پانتهآ مدیری – زنان ایران و آلمان، دست در دست هم، فصل تازهای از سیاست زنانه را آغاز کردند.
هامبورگ، جمعه ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵؛ شهر بندری همیشه پر از داستان است، اما امروز روایت دیگری در آن آغاز شد: روایت زن ایرانی که میخواهد از دل یک ساختار حزبی در اروپا، صدای زنان سرزمینش را به سیاست جهان پیوند بزند.

«حزب زنان پیشرو» روز جمعه ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ در یک نشست خبری و بهعنوان شاخهای از حزب آلمانی «زنان در قدرت» رسما اعلام موجودیت کرد؛ حزبی که هدفش نه صرفا بیان دغدغهها، بلکه ورود زنان به سطح تصمیمسازی، مدیریت و حضور واقعی در سیاست اروپا است.
زنانی که از مشاهدهی جهان به تغییر آن رسیدهاند
هوروش پورکیان موسس و دبیرکل این حزب در سخنانش بر این نکته تأکید کرد که مبارزه برای حقوق زنان، مرزی نمیشناسد؛ ستم علیه زن در ایران، افغانستان یا حتی اروپا چهرههای مختلفی دارد، اما ریشهاش یکی است: افراطگرایی و نگاه مردسالارانهای که میخواهد بدن، انتخاب و آیندهی زن را کنترل کند.
او هشدار داد که حتی در جوامع ظاهرا لیبرال نیز جریانهای اسلامگرا در تلاشاند نگاه سرکوبگرانهی خود را عادیسازی کنند؛ موضوعی که در جلسه با استقبال جدی رسانههای آلمانی روبرو شد.

در این نشست، دو محور اصلی حزب برجسته شد: سیاستورزی از زاویهی تجربهی زن؛ و بازپسگیری قدرت از ساختارهایی که زنان را نادیده میگیرند.
چیزی که روزنامهی Hamburger Abendblatt نیز در گزارش خود بر آن متمرکز شد و نوشت: «این حزب قصد دارد شفاف سخن بگوید، جایی که دیگران سکوت میکنند.»
جایی که تاریخ زنان ایران، در یک حزب رسمی بازنمایی شد
در ادامهی نشست، پانتهآ مدیری به عنوان معاون دبیرکل حزب، بر این نکته تأکید کرد که گفتوگو و مقاومت در برابر افراطگرایی دینی مسیریست که زنان، نه از حاشیه بلکه از جایگاه مدیریتی، میتوانند آن را پیش ببرند. مسیر امروز ما ادامهی تاریخی طولانی از مبارزه است؛ تاریخی که مولود حاجیزاده، خزانهدار حزب، در سخنانش به زیبایی یادآوری کرد: «ما هرگز در ایران یک حزب رسمی ویژهی زنان نداشتیم. این حزب، ادامهی مبارزات زنان از عصر مشروطه تا امروز است؛ از انجمن نسوان تا تمام زنانی که برای آزادی و شأن انسانی ایستادهاند.»
این برای من شخصا یکی از مهمترین بخشهای نشست بود: پیوند گذشتهی زنان ایران با آیندهای که قرار است در یک ساختار رسمی و بینالمللی روایت شود.

سکولاریسم، دموکراسی و ۱۲ اصل زنان پیشرو
«حزب زنان در قدرت» و شاخهی ایرانی آن بر سکولاریسم، دموکراسی و مقابله با هر نوع افراطگرایی مذهبی و نژادی تأکید دارند. حزبی که خود را در طیفی میان لیبرال-دموکرات تا لیبرال-محافظهکار معرفی میکند و معتقد است: هر زنی که با زنستیزی مخالف باشد و اصول ۱۲گانهی حزب را بپذیرد، میتواند بخشی از این مسیر باشد—مسیر ساختن آیندهای که حضور پررنگ زنان در قدرت قابلمذاکره نیست.

از خیابانهای هامبورگ تا پارلمان اروپا؛ هدف بعدی
این حزب قصد دارد ابتدا در انتخابات اروپا، سپس در انتخابات ملی آلمان و ایالتها شرکت کند. آنطور که هوروش پورکیان گفته: «ما حزب را برای سرگرمی تأسیس نکردهایم؛ ما میخواهیم وارد قدرت شویم.»
و برای زنانی که شاهد خشونت سیاسی و جنسیتی در ایران بودهاند، این مسیر یک معنای عمیق دارد:
بازگرداندن قدرت به زنانی که سالها از حق حضور محروم شدهاند.
حرکت از اعتراض به ساختار
در نهایت، نشست هامبورگ تنها یک کنفرانس خبری نبود؛ نقطهی گذار بود:
از اعتراضهای خیابانی زنان در ایران و اروپا
به شکلگیری یک نهاد رسمی،
یک زیرساخت پایدار،
و شبکهای جهانی از زنانی که میخواهند تصمیم بگیرند، نه اینکه تنها دیده شوند.
همانطور که در بیانیهی رسمی حزب زنان پیشرو ایران آمده است،
این تنها آغاز راه است؛
راهی که قرار است زنان،
با شفافیت، با اراده،
و با مسئولیتپذیری سیاسی،
آن را ادامه دهند.


