سعید احمدی – ایران در آستانه یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار گرفته است. بحرانهای ساختاری در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همراه با فرسایش مشروعیت حاکمیت کنونی، چشمانداز گذار به آیندهای نو را بیش از هر زمان دیگر در برابر ملت ایران قرار داده است. در چنین شرایطی وظیفه نیروهای ملی و آزادیخواه است که تصویری روشن و عملی از آیندهای امیدبخش را به ملت ایران ارائه دهد.
پروژه شکوفایی ایران، پاسخی به همین ضرورت تاریخی است و تلاش برای ترسیم راههای ممکن عبور از نظام موجود و چارچوبی برای بازسازی نهادهای ملی و مردمی در ایران فردا است. در این پروژه به پرسشهای بنیادین پرداخته شده است: چگونه میشود گذار سیاسی را با کمترین هزینه اجتماعی سامان داد؟ نقش جامعه جهانی در پس گرفتن جایگاه ملت ایران در محافل بینالمللی چیست؟ آلترناتیو ملی چگونه باید سازمان یابد تا نماینده واقعی اراده مردم باشد؟
در طرحی که ما در سازمان فرهنگی سیاسی ایران پاد تهیه کردهایم، ضمن تایید پروژه شکوفایی ایران با توجه به ایراداتی که مورد اصلاح قرار گرفته، طرح کوتاهی را ارائه میکنیم که میتواند مکمل پروژه شکوفایی ایران باشد. در این طرح بدون پرداختن به جزییات، به کلیاتی اشاره شده که میتواند به طرح شکوفایی کمک کند. طبیعتاً پیشنهاداتی داده شده که در طرح پروژه شکوفایی نیامده است. در طرح پیشنهادی ایران پاد، نقش شاهزاده رضا پهلوی نقش دوگانهای است که همزمان رهبر گذار و در عین حال ولیعهد قانونی ایران هستند و به این ترتیب هم از فروپاشی غیرکنترل شده و بروز هرج و مرج و هم از سناریوهای تحمیلی خارجی جلوگیری میکند. در عین حال پل حقوقی میان گذشته و آینده است. از یکسو مشروعیت تاریخی و حقوقی ایران حفظ میشود و از سوی دیگر مردم، در نهایت سرنوشت نظام سیاسی آینده را با رفراندم تعیین میکنند.
حفظ جایگاه ولیعهدی
حتی اگر مردم در رفراندم به جمهوری رای دهند، شاهزاده در دوران گذار همچنان ولیعهد قانونی و مرجع مشروعیت خواهد بود و به این ترتیب وجود یک مرجعیت ملی و حقوقی مانع از رقابت گروههای مسلح یا تجزیهطلب میشود.
در این پروژه اصول مورد نظر ما به شرح زیر است:
۱- باز گشت موقت به قانون اساسی مشروطه با اصلاحات محدود برای شرایط امروز کشور و به رفراندوم گذاشتن آن برای تایید مردم. (ملت ایران)
۲ – تشکیل شورای انتقال قدرت، زیر نظر شاهزاده (ولیعهد– رهبر جنبش) و نماینگان گروههای سیاسی، مدنی و تخصصی (حقوقی- اقتصادی- نظامی و دیاسپورا)
۳ – تشکیل دولت موقت، انتخاب نخست وزیر منتخب شورای انتقال با نظارت عالی ولیعهد برای جلوگیری از هرج و مرج.
۴ – برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس مؤسسان و همزمان رفراندم برای تعیین نظام سیاسی آینده (پادشاهی مشروطه یا جمهوری پارلمانی)
اهمیت نقش دوگانه شاهزاده رضا پهلوی
۱-در مقام ولیعهد قانونی، شاهزاده نماد استمرار مشروعیت ملی و ضامن وحدت و تمامیت ایران است. مبنای مشروعیت ایشان به عنوان ولیعهد قانونی، قانون اساسی مشروطه 1285 خورشیدی و متمم آن است که هرگز با اراده مستقیم ملت ایران لغو نشده است، بلکه به صورت غیرقانونی توسط رژیم جمهوری اسلامی کنار گذاشته شده است. بر پایه همان قانون، شاهزاده رضا پهلوی به عنوان ولیعهد قانونی ایران شناخته میشود و این جایگاه به او مشروعیت حقوقی و تاریخی میبخشد.
۲- در مقام رهبر جنبش ملی- ایشان مسئولیت هماهنگی نیروهای آزادیخواه و هدایت گذار مسالمتآمیز و کمهزینه را بر عهده خواهد داشت. در این پروژه درواقع پلی میان سنت و مدرنیته برقرار میشود. شاهزاده در عین اینکه ولیعهد است، خودش اعلام کرده که خواهان “انتخاب مردم” برای شکل حکومت آینده است. این باعث میشود جایگاه او هم قانونی بماند و هم دموکراتیک باشد.
مسیرهای عبور از رژیم
درواقع نشست مونیخ۲ آغازگر ایجاد یک همگرایی ملی برای عبور مسالمتآمیز یا حداقل نیمهمسالمتآمیز از رژیم جمهوری اسلامی بود. با توجه به اینکه دو راه اصلی برای عبور از رژیم وجود دارد، دو نشست مونیخ مسیر راه اول حرکت را تعیین کرد.
۱- مسیر سیاسی– اجتماعی یا گذار مسالمت آمیز از رژیم
– ایجاد همبستگی (همگرایی) ملی: نیروهای اپوزسیون، پادشاهیخواه، جمهوریخواه، چپ، قومی، مدنی و نمایندگان فعالین سیاسی و مدنی و خانوادههای جانباختگان و مجروحین و مصدومین، نویسندگان، هنرمندان و نمایندگان سیندیکاهای کارگری، معلمی، دانشگاهی همه شرکت کردند و قدم نخست برای ایجاد این وحدت و همبستگی ملی برداشته شد.
گروههای یادشده میتوانند بر سر حداقلها (اصول اولیه پیشنهادی از سوی شاهزاده) به یک همگرایی ملی برای ایجاد یک شورای انتقال قدرت برسند.
شورای انتقال سیاسی توانمندی این را خواهد داشت که به کنشهای زیر بپردازد:
– بسیج مدنی: اعتصابات سراسری، نافرمانی مدنی، تحریم اقتصادی رژیم از سوی مردم و فشار اجتماعی به رژیم
– حمایت بینالمللی: فشار سیاسی و حقوق بشری جهانی، تحریم نهادهای سرکوب گر و تحریم عوامل رژیم، قطع کامل یا کاهش روابط دیپلماتیک با رژیم، مشروعیت بخشیدن به آلترناتیو و گرفتن جایگاه نمایندگی ملت ایران در محافل جهانی، اخراج دیپلماتهای رژیم از کشورهای مختلف به خاطر اقدامات تروریستی، اخراج نمایندگان رژیم و جلوگیری از انتخاب نمایندگان جمهوری اسلامی در یونسکو، سازمان بهداشت جهانی و کمیسیونهای تخصصی سازمان ملل مانند کمیسیون زن.
– مکانیسم صندلی خالی: حتی اگر آلترناتیو هم نباشد و یا نخواهند به رسمیت بشناسند، میتوانند کرسی ایران را خالی بگذارند (نه اپوزسیون– نه رژیم) این کار مشروعیت رژیم را کاهش میدهد و فشار را برای یافتن آلترناتیو افزایش میدهد. ارجاع سران رژیم به دادگاههای کیفری بینالمللی از کارهای موثر دیگر است.
– شکاف در درون حکومت: جدا شدن بخشی از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی و پیوستن به مردم.
۲- مسیر انقلابی– قهری
انفجار اجتماعی بطوری که با سرکوب قابل مهار نباشد:
فروپاشی اقتصادی: ناتوانی رژیم در پرداخت حقوق، تامین معیشت، یا کنترل تورم و بیکاری
فرسایش نیروهای سرکوبگر: هرچه فشار خیابان بیشتر شود، توان سرکوب کمتر میشود.
ورود اجتماعی نیروهای مسلح مردمی: تشکیل هستههای مقاومت با شورشهای مسلحانه محلی
سقوط ناگهانی راس قدرت: مرگ یا کنار گذاشتن رهبر یا شکاف در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مسیر انقلابی- قهری پرهزینهتر است ولی در شرایط انفجاری جامعه ایران، امکان وقوع آن بیشتر است.
پس نتیجه میگیریم که برای گذر از رژیم دو استراتژی بیشتر وجود ندارد:
۱ – راه سیاسی: اتحاد اوپوزسیون و ساختن آلترناتیو معتبر
۲ – راه انقلابی: فشار از داخل و قیام گسترده اجتماعی
تشکیل شورای انتقال قدرت
تشکیل شورای انتقال قدرت در لحظه سرنگونی رژیم یا بلافاصله پس از آن هم بطور نظری و هم از نظر عملی یکی از کلیدیترین ابزارها برای جلوگیری از خلأ قدرت، هرج و مرج و کودتا است.
۱ – چرا تشکیل این شورا لازم است؟
– جلوگیری از فروپاشی امنیتی و اجتماعی: اگر رژیم سقوط کند و بلافاصله نهادی جایگزینی نباشد، خطر جنگ داخلی، تجزیهطلبی و دخالت خارجی بالا میرود.
– چهار چوب مشروعیت: شورای انتقال میتواند خود را به عنوان «قدرت موقت ملی» معرفی کرده و از مردم ایران و جامعه جهانی مشروعیت بگیرد.
– هماهنگی با ارتش و پلیس: باید نهادی وجود داشته باشد که بطور موقت فرماندهی نیروهای مسلح و امنیتی را در دست بگیرد تا نظم و امنیت در کشور حفظ شود.
مزایای تشکیل شورا
– کاهش تنشهای سیاسی: برای جلوگیری از درگیری گروهها بر سر قدرت، یک ساختار جمعی موقت ایجاد میشود با هدف مشخص و معین گذر از رژیم.
– تثبیت جایگاه شاهزاده: شورا میتواند شاهزاده را به عنوان نهاد ملی و رئیس افتخاری خود معرفی کند بدون اینکه از همان ابتدا بار سنگین اجرايی روی دوش بیافتد.
_-اعتماد بینالمللی: کشورهای جهانی راحت تر با یک شورا جمعی متشکل از چهرههای معتبر تعامل میکنند، تا یک فرد تنها.
– انعطاف از دوران گذر: شورا میتواند در شرایط پیچیده سریع تر سازگار شود.
چالشها و خطرات تشکیل شورا
_ ترکیب اعضاء: انتخاب افراد ملی گرا، متخصص پاک دست، بدون وابستگی به رژیم جمهوری اسلامی، یا وابستگی به بیگانگان و کسانی که دارای مشروعیت و مقبولیت اجتماعی هستند بسیار سخت است.
_ نفوذ و اختلاف داخلی: اگر عناصر نفوذی یا افراد قدرت طلب وارد شورا شوند، این نهاد به سرعت دچار انشعاب و بحران مشروعیت خواهد شد که میتواند بسیار خطرناک باشد. لذا شورا باید پاک و یکدست و در خدمت مردم و نه موازی با مردم که در غیر اینصورت مشروعیت خود را از دست میدهد.
۲- راه حل متوازن
اعلان انحلال کامل رژیم جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن
_ ماهیت شفاف، موقت و محدود: از همان ابتدا باید روشن شود که شورا مثلا چه مدت قدرت دارد و سپس منحل میشود.
_ وظایف مشخص: اداره امور روزمره، حفظ امنیت و نظم و تشکیل دولت موقت، نظارت مردمیو رسانه ای، شفافیت کامل در تصمیمات شورا و اطلاع رسانی به مردم از طریق رسانههای عمومیبرای جلوگیری از فساد و انحصار.
_ شاهزاده به عنوان محور ملی و ولیعهد قانونی: او میتواند ضامن وحدت و نماد مشروعیت شورا باشد. اما امور اجرایی به یک تیم مجرب سپرده میشود.
چه کسی شورای انتقال قدرت را انتخاب میکند؟
چند سنا ریو محتمل وجود دارد.
۱- سنا ریو مردمی
نماینگان شورا از طریق کنگره ملی ایرانیان یعنی جمعی از شخصیتها، گروههای سیاسی صنفی، احزاب، دانشگاهیان، سندیکاها، اقوام، زنان و جوانان، که در مونیخ 2 پایه و اساس آن گذاشته شد. این سنا ریو یا گزینه، بیشترین مشروعیت مردمیرا دارد. ولی عیب آن اینست که در لحظه سقوط رژیم زمان بر و پر چالش است.
۲- سنا ریو شاهزاده + نخبگان ملی
شاهزاده به عنوان نماد ملی فهرستی از افراد خوش نام و عدم وابسته به رژیم فعلی یا بیگانگان و قدرتهای خارجی را معرفی کند. این لیست با مشورت شخصیتهای معتبر داخل و خارج از کشور از میان حقوقدانها، فعالین سیاسی و مدنی و استادان دانشگاه انتخاب میشود.
مزیت این گزینه انتخاب سریع آن است.
عیب این گزینه، ممکن است بگویند که این شورا انتصابی است و نه انتخابی
۳ – سنا ریو ترکیبی
شاهزاده به عنوان محور ملی، یک هیات داور تشکیل دهند. این هیات داور از شخصیتهای معتبر ملی و از میان چند حقوقدان و چند چهره مستقل مدنی تشکیل شود. این هیات داور ترکیب نهایی شورای انتقال قدرت را مشخص میکند. هیات داور هفت تا نه نماینده دارد.
تشکیل شورای انتقال قدرت
مزیت این گزینه این است که هم سرعت دارد و هم نوعی از ائتلاف جمعی است.
عیب این گزینه، نیازمند پذیرش اجتماعی و تبلیغ گسترده برای مشروعیت.
۴- سناریو خیابانی
فشار مردمیدر میدان: مردم میتوانند از میان رهبران میدانی و گروههای مردمی، چهرههایی را به عنوان نماینده معرفی نمایند.
مزیت این گزینه – طبیعی و خود جوش است.
عیب این گزینه – خطر نفوذ، شتابزدگی و ضعف سازمانی
بهترین مدل پیشنهادی برای ایران در شرایط فعلی
در گام نخست یک شورای انتقال قدرت با محوریت شاهزاده رضا پهلوی و تایید چهرههای ملی معتبر شکل گیرد.
- در گام دوم کنگره یا مجمع ملی با شرکت گروههای مختلف اجتماعی برگزار شود و شورا را مورد تایید و رسمیت نهایی و مشروع مردمیبرساند.
- گام سوم شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبر شورا فرمان تشکیل دولت موقت را برای انجام امور اداری و سیاسی و اجتماعی و اداره کشور برای یک دوره مشخص مثلا دوازده تا هیجده ماه را صادر کنند.
بدیهی است که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماینده ملی، ملت ایران و با تصویب شورای انتقال قدرت، میتوانند در موقع لزوم فرمان یا فرمانهای اجرایی که لازم الاجرا هستند صادر نمایند.
حفاظت شاهزاده
شاهزاده رضا پهلوی به عنوان محور اتحاد ملی یک فرصت بسیار گرانبها و تاریخی برای ملت ایران است تا بتواند از رژیم جمهوری اسلامی عبور کند. در عین حال نباید فراموش کنیم موضوع امنیت ایشان در هنگام ورود به کشور دارای اهمیت بسیار زیادی است که باید برنامه ریزی شود و عمدتا در سه سطح برنامه ریزی زیر
۱- سطح استراتژیک
- ایجاد شورای انتقال امنیت: پیش از ورود شاهزاده، یک ساختار امنیتی موقت با حضور نیروهای نظامی- امنیتی وفادار به ایران ( نه به رژیم) تشکیل شود. این شورا باید هماهنگی کامل با نیروهای داخلی و پشتیبانی خارجی داشته باشد.
- بی طرف سازی نیروهای مسلح رژیم: مذاکره و جلب فرماندهان ارتش، سپاه و پلیس به سوی یک پیمان ملی تا خطر عملیات خرابکارانه و کودتا کاهش یابد.
- پشتیبانی بینالمللی: ارتباط رسمیبا دولتهای غربی و منطقه ای و تامین پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی
۲- سطح عملیاتی
- تیم امنیتی چند لایه تشکیل شود.
- گارد ویژه مرکب از نیروهای ایرانی آموزش دیده ( داخل و خارج از کشور) و مشاوران امنیتی بینالمللی
- محل ورود و استقرار محرمانه: ورود شاهزاده رضا پهلوی به کشور نباید عمومیو رسانه ای شود.
- تا زمان تثبیت امنیت، مسیر و مکان اقامت باید به طور موقت محرمانه باقی بماند.
- شبکه ضد اطلاعات: شناسایی و خنثی سازی عوامل نفوذی جمهوری اسلامی در میان جمعیت و حتی حامیان احتمالی.
۳- سطح تاکتیکی
گارد نزدیک: تیم کوچکی که کاملا با تجربه و در عین حال وفادار است.
استفاده از فناوری: سیستمهای ضد پهپاد، ضد شنود و پالایش آنلاین تهدیدات در اطراف شاهزاده، حفاظت و امنیت شاهزاده
کنترل جمعیت: در مراسم عمومیباید فاصله گذاری امنیتی رعایت شود تا خطر حمله تروریستی یا هرج و مرج به حداقل برسد.
واحدهای امداد سریع: تیمهای پزشکی، هلیکوپترهای مجهز پزشکی در صورت حمله احتمالی.
۴- بعد اجتماعی – سیاسی
اعتماد سازی عمومی
- باید تبلیغات منفی را خنثی کرده و به مردم بفهمانیم که شاهزاده رضا پهلوی برای ” نجات ایران ” و نه برای قدرت طلبی شخصی آمده است. در این صورت خود مردم تبدیل به سپر انسانی محافظت از او میشوند.
- بسیج نیروهای مردمی: ایجاد نیروهای داوطلب پاسدار ملی از میان جوانان محلهها و شهرها برای کمک به حفاظت غیر مستقیم.
- پرهیز از نمایش زود هنگام: حضور شاهزاده باید مرحله ای باشد، ابتدا در چهارچوب نشستهای محدود با رهبران سیاسی جامعه و سپس حضور در میدان عمومی.
جایگاه قانون در دوران موقت
پس از تشکیل دولت موقت، کشور نیاز به یک قانون کلی (اساسی) و قوانین مدنی، جزایی و آیین داد رسی دارد. در این طرح پیشنهاد میشود جایگاه حقوقی قانون اساسی مشروطه را در نظر گرفته و قوانین مدنی و جزایی و آیین دادرسی دوران پادشاهی را برگردانیم.
جایگاه حقوقی قانون اساسی مشروطه
قانون اساسی مشروطه(۱۲۸۵-۱۹۰۶) و متمم آن (۱۲۸۶-۱۹۰۷) همچنان به لحاظ تاریخی و حقوقی یک قانون مادر محسوب میشود که هیچگاه با رای مستقیم مردم لغو نشد. نظام جمهوری بر پایه یک رفراندم جدید (۱۹۸۰-۱۳۵۸ )جایگزین شد. اما این جایگزینی از دید بسیاری از حقوقدانها از نظر آزادی رای، شفافیت و انتخابات واقعی محل تردید است. بنابر این بازگشت به قانون اساسی مشروطه یا اصلاح آن از نظر تئوری حقوقی امکانپذیر است، به شرط آنکه با رای مردم تثبیت شود.
امکان اصلاح و حذف بخشهای ناکارآمد.
برخی از اصول قانون اساسی مشروطه کارکرد امروزی ندارد که میتوانند حذف شوند. حقوق اساسی مدرن معمولا با بازنویسی یا اصلاح اساسی قانون قدیم صورت میگیرد. از نظر حقوقی میتوان به جای نوشتن یک قانون اساسی کاملا جدید، همان قانون اساسی مشروطه را مبنا گرفت و اصول ناکارآمد را حذف یا اصلاح کرد. این کار را میتوان بازنگری قانون اساسی نامید و از آن به عنوان قانون اساسی موقت استفاده کرد. در بسیاری از کشورها در دوران یک قانون اساسی موقت یا منشور ملی موقت تدوین میشود. مانند آفریقای جنوبی ( ۱۹۹۳-۱۹۹۶) عراق (۲۰۰۴) تونس (۲۰۱۱-۲۰۱۴)
معمولا این قوانین اساسی موقت، ترکیبی از بازگشت به برخی قوانین قبلی، تضمین حقوق بشر و تضمین برگزاری انتخابات آزاد است. لذا توصیه میشود از قوانین جزایی، مدنی و حقوقی دوران پادشاهی که بخش عمده ای از آن هنوز هم در جمهوری اسلامی استفاده میشود، (البته با تغییرات ایدیولوژیک ) استفاده گردد.
از نظر فنی و حقوقی میتوان همان قوانینی را در مجموعه ” چهارچوب قانون دوران گذار” باز گرداند زیرا ساختار سکولار و مدنی دارند و با نظام قضایی و اداری ایران سازگارند و قابلیت به روز رسانی تدریجی دارند و میتوان از مجموعه آن قوانین در دوران دولت موقت استفاده کرد.
*دکتر سعید احمدی از سازمان سیاسی فرهنگی ایران پاد


