مهدی نوذر – یکصد سال پیش، در چنین روزی، مردی بر تخت پادشاهی ایران نشست که نامش برای همیشه با «نوسازی»، «اقتدار» و «ایران نوین» گره خورد؛ رضا شاه بزرگ.

او زمانی زمام امور این سرزمین را به دست گرفت که ایران در یکی از سیاهترین و خفتبارترین ادوار تاریخ خود فرو رفته بود؛ کشوری تکهتکهشده، تحقیرشده، غرق در جهل، ناامنی، فقر و وابستگی. نه از دولت مرکزی مقتدر خبری بود، نه از ارتش ملی، نه از آموزش، نه از صنعت، نه از شأن ایرانی.
ایران درگیر پادشاهی بود که کلم فروشی در فرنگ را به پادشاهی بر ایران ترجیح میداد!
ایرانِ پیش از رضا شاه، میدان تاختوتاز قدرتهای بیگانه و اسیر خرافه، عقبماندگی و بیقانونی بود. راهها ناامن، شهرها ویران، و مردم از ابتداییترین حقوق انسانی محروم بودند. در چنین تاریکی مطلقی، رضاشاه چون نوری برخاست؛ نوری که مسیر آیندهی ایران را روشن کرد.
رضاشاه با ارادهای آهنین و عشقی عمیق به ایران، کشوری نو ساخت. ارتش ملی را بنیان نهاد، امنیت را برقرار کرد، آموزش نوین را گسترش داد، دانشگاه و دادگستری مدرن تأسیس کرد، راهآهن سراسری را بنا نهاد، حجاب تحقیر و جهل را از چهرهی ایران کنار زد و غرور ملی را به ایرانی بازگرداند.
او ایران را از یک سرزمین فراموششده، به کشوری با هویت، اقتدار و آینده دار بدل کرد.
رضاشاه فقط یک پادشاه نبود؛ او یک پروژهی تاریخی بود برای نجات ایران. پروژهای که اگر ادامه مییافت، ایران امروز در جایگاهی کاملاً متفاوت در جهان ایستاده بود.
امروز، در یکصدمین سال به تخت نشستن رضا شاه بزرگ، این روز را به تمام مردم ایران، به تمام میهندوستان، به تمام کسانی که ایران را بالاتر از هر ایدئولوژی و منفعتی میدانند، تبریک میگوییم.
این روز، یادآور این حقیقت است که ایران میتواند دوباره برخیزد؛ همانگونه که یکبار برخاست.
و در پایان، با امید و ایمان میگویم:
عظمت، شکوه و پادشاهی ایران بازخواهد گشت.
ایران دوباره صاحب حکومتی ملی، سکولار و مبتنی بر شأن ایرانی خواهد شد.
و این راه، بیتردید، به نام شاهزاده رضا پهلوی گره خورده است؛
ادامهی همان نوری که صد سال پیش، در تاریکی مطلق، بر ایران تابید.
پاینده ایران؛ جاوید شاه


