غزلهای خود، مهر و مهرگان را استعارهای برای عشق و عدالت میآورد:
به یاد مهر و مهرت میخورم من بادهها
کز ازل مهر تو در جانم نشان انداخته است
نمادشناسی مهرگان
• پیروزی خرد بر جهل: ضحاک، نماد تاریکی و نابودی اندیشه، در برابر خرد جمعی ایرانیان مغلوب شد.
• عدالت اجتماعی: قیام کاوه و فریدون نخستین نمونه جنبش مردمی علیه استبداد است.
• وحدت و مدارا: همه اقشار جامعه، با وجود اختلافات، برای آزادی گرد هم آمدند.
• شکرگزاری از نعمتها: همزمانی جشن با برداشت محصول، رنگی از آیینهای کشاورزی به مهرگان میبخشد.
مهرگان تنها یک جشن باستانی نیست، بلکه روایتی چندلایه از تاریخ، اسطوره و فرهنگ ایران است. در آن، هم ایزدمهر و آیین مزدیسنا بازتاب یافته، هم چرخه کشاورزی و طبیعت، و هم خاطرهی جمعی ایرانیان از پیروزی داد بر بیداد. این جشن نشان میدهد که در اندیشه ایرانی، خرد، داد، پیمان و همبستگی همواره ارزشهایی ماندگار بودهاند. بازخوانی مهرگان امروز نیز میتواند الهامبخش جامعه باشد؛ چراکه یادآور این حقیقت است که تنها با خردورزی و عدالت میتوان بر ظلم و جهل غلبه یافت.



