Home دیدگاه روایت جان‌هایی که جمهوری اسلامی در پشت دیوارهای بلند زندان می‌گیرد

روایت جان‌هایی که جمهوری اسلامی در پشت دیوارهای بلند زندان می‌گیرد

سپیده حجامی – جمهوری جنایتکار اسلامی سال‌هاست که به شیوه‌های مختلف آزادیخواهان و مبارزان را از میان می‌برد. این رژیم خونریز یا با احکام ناعادلانه‌ی اعدام، جان زندانیان سیاسی را پای چوبه‌دار می‌گیرد، یا آنها را با بی‌توجهی عامدانه‌ی پزشکی و محرومیت از درمان به مرگ تدریجی می‌کشاند. این رفتارها نه تصادفی هستند و نه ناشی از سهل‌انگاری؛ بلکه بخشی از سناریویی کثیف و برنامه‌ریزی‌شده برای سرکوب صدای آزادیخواهی و اعتراض مدنی است.

نام‌هایی چون بکتاش آبتین، بهنام محجوبی، ساسان نیک‌نفس، عادل کیانپور، انور چالشی، وحید صیاد نصیری و تازه‌ترین آن، سمیه رشیدی، تنها بخشی از این قربانیان‌اند. پشت هر اسم، جان عزیزی ایستاده بود که جمهوری اسلامی بی‌رحمانه خاموشش کرد.

این رژیم جنایتکار برای خاموش کردن مردم راه‌های متعددی دارد: عده‌ای را اعدام می‌کند، عده‌ای را در خیابان‌ها با گلوله جنگی به خاک می‌اندازد، عده‌ای را با تفنگ ساچمه‌ای برای همیشه نابینا می‌کند، و باقی را پشت میله‌های زندان، با محرومیت از درمان و شکنجه‌های خاموش، به قتل می‌رساند.

اینها نه خطا، که بخشی از دستگاه مرگ‌اندیش و خشونت‌پرور جمهوری اسلامی است؛ دستگاهی که بقای خود را در قتل، ارعاب و حذف فیزیکی مخالفان می‌بیند.
به قول زنده‌یاد قهرمان نوید افکاری، «سکوت یعنی حمایت از ظلم و ظالم».

ما نباید در برابر اینهمه جنایت سکوت کنیم. سکوت ما همان چیزی است که جمهوری اسلامی می‌خواهد. وظیفه ماست که نام این جانباختگان را زنده نگه داریم، صدای خفه‌شده‌ی آنها باشیم و فریاد آزادیخواهی را بلندتر کنیم. باید هر جا که هستیم روایت این جنایت‌ها را بازگو کنیم تا دنیا بداند بر مردم ایران چه می‌گذرد. یادشان چراغ راه ماست و خونشان سوگندنامه‌ای برای ادامه مبارزه تا روزی که این رژیم جنایتکار سرنگون شود و آزادی و عدالت به ایران بازگردد.

نام تعدادی از کسانی که به دلیل سهل‌انگاری و ظلم در زندان‌های جمهوری اسلامی جان باختند در ادامه آورده می‌شود.

بکتاش آبتین
شاعر، نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران. در زندان اوین به کرونا مبتلا شد و با تأخیر در انتقال به بیمارستان، در دی ۱۴۰۰ در بیمارستان طالقانی جان باخت.

بهنام محجوبی
درویش گنابادی و از بازداشت‌شدگان اعتراضات گلستان هفتم. با وجود بیماری عصبی جدی، از دارو و درمان محروم شد. در بهمن ۱۳۹۹ به بیمارستان لقمان منتقل شد و همانجا جان باخت.

ساسان نیک‌نفس
زندانی سیاسی با مشکلات جسمی متعدد از جمله بیماری کبدی و دیابت. در خرداد ۱۴۰۰ در زندان تهران بزرگ جان باخت؛ گزارش‌ها حاکی از تأخیر در ارسال به بیمارستان و دخالت پزشکان بهداری زندان است.

عادل کیانپور
در زندان شیبان اهواز جان باخت. او در تاریخ ۴ دی‌ماه ۱۴۰۰ در اعتراض به محرومیت از حقوق اولیه دادرسی و خدمات پزشکی دست به اعتصاب غذا زد و پس از یک هفته اعتصاب، در ۱۱ دی‌ماه ۱۴۰۰ در زندان جان باخت.

انور چالشی
زندانی سیاسی کرد متهم به همکاری با احزاب کردی. در زندان ارومیه دچار بیماری سرطان روده شد و به دلیل ممانعت از درمان جان سپرد.

ستار بهشتی
کارگر و وبلاگ‌نویس ایرانی. در ۹ آبان ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و فیس‌بوک» بازداشت شد. در مدت بازجویی به شدت شکنجه شد و بر اثر خونریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.

وحید صیادی نصیری
فعال حقوق بشر و عقیدتی- سیاسی. در زندان لنگرود قم در اعتراض به نگهداری در بند زندانیان جرایم خطرناک، دو ماه اعتصاب غذا کرد و پس از بستری در بیمارستان «شهید بهشتی» جان باخت.

سمیه رشیدی مهرآبادی
زندانی سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی. در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی علیه رژیم در محله جوادیه تهران بازداشت شد و ابتدا دو روز در بازداشتگاه آگاهی ۱۵ خرداد نگهداری شد، سپس به زندان اوین منتقل شد. پس از حمله ۲ تیر ۱۴۰۴ به زندان اوین، به همراه سایر زندانیان به زندان زنان قرچک منتقل شد. مأموران در زمان بازداشت او را به شدت مورد ضرب‌ و جرح قرار دادند؛ از جمله ضربه به سر، صورت، پاها و شکم و فشار روی سینه و کوبیدن سر به دیوار. در زندان قرچک چندین‌ بار به بهداری مراجعه کرد، اما پزشکان زندان او را متهم به تمارض کردند و از اعزامش به بیمارستان جلوگیری شد. از ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ چندین بار دچار تشنج شد و نهایتاً در ۲۵ شهریور به بیمارستان «مفتح» ورامین منتقل شد و تا ۳ مهر ۱۴۰۴ در کما بود و جان باخت. علت مرگ، بی‌توجهی پزشکی و عدم اجازه دسترسی به درمان در زندان زنان قرچک گزارش شده است.

اگر جمهوری اسلامی سرنگون نشود، این فهرست ادامه خواهد داشت و خون‌های بی‌گناه بیشتری ریخته خواهد شد. هر یک از این نام‌ها یادآور ظلمی است که با شکنجه، بی‌توجهی پزشکی و اعدام خاموش رقم خورده است. سکوت در برابر این جنایت‌ها یعنی همراهی با قاتلان؛ وظیفه‌ی ماست که فریاد زندانیان را بلند کنیم و اجازه ندهیم این زنجیره‌ی مرگ ادامه یابد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 7 / معدل امتیاز: 4.9

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید