Home شعر پنجشنبه‌ی سیاه (رضا مقصدی)

پنجشنبه‌ی سیاه (رضا مقصدی)

ای شبگرفتگان!

با نور، دشمنید.

 

چون پیله، در درونه‌ی تاریکِ  جانتا ن

در انزوای تیره‌ی خود، کینه می‌تنید.

 

در بند، ماندگان-

چیزی به جز، ترانه‌ی لبریزِ آینه

در سینه‌ی تپنده ، ندارند.

در ظلمت ِ برآمده ، می‌خواهند-

زیبایی شناورِ شاد ِ سپیده را

بر ارغوان باغ ، بتابانند.

 

سنگید وُسنگ را نفَسِ سردِ ظلمت‌ست.

آیینه را ترانه‌ی تابان ِ آب‌هاست.

 

آری، پیام ِ آینه‌، بیداری‌ست.

با سنگ هم، کبودی ِ کابوس ِ خواب‌هاست.

 

ای آه… بر تو آه…

پنجشنبه‌ی سیاه !

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: 0 / معدل امتیاز: 0

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید