Home دیدگاه رژیم اسلامی و تلاش برای توجیه و ترویج کودک‌همسری با ارجاعات دروغین...

رژیم اسلامی و تلاش برای توجیه و ترویج کودک‌همسری با ارجاعات دروغین به ایران باستان

محمدعلی غیبی – ازدواج و تشکیل خانواده امری پسندیده و ضروری برای تمدن بشری و جلوگیری از سقوط آن است. آنچنان‌ که در میان ادیان مختلف از زرتشت گرفته تا اسلام، اهمیت و جایگاه بالایی دارد. اما چنانکه پیداست هر امری خصوصیات و الزاماتی دارد و اقدامات دور از شأن و ملزومات تنها بستری برای سودجویانی همچون رژیم جمهوری اسلامی فراهم می‌کند.

بحث کودک‌همسری و آسیب‌شناسی آن و لزوم جلوگیری از گسترش آن موضوع جدیدی نیست. کنشگران و دلسوزان جامعه از سال‌ها قبل به این چالش واکنش‌هایی نشان داده‌اند. در این معضل نیز همچون فجایع دیگری نظیر مهاجرت نخبگان و فرار مغزها، گسترش اعتیاد، قاچاق آثار باستانی و حفاری‌های غیرقانونی و حتی دزدی آثار داخل موزه‌ها و فرونشست زمین و آلودگی هوا و … تمام فریادها تا بحال به در بسته خورده‌ است. حتی آشکارا چنین برمی‌آید که باعث و بانی همین مشکل بزرگ نیز همچون فجایع دیگر خود رژیم جمهوری اسلامی است.

هم‌اکنون شاهدیم که هیچ تلاشی برای بالابردن سن ازدواج در کشور صورت نمی‌گیرد که هیچ، بلکه تلاش نمایندگان برای پایین آوردن سن ازدواج است. از سوی دیگر آنچنان که روزنامه شرق افشا کرده، یکی از آقازاده‌ها در وب‌سایت واسطه‌گری خود، شرایطی برای ثبت‌نام دختران کمتر از ۱۳ سال برای ازدواج موقت و دائم فراهم کرده‌است.[۱] این شخص پس از برملا شدن کارش، حتی جسارت یافته تا بی‌شرمانه از کارش دفاع نماید.[۲] از سویی شاهدیم در برنامه‌های تلویزیونی با سوءاستفاده از دختربچه‌ها ازدواج کودکان را تبلیغ می‌کنند.[۳] وقتی انواع شگردهای دور از شرم را از رژیمی که دیگر مدت‌هاست حیایی برایش نمانده شاهدیم شکی نمی‌ماند که علت عدم جلوگیری از چنین مشکلات و حتی علت گسترش دور از انتظار آن، همین رژیمی است که از هیچ راهکاری برای جلوگیری از توجه مردم به امور فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و نهایتا ایجاد جامعه‌ی مدنی، دریغ نمی‌کند. حتی اگر این راهکارها از انسانیت فرسنگ‌ها فاصله داشته‌باشد.

مدتی قبل در این مورد پژوهشی میدانی کردم و پس از چند بار رفت‌وآمد در روستاهای منطقه‌ای در آذربایجان شرقی، حاصل پژوهش‌ها را که در پرسشنامه‌ها جمع کرده بودم در مطلبی در روزنامه مردم‌سالاری منتشر کردم. (ر.ک. به غیبی، محمدعلی، ۱۴۰۴، ۱۹ آبان، چالش‌های کودک‌همسری در ایران، روزنامه مردم‌سالاری صص ۱ و ۲) [۴] آنچه در پاسخ پرسشنامه‌ها بسیار جلب توجه می‌کرد اذعان به سیاست‌های عامدانه‌ی رژیم اسلامی در گسترش کودک‌همسری بود. پاسخ‌دهندگان مدعی بودند که رژیم خود با انگیزه گسترش فرزندآوری و … از طریق نهادهای مذهبی موجود در روستاها و ساختن یک ضد فرهنگ سعی دارد کودکان به خصوص دختربچه‌ها را به ازدواج در سنین کودکی ترغیب کند.

به‌هر روی آنچه مغفول اهالی مناطق مورد تحقیق ماند علل دیگری بود که گرچه پاسخی صریح در این رابطه ندادند اما اذعان به نبود امکانات آموزشی کافی برای دختران و نبود فرصت شغلی مناسب برای تحصیل‌کردگان و نبود تصوری از آینده‌ای روشن که در پاسخ پرسشنامه‌ها آمده‌بود آشکارا یک برداشت ایجاد می‌کرد: این که رژیم درصدد است هرطوری شده با ترغیب نوجوانان به ازدواج، جلوی تحصیل آنها را گرفته و با ممانعت از هدایت آنها به امور فرهنگی و علمی، آنها را سرگرم مسائل روزمره و معیشتی کرده و با جلوگیری از گسترش سواد عمومی از ایجاد یک جامعه‌ی مدنی هرطوری شده جلوگیری نماید. یعنی همان اتفاقی که برای رژیم اسلامی سم مهلک است و رژیم خوب می‌داند با گسترش جامعه‌ی مدنی یک روز هم قادر به ادامه‌ی حیات نخواهد بود.

آن زمانی که جوانان یک مملکت از همان سنین نوجوانی به جای مطالعه‌ی کتاب و رمان و علوم انسانی و دروس خود، مشغول تعامل با خویشاوندان همسر خود و فرزندآوری و … شوند و بااین وضعیت اقتصادی روزوشب دنبال یافتن معیشتی برای زنده ماندن باشند بدیهی‌ست که رژیم آسیبی از سوی جامعه نمی‌بیند. رژیم اسلامی، به این می‌اندیشد که جوامع شهری را هم به سادگی می‌توان با آزادی نسبی دادن در مسائل جنسی و ترغیب پنهان جوانان به خوشگذرانی و از سوی دیگر تهی کردن دروس دانش‌آموزان و دانشجویان از مفهوم و وابسته کردن آنها به تست و مافیای کنکور از هر فعالیت فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دور کرد.

چنین است که هم‌اکنون شاهدیم مسائل دور از شأن و منزلتی همچون تبلیغ کودک‌همسری، همانند حجاب به یکی از خطوط قرمز و سنگرهای رژیم اسلامی تبدیل شده‌است. رژیم با هرگونه آگاهی‌سازی در این مورد یا حتی انتشار آمار مقابله می‌کند و به شدت از این کار دفاع هم می‌کند. آنچه در این میان بیش از هر چیزی ايجاد تأسف می‌کند، تلاش برای ارجاع دادن این معضل کودک‌همسری به ایران باستان است. زمانی هم که پیداست هیچ چنین موردی در ایران باستان نمی‌یابند به ارجاعات دروغین و استنادات جعلی می‌پردازند.

در مقاله‌ای که بدین منظور در وبسایت «پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب» وابسته به حوزه‌ی علمیه منتشر کرده‌اند[۵]، نویسنده ناشناس در ابتدای مقاله مدعی است «کودک‌همسری در فرهنگ ایرانی-زرتشتی رایج بود. اسناد تاریخی گویای ازدواج دخترکان سه ساله و کوچکتر است. در فرهنگ ایرانی-اسلامی هم این موضوع رواج داشته و دارد… چند مدتی است که بحث کودک‌همسری (ازدواج با دختران کم‌سن) بحث محافل حقوقی کشور شده است. هرچند به راه افتادن این بحث، از سوی جریان لیبرالِ غرب‌زده به این هدف بوده که خیانت‌های خود را مخفی کرده و با این جنگ روانی، حواس مردم را پرت کنند. در ادامه، این بحث، دستاویز اسلام ستیزان قرار گرفت. حتی برخی از مدعیان دین زرتشتی و داعیه داران فرهنگ ایران باستانی هم وارد شده و پیرامون این موضوع مانور دادند. پس بر آن شدیم که دست به قلم بُرده و چند سخن در این باره بنویسیم» حال باید دید مقاله‌شان تاچه اندازه مستند است و استناداتش تا چه حد واقعی‌اند.

نویسنده همچنین در ادامه می‌نویسد «جیمز دارمستتر (James Darmesteter) ایران‌شناس بزرگ فرانسوی می‌نویسد: «زنان در آیین زرتشتی همانند گاو و زمین کشاورزی، یک شیء قابل معامله است… او توسط پدر یا پدربزرگش فروخته می‌شود. معمولاً زمانی که هنوز در گهواره است» که این سخن نشان می‌دهد در فرهنگ ایرانی-زرتشتی، پدران این اجازه را داشتند که حتی دخترکانِ در گهواره را هم به دیگری بفروشند.» و درحالیکه این نقل قول جعلی را به دارمستتر ارجاع می‌دهد به وندیداد موجود در زند اوستای دارمستتر به این آدرس استناد می‌کند: “The Zend Avesta,Part I, The Vendidad, Translated by James Darmesteter, from Sacred Books of the East (Vol. IV), Translate in English by Various Oriental Scholars, by F. Max Mϋller, Oxford, Clarendon Press, ۱۸۸۰, pp ۴۵” تنها یک جستجو در این کتاب کافیست تا ادعای این پرمدعایان حوزوی زیر سوال برود. این کتاب با همین مشخصات و همین چاپ در لینک پانوشت زیر[۶] قابل دریافت است.

با این‌ حال ما به این اقدام بسنده نکردیم و این جانب وندیداد اوستای نسخه‌ی پورداوود و دارمستتر را که بالغ بر ۲۰۰ صفحه بود کامل مطالعه کردم و نه‌تنها چنین صحبتی نیافتم، بلکه برعکس، آنچه در جای دیگری در در بند پانزدهم فرگرد چهاردهم وندیداد صراحتا به رسیده بودن دختر با حداقل داشتن پانزده سال تأکید می‌نماید. (پورداوود و دارمستتر، اوستا، جلد چهارم، تهران: نگاه، ۱۳۹۴، ص ۶۳۸) البته این موضوع تنها در این جا مورد تأکید قرار نگرفته است؛ رساله‌ی دکترایی در دانشگاه تبریز در رشته‌ی تاریخ در این مورد نگاشته شده که نگارنده‌ی آن با استناد به متون زردشتی و پهلوی، سن ازدواج دختران را لااقل سن بلوغ آن‌ها می‌داند. (ر.ک. به سنبلی، ندا، ۱۴۰۲، از سنت تا آسیب اجتماعی…، دانشگاه تبریز، صص ۶۰ تا ۶۶)

نویسنده‌ی وبسایت حوزوی مزبور بدون ذره‌ای احساس نیاز به صداقت کلام و نوشتار و شاید با بی‌شمار روش‌ها و حقه‌های فقهی شیعه که هرگونه دروغ را برای خدمت به دین و مذهب و فقه جایز و حتی پسندیده می‌شمارد در ادامه‌ی متن خود نوشته‌های دروغین خود را به سه منبع دیگر نیز ارجاع می‌دهد که آنها نیز همگی دروغین و ساختگی اند. وی در ادامه‌ی مطلب خود می‌نویسد «همچنین طبق روایات آذرفرنبغ فرخزادان (موبد زرتشتی) در دین زرتشتی، شوهر دادن دختر سه ساله عملی مجاز شمرده می‌شد» برای سهولت تحقیق من لینک دانلود این کتاب روایت آذرفرنبغ را نیز قرار می‌دهم.[۷] آنچه در این منبع شاهدیم این است که کسی یک چنین استفتائی از آذرفرنبغ می‌کند و آذرفرنبغ در پاسخ می‌نویسد «چنانکه من می‌دانم زنی نباشد (ازدواج درست نیست)» و بقیه‌ی توضیحش. یعنی در واقع شاهدیم که آذرفرنبغ چنین ازدواجی را مشروع نمی‌داند؛ اما نویسنده‌ی حوزوی این مقاله حقه‌بازانه از متن سوال این استفتا از آذرفرنبغ، مدعی می‌شود که شوهر دادن دختر سه ساله عملی مجاز شمرده می‌شد.

نویسنده‌ی مزبور در ادامه می‌نویسد «در فتوای چهاردهم از روایات آذرفرنبغ فرخزادان نیز می‌خوانیم که پدر می‌تواند دختر ۹ ساله‌اش را به ازدواج مردی دیگر درآورد و این دختر اگر پس از مدتی، خواهان جدایی از شوهرش باشد، مرگ‌ارزان (سزاوار اعدام) می‌شود» حال آنچه در این فتوا شاهدیم هرگز چنین اجازه‌ای نیست بلکه آذرفرنبغ در پاسخ استفتائی دراین باره که اگر دختری ۹ ساله ازدواج کند و در ۱۵ سالگی (و نه پس از مدتی) می‌تواند از پیمان ازدواج برگردد و زن مرد دیگری شود که آذرفرنبغ در پاسخ می‌نویسد «نه ساله‌ای که به رشد رسیده‌است و با موافقت سالار قانونی تن به زنی مردی داده‌است از زنی آن مرد نمی‌تواند بازگردد؛ اگر بازگردد و مدت یک سال از آن سپری گردد مرگ ارزان است.» آنچه ذهن را به خود مشغول می‌دارد این است که طلبه‌ها به‌جای مطالعه‌ی متون اوستایی و پهلوی برای تحریف مطالب آن به قصد سواستفاده و توهین و فساد، بهتر بود این متون را مورد مطالعه و تفکر قرار می‌دادند و از راه‌ورسم سرتاسر مبتنی بر دروغ خود بازمی‌گشتند که البته بعید می‌دانم اثری داشت. به خصوص گاتاها را که سروده‌های خود زردشت است و سرتاسر در مذمت دروغ و دروغ گفتن است.

نویسنده سپس بلافاصله می‌نویسد «ایضاً دکتر تورج دریایی در کتاب «شاهنشاهی ساسانی» می‌نویسد سرپرست دختر (پدر یا پدربزرگش) می‌توانست او را پیش از رسیدن به سن بلوغ به ازدواج مردی دیگر درآورد، و این دختر «اگر تازه به سن بلوغ رسیده و شوهر خود را ترک می‌کرد، سزاوار مرگ بود» و سپس به صفحه ۱۷۲ کتاب شاهنشاهی ساسانی از تورج دریایی ترجمه مرتضی ثاقب‌فر نشر ققنوس ارجاع می‌دهد و احتمالا در ذهن معیوب و حقه‌بازسالارانه خود به این می‌اندیشد که چه کسی قرار است برود و تک‌تک این ارجاعات را به دقت مورد مطالعه قرار دهد و دروغین بودن این استنادات را دریابد؟!؟ تورج دریایی در این بخش کتاب خود این سرنوشت را در مورد زنی که سقط جنین می‌کند می‌نویسد و اصلا صحبتی از ازدواج دختری پیش از سن بلوغ نیست و از قضا در ادامه می‌نویسد که دختر برای ازدواج باید به سن بلوغ می‌رسید.

نویسنده‌ی شیاد حوزوی این مقاله در وبسایت مزبور پس از این چهار ارجاع کلاهبردارانه، به بیان مزایای ازدواج در سنین کودکی از نظر اسلام می‌پردازد و مدعی است که اسلام هیچ محدودیت سنی برای ازدواج تعیین نکرده و در پایان به سبک جملات عوام‌فریبانه‌ی مرسوم در رژیم فاسد ولایت فقیه، مزورانه می‌نویسد «از سویی کسی حق ندارد برای این امر، سن و سال تعیین کند. به این دلیل که مثلاً ممکن است دختری ۱۲ ساله، از لحاظ جسمی و روحی آن قدر قوی باشد که بتواند به عنوان یک مادر نقش ایفاء کند و از سویی ممکن است دختری در ۳۰ سالگی هنوز این آمادگی جسمی و روحی را نداشته باشد. چه اینکه اساساً توانایی‌های انسان‌ها متفاوت و دگرگون است. در فرهنگ ایرانی-اسلامی، تا همین ۴۰ یا ۵۰ سال پیش غالب دختران در میانگین سن ۱۵ سال ازدواج می‌کردند. حتی در ۸-۹ سالگی. زندگی هم می‌کردند و چه بسا زندگیشان از زندگی بسیاری از مدعیان امروزی، شیرین‌تر و پر از محبت و معنویت هم بود.»

آری ماهیت ملایان و طلبه‌ها در هر رفتاری از همین نوع پژوهش‌هایشان مشخص است. آنهایی که مدعی شدند هدف وسیله را توجیه می‌کند و ده‌ها روش حقه‌بازانه منجمله تقیه و خدعه و مباهته و هر روش فقهی دیگر مبتنی بر دروغ برای ضربه زدن به دشمنان اسلام و شیعه جایز و حتی پسندیده است در نهایت هدفشان نیز جز بهره‌مندی از رانت و رشوه و فساد و سوءاستفاده از زنان و دختران و کودکان و جوانان نبوده و نیست. اینچنین افرادی را باید شناخت و قدم در راه مبارزه با آنها نهاد پیش از آنکه بیشتر از این خانواده‌های با اصالت ایرانی را بازیچه و دست‌مایه‌ی توهین قرار دهند و چیزی از ایران باقی نگذارند.

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 1 / معدل امتیاز: 5

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید