
فرد صابری – در سایه امپراتوریهای باستانی و آشوبهای مدرن، داستان ایران و اسرائیل حکایتی از یک تناقض عمیق است. روزگاری این دو ملت با احترام متقابل و اتحاد استراتژیک بهم پیوند خورده بودند، اما با ظهور جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷، مسیرشان به شکلی دراماتیک از هم جدا شد. اکنون، با وزیدن نسیم تغییر در ایران، زمزمههای امید برای آیندهای روشنتر به گوش میرسد.

این مقاله به بررسی پیوندهای تاریخی میان ایران و اسرائیل در دوران پهلوی، گامهای جسورانهای که رهبرانی چون شاهزاده رضا پهلوی برداشتهاند، و چشمانداز هیجانانگیز یک ایران آزاد پس از جمهوری اسلامی میپردازد؛ ایران آزادی که میتواند با اسرائیل، به عنوان سرزمین دولت- ملت باستانی، شریکی ناگسستنی در منطقه باشد. این همکاری میتواند بر پایه میراث مشترک، شکوفایی اقتصادی و امنیت پایدار بنا شود.
روابط تاریخی ایران و اسرائیل در دوران پهلوی
در دوران پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی، روابط ایران و اسرائیل به عنوان نمونهای درخشان از همکاری عملگرایانه و منافع مشترک در منطقهای پرآشوب شناخته میشد. در سال ۱۳۲۹ (۱۹۵۰)، تنها دو سال پس از تأسیس اسرائیل، ایران به عنوان دومین کشور با اکثریت مسلمان پس از ترکیه، اسرائیل را به رسمیت شناخت. این تصمیم شجاعانه در برابر خصومتهای منطقهای، پایهای برای همکاری عمیق میان دو کشور ایجاد کرد.
در این دوران، روابط دوجانبه در زمینههای نظامی، کشاورزی و اقتصادی شکوفا شد. اسرائیل تخصص نظامی و فناوری کشاورزی خود را در اختیار ایران قرار داد و ایران با تأمین نفت، به موتور محرکه اقتصاد اسرائیل تبدیل شد. اسناد تاریخی نشان میدهند که همکاریهای اطلاعاتی و پروژههای مشترک، دو کشور را در برابر تهدیدات مشترک تقویت کرد. این روابط بخشی از دکترین «پیرامونی» دیوید بنگوریون نخستوزیر وقت اسرائیل بود که هدف آن اتحاد با قدرتهای غیرعرب منطقه برای مقابله با ناسیونالیسم عربی بود.
یکی از نمادهای این روابط گرم، دیدار تاریخی رضا صفینیا وزیر مختار ایران با دیوید بنگوریون در سال ۱۳۲۹ (۱ ژوئن ۱۹۵۰) در اورشلیم بود. صفینیا اولین دیپلمات خارجی بود که در پایتخت تازهتأسیس اسرائیل مراسم رسمی برگزار کرد و بنگوریون و خاخامهای ارشد اسرائیل در آن حضور داشتند. تصاویر این دیدار گفتگوی صمیمی و دستدادن این دو چهره را ثبت کردهاند که نمادی از پیوند میان دو ملت با تاریخ چند هزار ساله بود.
این دیدار همچنین یادآور اقدام تاریخی کوروش کبیر در سال ۵۳۹ پیش از میلاد بود که با صدور فرمانی به یهودیان اجازه داد از اسارت بابل آزاد شوند و معبد دوم را در اورشلیم بازسازی کنند؛ اقدامی که در کتاب مقدس عبری به عنوان نشانهای از لطف الهی ستایش شده است.
در دوران پهلوی، این دوستی باستانی به شکوفایی مدرن تبدیل شد: تجارت رونق گرفت، نفت ایران به صنایع اسرائیل نیرو بخشید و تبادلات فرهنگی، تحسین متقابل را تقویت کرد. شاه به استقامت اسرائیل احترام میگذاشت و آن را با پایداری تاریخی پارسیان مقایسه میکرد. این روابط، اگرچه به دلیل حساسیت کشورهای عربی با احتیاط پیش میرفت، چراغ امیدی در منطقهای ناپایدار بود.
گسست روابط و ظهور دشمنی
سقوط رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ این هارمونی را در هم شکست و دورهای از دشمنی آغاز شد. جمهوری اسلامی اسرائیل را «شیطان کوچک» نامید، روابط دیپلماتیک را قطع کرد و با حمایت از گروههای نیابتی مانند حزبالله در لبنان و حماس در غزه، به درگیریهای منطقهای دامن زد. این دشمنی، که با شعارهای ایدئولوژیک رژیم تقویت شد، چهرهای تحریفشده از خواست واقعی مردم ایران ارائه داد. اما تاریخ نشان داده است که دشمنیهای مصنوعی نمیتوانند پیوندهای عمیق تمدنی را برای همیشه از بین ببرند.
سفر تاریخی شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل
اکنون، در حالی که رژیم جمهوری اسلامی با بحرانهای داخلی و اعتراضات گسترده مانند جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ روبروست، شاهزاده رضا پهلوی، فرزند شاه فقید و مدافع سرسخت یک ایران سکولار و دموکراتیک، گامی تاریخی برای احیای این پیوند برداشته است. سفر او در آوریل ۲۰۲۳ به اسرائیل، اولین سفر یک شخصیت برجسته ایرانی در بیش از چهار دهه، نقطه عطفی در روابط دو کشور بود. این سفر به دعوت گیلا گاملیل، وزیر اطلاعات اسرائیل، انجام شد و پیام صلحی از سوی مردم ایران به همراه داشت که یادآور روح کوروش بزرگ بود.

در کنفرانس مطبوعاتی در تلآویو، شاهزاده رضا پهلوی همراه با گیلا گاملیل چشماندازی دوراندیشانه ترسیم کرد. او اعلام کرد که مردم ایران «کاملاً آماده» برقراری مجدد روابط با اسرائیل هستند و تأکید کرد که نفرت رژیم از اسرائیل، بازتاب آرمانهای مردم ایران نیست. او گفت: «ما میتوانیم بار دیگر شرکای استراتژیک باشیم»، عبارتی که هم یادآور دوران پدرش بود و هم نویدبخش آیندهای نوین.

پهلوی در کنار دیوار ندبه حضور یافت، در یادبود هولوکاست به قربانیان ادای احترام نمود و با بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل دیدار و گفتگو کرد. در این دیدارها، او بر همکاریهای اقتصادی مانند استفاده از تخصص اسرائیل در تصفیه آب برای رفع بحران کمآبی ایران تأکید نمود و از ایرانی آزاد سخن گفت که حقوق بشر، آزادی ادیان و صلح منطقهای را در اولویت قرار دهد و از حمایت از گروههای تروریستی دست بکشد. گیلا گاملیل نیز پهلوی را «رهبری شجاع» خواند که نماد مدارا و دوستی است.
چشمانداز اتحاد سیاسی و همکاریهای آینده
در حالی که رژیم جمهوری اسلامی با نارضایتی گسترده و فروپاشی اقتصادی دست و پنجه نرم میکند، مردم ایران برای آزادی و کرامت مبارزه میکنند. نظرسنجیها و صدای ایرانیان در تبعید نشان میدهد که بسیاری از مردم ایران دیگر اسرائیل را دشمن نمیدانند، بلکه آن را شریکی بالقوه برای بازسازی کشورشان میبینند. این اشتیاق ریشه در خویشاوندی تمدنی عمیق دارد. ایران و اسرائیل، دو دولت- ملت باستانی با قدمت چند هزار ساله، در منطقهای نزدیک بهم قرار دارند و تاریخی از احترام متقابل را به اشتراک گذاشتهاند. از فرمان کوروش تا اتحادهای دوران پهلوی، این دو ملت پیوندی ناگسستنی دارند.
چشمانداز یک ایران آزاد همکاری بیسابقهای با اسرائیل را نوید میدهد؛ اتحادی سیاسی که میتواند به یک اتحادیه شبیه به اتحادیه اروپا اما متناسب با واقعیتهای خاورمیانه منجر شود. تصور کنید سفر و اقامت بدون محدودیت برای شهروندان دو کشور، جایی که کارآفرینان ایرانی در مراکز فناوری تلآویو نوآوری میکنند و خانوادههای اسرائیلی در باغهای سرسبز ایران به تعطیلات میروند. شاهزاده رضا پهلوی از پیمانی مشابه «پیمان ابراهیم» سخن گفته، اما تاریخیتر و عمیقتر از آن: «پیمان کوروش»، که اقتصاد، فرهنگ و امنیت را بهم پیوند میدهد.
پروژههای مشترک در انرژیهای تجدیدپذیر میتوانند بحران آب و برق ایران را حل کنند، و فناوری آبیاری قطرهای اسرائیل میتواند کشاورزی ایران را احیا کند. پیمانهای امنیتی نیز میتوانند تهدیدات مشترک را خنثی نمایند. همکاریهای اطلاعاتی علیه افراطگرایی و تروریسم و ایرانی عاری از سلاح هستهای میتوانند ستونهای صلح منطقهای در آینده باشند.
همانطور که شاهزاده رضا پهلوی گفت: «مردم ایران مشتاق دولتی هستند که به میراث خود احترام بگذارد… از طریق احیای روابط صلحآمیز.» در ایرانی آزاد، شعلههای این دوستی باستانی بار دیگر فروزان خواهد شد و راه را برای رفاه نسلهای آینده روشن خواهد کرد.
شور و اشتیاق مردم ایران و اسرائیل
این چشمانداز شور و شوق بینظیری میان مردم ایران و اسرائیل برانگیخته است. شبکههای اجتماعی مملو از روایتهایی از دوستی دو کشور پیش از شورش ۱۹۷۹ است؛ مثالهایی چون یهودیان کارآفرین ایرانی یا مهندسان اسرائیلی که در تهران و اصفهان پروژههای عظیم اجرا میکردند.
جوانان ایرانی، خسته از تحریمها و رویاهای سرکوبشده، در اسرائیل امیدی به آینده میبینند؛ از استارتآپها تا پیشتازی در تکنولوژی آبشیرینکن که میتواند به بحران آب پایان دهد. اسرائیلیها نیز که از حملات موشکی گروههای نیابتی ایران خسته شدهاند، به دنبال همسایهای هستند که به صلح متعهد باشد، نه به درگیری. این دو ملت، که هر دو از متون مقدس الهام گرفتهاند، میتوانند پیشگام یک «طرح مارشال خاورمیانه» باشند؛ سرمایهگذاری در آموزش، گردشگری و تجارت میتواند راهکاری برای التیام شکافهای نسل گذشته باشد. ارتباط و تعامل آزاد میان بازارهای تهران و اورشلیم میتواند همدلی و اتحاد دو کشور را تقویت کند.
نتیجهگیری: دوران پیروزی نور بر تاریکی
ایران آزاد نه یک رویای دور، بلکه طلوعی نزدیک است. با اتحادهای سیاسی که سرنوشت دو کشور را بهم پیوند میدهند، مرزهای باز که زندگیها را در هم میآمیزند و پیمانهای امنیتی که فرداها را روشن میکنند، ایران و اسرائیل میتوانند منطقه را بازتعریف کنند. از فرمان کوروش تا «پیمان کوروش»، داستان این دو ملت یادآور آن است که قدرت واقعی نه در جدایی، بلکه در اتحاد نهفته است.
در ایرانی آزاد، شعلههای دوستی باستانی بار دیگر فروزان خواهد شد و راه را برای رفاه نسلهای آینده روشن خواهد ساخت.

