در گزارشی که به وزارت کشور و پارلمان فرانسه ارائه شده، سرویسهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران به سوء استفاده از شبکههای فرهنگی، دانشجویی و حتی گروههای تبهکاری در خاک فرانسه متهم شدهاند.

گزارشی با عنوان «نفوذ جمهوری اسلامی ایران در فرانسه، جاسوسان، عوامل نفوذ، اوباش: سازوکارهای ایجاد آشوب» به تازگى در فرانسه منتشر شده و به رؤسای هر دو مجلس، همچنین وزیر کشور، ارائه شده است.
هدف از انتشار این گزارش، ترغیب نمایندگان پارلمان فرانسه به تشکیل یک کمیسیون تحقیق درباره گستره نفوذ و فعالیتهاى نفوذی و دخالت هاى جمهوری اسلامی در خاک فرانسه عنوان شده است.
این گزارش به سفارش اندیشکده «فرانسه ۲۰۵۰» تهیه شده و مجموعهای از کارشناسان ایران، متخصصان در امور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تحلیلگران عملیات نفوذی نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در خاك فرانسه را گرد هم آورده است.
محرک اصلی تدوین این گزارش، ژیل پلاتره، سیاستمدار فرانسوی (معاون حزب جمهوریخواهان از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳) و بنيانگذار اندیشکده «فرانسه ۲۰۵۰» بوده است. نهادی که او آن را «جنبشی آزاد برای تولید اندیشه، ویژه تمام کسانی که به فرانسه عشق مى ورزند و شجاعت دفاع از آن را در برابر تهدیدها دارند» توصیف می كند.
ژیل پلاتره که از سال ۲۰۱۴ سِمت شهردار شالون- سو- سون در منطقه بورگوین را برعهده دارد، طی ۱۰ سال گذشته بارها با چالشهای ناشی از نفوذ جریانهای اسلامگرا، به ويژه از سوى اخوان المسلمين و جمهورى اسلامى ايران در سطح محلی روبرو بوده است.
او در سال ۲۰۱۵ با بازگرداندن اصل لائیسیته به سلف سرويس مدارس شهر، مانع از تحمیل خواستههای مذهبی بر منوی غذایی دانشآموزان شد و به طورعلنی در برابر شهردارانی که بیش از حد به مبلغان اسلامگرای افراطی نزدیک بودند ایستاد و همچنین برافراشتن پرچم فلسطین را در شهر خود ممنوع کرد.
در پی این رویداد، ژیل پلاتره در دسامبر ۲۰۲۴ یک هیئت حقیقتیاب مستقل برای بررسی میزان نفوذ جمهوری اسلامی ایران در جامعه فرانسه تشکیل داد. او برای این ماموريت گروهی از کارشناسان امنیت داخلی، ایران شناسان و متخصصان حوزه نفوذ اطلاعاتی را گرد هم آورد كه یافتههای این تیم اکنون در قالب همین گزارش منتشر شده است.
پلاتره در مقدمه این گزارش مینویسد: «نفوذ جمهورى اسلامى در فرانسه، از میان تمام آسيبها که کشور ما را رنج میدهد، یکی از کم اهميتترين اما بدون شک از نامحسوسترینها و پنهانترينها نیست.»
او ادامه داد: «ما بر این باوریم که عملیات نفوذ و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در فرانسه، امروز از هر زمان دیگری قویتر است. ما میدانیم که سرویسهای اطلاعاتی فرانسه که از کارآمدترين نهادهای امنیتی جهان به شمار میروند، سالهاست نسبت به این پدیده هشدار میدهند.»
بر اساس این گزارش، از زمان حمله حماس به اسرائيل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نهادها، رسانهها، احزاب چپ افراطی، دانشگاهها و محافل روشنفکری در فرانسه به اهداف اصلی مداخله و نفوذ جمهوری اسلامی تبدیل شدهاند.
به نوشته اين گزارش، تهران برای پیشبرد این عملیات از سه بازوی اصلی بهره میگیرد: سفارت خود در پاریس، شبکه لابیگران فعال در اتحادیه اروپا، و عوامل نفوذی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهادهای اطلاعاتی جمهورى اسلامى که در سطح عمیق و سازمان يافته در اين كشور فعالیت می كنند.
این گزارش در ادامه تأکید میکند که «هدف مداخلات جمهوری اسلامی دو لایه و کاملا حساب شده است: نخست، اِعمال فشار بر دولت فرانسه در ارتباط با پرونده هستهای ایران و ترغیب پاریس به افزایش فشار دیپلماتیک بر اسرائیل و دوم، ایجاد «هرج و مرج بدون جنگ» در قلب دموکراسیهای غربی، در چارچوب راهبردی که جمهوری اسلامی آن را «جهاد جهانی» مینامد و در قانون اساسی خود نیز به آن مشروعیت داده است.
فرانسه، تنها دموکراسی مورد هدف اقدامات رژيم حاكم بر ایران نیست. در ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۵، چهارده کشور غربی، از جمله فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده، آلمان، هلند و چند کشور دیگر با صدور بیانیهای مشترک، حكومت اسلامی را که «سیاست ترور و آدمربایی در خارج از مرزها را دنبال میکند» متهم كرده اند.
در این بیانیه آمده است که دستگاههای اطلاعاتی رژيم ایران به طور فزایندهای با شبکههای بینالمللی جنایتکار همکاری میکنند تا روزنامه نگاران، مخالفان سیاسی، شهروندان یهودی و همچنین مقامات دولتی فعلی و سابق در اروپا و آمریکای شمالی را هدف قرار دهند.
جمهوری اسلامی برای بخشی از فعالیتهای خرابکارانه خود به ويژه بر شبکههای قاچاق مواد مخدر در شمال آفریقا متكى است و همچنین به آسانى اوباش و عناصر بزهکار اهل کشورهای اروپای شرقی مقیم غرب را برای انجام ماموريت هاى خود به خدمت میگیرد.
دکتر امیر حمیدی، کارشناس تروریسم بینالملل و دیپلمات پیشین آمریکا، در این گزارش مینویسد: «حضور نیروی قدس سپاه پاسداران در فرانسه، حضوری فعال، پیچیده و مستمر است. خنثیسازی طرحهای ترور یا خرابکاریِ موردی، کافی نیست. چالش عمیقتر، مقاومت در برابر تلاشهای بلندمدت تهران برای تضعیف تابآوری دموکراتیک از طریق وحشت افكنى و اجبار پنهان است.
او تأكيد كرده است: «فرانسه باید عملیات اطلاعاتی، اجرای قانون، فشار دیپلماتیک و تعامل با جوامع را در قالب یک کارزار پایدار ترکیب کند»، و به اين نتيجه رسيده كه «جنگ سایهها اینجاست و بهاى سهلانگاری در حفظ جانها، آزادیها و حاکمیت سنجیده خواهد شد.»
هماهنگی و هدایت تحریری این گزارش را امانوئل رضوى، روزنامه نگار، نویسنده و کارشناس خاورمیانه و ژان مارى مونتالی، روزنامه نگار، نویسنده و کارگردان، برعهده داشتهاند. آنان همراه با گروهی از تحلیلگران و متخصصان كه اسامى آنان را در زير مى بينيد در تدوین این گزارش مشارکت کردهاند:
ـ فِردريك انسل، تحلیلگر ژئوپولیتیک و کارشناس خاورمیانه
ـ ایو بوماتی، پژوهشگر تاريخ ادیان و متخصص تاریخ ایران
ـ مهرداد (هیرود) دهقانیآذر، حقوقدان بینالمللی و رئیس انجمن نوروز
ـ هیلدا دهقانی- اشمیت، فعال حقوق بشر
ـ آرمان شهبازی، روزنامه نگار تحقیقی و پژوهشگر تاریخ سیاسی ایران
ـ ادرين کالامل، تاریخ شناس خاورمیانه و متخصص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ـ مَتیو قديرى، مامور پیشین ضد جاسوسى فرانسه که در دستگاه اطلاعاتی جمهورى اسلامى ایران نفوذ کرده بود
ـ امیر حمیدی، کارشناس تروریسم جهانی و دیپلمات سابق ایالات متحده
ـ اولوویه گیتا، تحلیلگر ژئوپولیتیک و تروریسم با تمرکز بر اروپا، خاورمیانه و آفریقا
ـ نورا بوسینی، روزنامه نگار پژوهشى و نویسنده


