Home دیدگاه اگر در مقابله با غرب صادق هستید، الان وقت اثبات است

اگر در مقابله با غرب صادق هستید، الان وقت اثبات است

سید عرفان نوربخش – با اجرای «مکانیسم ماشه» از یکشنبه ششم مهرماه، مفاد شش قطعنامه پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد ــ 1696، 1737، 1747، 1803، 1835 و 1929 ــ دوباره اعمال می‌شوند. این قطعنامه‌ها که بین سال‌های 2006 تا 2010 تصویب شدند، به‌تدریج دامنه محدودیت‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران را گسترش دادند. همانگونه که انتظار می‌رفت، مقامات ایران واکنش‌های شناخته‌شده‌ای نشان دادند: انکار تأثیر تحریم‌ها، ابراز نارضایتی، زیر سؤال بردن مشروعیت آنها و تقویت روابط با بلوک شرق.

برخلاف دوره پیش از برجام که روسیه و چین نیز همراه با قدرت‌های غربی از تحریم‌ها حمایت کردند، اینبار هر دو کشور با بازگشت تحریم‌ها مخالفت کردند. هرچند نتوانستند از تصویب آن در شورای امنیت جلوگیری کنند، اما اعلام کردند که بازگشت تحریم‌ها را به رسمیت نخواهند شناخت و از رژیم ایران حمایت سیاسی کردند.

به نظر می‌رسد این موضع‌گیری دیپلماتیک، اعتماد به‌ نفس تازه‌ای به زمامداران جمهوری اسلامی داده که  امیدوار باشند بتوانند بار دیگر تحریم‌ها را دور بزنند. در عمل، اقتصاد ایران  بجز فاصله کوتاه 2015 تا 2018 پیش از خروج یکجانبه دولت ترامپ از برجام، در 15 سال گذشته عمدتاً به سمت بلوک شرق متمایل بوده و مناسبات اندکی با اقتصادهای غربی داشته است؛ نه از سر انتخاب، بلکه به دلیل اجبار ناشی از تحریم‌ها. بنابراین، برای بخش‌هایی از جمهوری اسلامی، تغییر چندانی رخ نداده است. اکنون، با توجه به تشدید تنش میان غرب و آنچه «بلوک شرق»  در همراهی  با «جنوب جهانی» خوانده می‌شود، تهران بر این باور است که شاید بتواند دوباره تحریم‌ها را بی‌اثر کند. اما پرسش اساسی این است که آیا شرایط ژئوپولیتیک امروز واقعاً چنین امکانی را فراهم می‌کند؟

استراتژی روسیه و زمینه تاریخی آن

برای یافتن پاسخ، باید به سیاست‌های روسیه و چین  دو قدرت اصلی در برابر نفوذ غرب  نگریست و منطق پشت آن را درک کرد. درک این منطق برای همه کشورهایی که به دنبال حمایت سازمان همکاری شانگهای یا بریکس برای مقاومت در برابر غرب هستند، مهم است. روسیه با حمله به اوکراین و تحریک مداوم ناتو آشکارا در حال به چالش کشیدن غرب است. از فوریه 2022 تا کنون، رسانه‌های دولتی روسیه بطور مستمر حتی تهدیدهای مستقیم هسته‌ای علیه پایتخت‌های غربی مطرح کرده‌اند؛ اقدامی که اگر از سوی یک مقام غربی علیه مسکو صورت می‌گرفت، پیامدهای غیرقابل‌تصوری به دنبال می‌داشت. در نگاه جناح‌های تندرو در ایران به نظر می‌رسد رهبران روسیه آخرین پل‌های ارتباطی خود با غرب را سوزانده‌اند و می‌کوشند مسکو را به مرکز نظم جهانی تازه‌ای بدل کنند.

با این حال، رفتار کنونی روسیه بدون در نظر گرفتن زمینه تاریخی آن  و درک فرهنگ سیاسی روسیه قابل فهم نیست. نخبگان روس همواره در پی کسب به‌ رسمیت‌ شناخته شدن از سوی غرب بوده‌اند و خود را جزیی از جهان تمدنی غرب می پنداشته‌اند هرچند همزمان نوعی دوگانگی فرهنگی نسبت به آن داشته‌اند. از حتی قبل از اصلاحات پتر کبیر تا تلاش اتحاد جماهیر شوروی برای دستیابی به برابری ژئوپلیتیک و طرح شعارهای دفن  جهان کاپیتالیسم، هدف اصلی اغلب کسب مشروعیت و جایگاه برابر در نظام بین‌الملل بوده است تا از بین بردن کامل نظام جهانی. امروز نیز کرملین نه به دنبال فروپاشی کامل نظم جهانی، بلکه به‌ دنبال نوعی توافق شبیه یالتا یا هلسینکی است؛ با تقسیم حوزه‌های نفوذ میان مسکو و واشنگتن بطوری که دو طرف مناطق نفوذ یکدیگر با امضای پیمانی  به رسمیت بشناسد. انتظار پوتین از ترامپ دقیقاً همین است، در حالی که مشخص نیست رژیم ایران در این نقشه  فرضی جزو منطقه  نفوذ مسکو باشد یا واشنگتن.

رویکرد حساب‌شده چین

چین، موردی پیچیده‌تر به شمار می‌رود. این کشور که از «قرن تحقیر» در برابر قدرت‌های غربی سر برآورده، در دوران شی جین‌پینگ موضعی جسورانه‌تر در عرصه جهانی اتخاذ کرده است. جاه‌طلبی‌های چین روشن است: رقابت و در نهایت پیشی گرفتن از ایالات متحده در عرصه‌های اقتصادی و نظامی. با این حال، صعود چین هنوز تکمیل نشده است. تا زمانی که مسئله تایوان و اجرای کامل ابتکار «کمربند و جاده» حل نشود، پکن احتمالاً با احتیاط بیشتری عمل خواهد کرد. برخلاف رویکرد تقابلی روسیه، چین  حتی در ظاهر هم قصد تخریب کامل نظم بین‌الملل را ندارد، بلکه به‌ دنبال تعدیل آن در راستای گسترش نفوذ و حفاظت از منافع راهبردی خویش است.

جایگاه ایران در نظم نوین جهانی

ایران در این میان چه جایگاهی دارد؟ با وجود امیدهای جمهوری اسلامی، تهران در حال حاضر فاقد وزن اقتصادی و استراتژیک لازم برای تبدیل شدن به ستون اصلی یک نظم جایگزین در خاورمیانه به رهبری روسیه و چین است. دهه‌ها تحریم، همراه با سوء مدیریت مزمن و فاسد، جایگاه ایران را در بازار جهانی انرژی تضعیف کرده و آن را به کشوری منزوی بدل ساخته است. ایران دیگر مانند گذشته صادرکننده حیاتی نفت و گاز نیست و در مسیرهای اقتصادی منطقه نیز نقشی ندارد و مدت‌هاست که رقبای منطقه‌ای جایگاه ایران را چه در عرصه صادرات انرژی و چه مسیرهای ترانزیت از آن خود ساخته اند.

از این رو، بعید است مسکو یا پکن صرفاً به خاطر جمهوری اسلامی که ایران را به چنین موقعیت ضعیفی کشانده، وارد رویارویی مستقیم اقتصادی با ایالات متحده شوند. رژیم ایران نیز مانند پیش تنها نقش یک کارت بازی را خواهد داشت؛ ابزاری برای امتیاز گرفتن از غرب یا نمایش  همبستگی نزد جنوب جهانی.

جمع‌بندی

اگر بلوک شرق واقعاً قصد دارد نظم کنونی جهان را به چالش بکشد، تعهد آن در پرونده جمهوری اسلامی محک زده خواهد شد. هنوز روشن نیست که روسیه و چین به‌ راستی در پی تغییر بنیادی نظام جهانی هستند یا اینکه صرفاً از شعارهای ضدغربی به‌ عنوان تاکتیکی برای امتیازگیری و جلب حمایت جنوب جهانی استفاده می‌کنند. جمهوری اسلامی ایران، در میانه این رقابت‌ها، بیش از آنکه شریک استراتژیک باشد، به مهره‌ای در بازی قدرت‌های بزرگ شباهت دارد.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 22 / معدل امتیاز: 4.5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید