حامد محمدی (+عکس) حسین راغفر اقتصاددان میگوید نابسامانیهای اقتصادی در ایران را «مافیاهای قدرت و ثروت» ایجاد کردهاند و همانها امروز برندگان این اقتصاد پرهرج و مرج هستند و متاسفانه در حوزه تصمیمگیریهای اساسی در کشور هم قرار دارند.

این استاد دانشگاه روز دوشنبه، 27 امرداد، در مصاحبه با روزنامه جهان صنعت به تغییرات صورت گرفته در بانک مرکزی اشاره کرده و میگوید: «سه دهه از جنگ گذشته و دولت امروز در کنترل یک حزب خاص است و اینها برندگان اصلی اقتصاد کشور در سه دهه گذشته بودهاند، تغییرات در بانک مرکزی هم نمیتواند اصلاحی ایجاد کند» چرا که معتقد است این تغییرات در جهت شنیدن صدای طبقات پایین و متوسط جامعه نبوده زیرا کسی از منافع آنها حمایت نمیکند، مگر اینکه به صورت انفجارهای اجتماعی بخواهند واکنشی نشان دهند.»
راغفر در بخشی از صحبتهای خود تاکید کرده «طبقات متوسط نمیتوانند قدرت خریدشان را متناسب با شتابهای بزرگ تورمی افزایش دهند، چرا که معمولاً دستمزد ثابتی دارند. از سوی دیگر تعدیل دستمزدها هم با نرخهای تورم وحشتناک موجود متناسب نیست، بنابراین قدرت خرید این طبقات پایین میآید و حتی پساندازهایشان را از دست میدهند.»
این اقتصاددان هشدار داده گروههایی از جامعه با «فقر کمرشکن» دست و پنجه نرم میکنند و این شرایط اقتصادی باعث میشود رفتارهای طبقات متوسط تغییر کند.
راغفر که استاد دانشگاه است و هیچ مسئولیت اجرایی ندارد میگوید متاسفانه حلقههای مافیایی در ردههای بالای حکومتی قرار دارند. همزمان اسحاق جهانگیری معاون اول حسن روحانی که در بالاترین ردههای حکومتی نشسته نیز میگوید «متاسفانه فساد به برخی از مسئولان بالایی کشور رسیده است»!
جهانگیری تاکید کرده معضل فساد یکی از دغدغههای عمومی کشور است و در دورهای که میشد و باید جلوی فساد را میگرفتند، نگرفتند و برخی مسئولین کشور را به فساد آلوده کردند.
وی اتفاقاً این را هم گفته که اگر با فساد و مسئولینی که دامن جمهوری اسلامی را به فساد آلوده کردند بهموقع برخورد میشد، امروز مبارزه با فساد به دغدغه عمومی ملت تبدیل نشده بود و همچنین «بسیاری از کسانی که امروز مدعی و طلبکار شدهاند، زمانی که به دوره مسئولیتهای آنها نگاه میکنیم، مشاهده میکنیم که بیشترین فسادها در آن دورانها اتفاق افتاده است.»
این در حالیست که جهانگیری گویی همه این حرفها را به خودش میزند! از قرار معلوم قضیه معروف «آی دزد! آی دزد!» درباره همه مسئولان رژیم صدق میکند!
خانواده اسحاق جهانگیری نیز در کنار دیگر خانوادههای مافیایی رژیم مانند لاریجانیها، رفسنجانیها، خامنهایها، خمینیها، روحانی (فریدون)ها و امثال علمالهدی و قالیباف و نعمتزاده و… «مادر فسادها» هستند. ابراهیم جهانگیری برادر بزرگتر اسحاق در دولت اصلاحات معاون اداره کل آموزش و پرورش کرمان بود و در زمان دولتهای نهم و دهم بازنشسته شد اما چند ماه پس از ریاستجمهوری حسن روحانی و حتی پیش از معرفی استاندار جدید، مدیرکل آموزش و پرورش کرمان شد.
مهدی جهانگیری برادر کوچک این خانواده در دورانی که اسفندیار رحیممشایی بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ریاست میکرد، پُست «معاونت سرمایهگذاری» این سازمان را بر عهده داشت.
روزنامه شرق آبان سال 1396 در مورد ترقی اقتصادی مهدی جهانگیری مینویسد: در جریان مراسم افتتاح همایش «فرصتهای سرمایهگذاری در صنعت گردشگری ایران» بود که ۱۲ خانم با لباس محلی، دفزنان بر روی سن ظاهر شدند و درحالی که قرآن را در سینی گذاشته بودند آن را به قاری تحویل دادند. این نمایش با اعتراض دو نفر از مراجع همراه شد و در نهایت مهدی جهانگیری را در آبانماه سال ٨٧ مجبور به استعفا از سمت خود کرد.
استعفایی که شروع ترقی اقتصادی او بود. او پس از استعفا، گروه مالی گردشگری را ایجاد و پس از آن شرکت خصوصی «سمگا» (سرمایهگذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران) را تأسیس کرد و توانست زیرمجموعههای فراوانی برای آن ایجاد کند، زیرمجموعههایی مانند: بانک گردشگری، شرکت سرمایهگذاری میراث فرهنگی و گردشگری ایران (سمگا)، مجتمع فولاد صنعت بناب، شرکت سرمایهگذاری نگین، هلدینگ صنایع و معادن ماهان، توسعه امید افق گردشگری، شرکت افق گردشگری ایرانیان، مرکز آموزشی علمی کاربردی کاراد، شرکت باشگاه گردشگری ایرانیان، شرکت کارت گردشگری پارس، شرکت توسعه فناوری اطلاعات گردشگری ایران، شرکت توسعه مجتمعهای خدماتی و رفاهی پارس زیگورات، شرکت توسعه گردشگری آریا زیگورات و تجارت بینالملل هموطا آریا.
مهدی جهانگیری مهر ماه سال 1396 به اتهام فساد اقتصادی بازداشت شد و برای آزادی او «شش هزار میلیارد تومان» وثیقه تعیین کردند (یعنی دو برابر رقمی که محمود خاوری اختلاس کرد و به کانادا گریخت) اما مدتی بعد وبسایت امنیتی مشرق نیوز خبر داد که او با «لابیهای سنگین» وثیقه خود را به هزار میلیارد تومان کاهش داد.
یک روز بعد از بازداشت مهدی، اسحاق در در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «اطلاع دقیقی از دلیل، چگونگی دستگیری، اتهام، ضابط و شاکی برادرم ندارم، البته وی هیچگونه مسئولیت و فعالیت دولتی ندارد. مسئله قابل پیشبینی بود و باید صبر کرد. امیدوارم سوءاستفاده سیاسی نباشد و عدالت، مبارزه بافساد و حاکمیت قانون برای همه یکسان اجرا شود.»
محمدباقر قالیباف که خود و فرزندش متهم به فساد هستند در مناظره سوم کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری با بیان اینکه مهمترین مشکل نظام بانکی، مدیریتهای بانکها است، میگوید «اخیراً بین هیات مدیره و هیات عامل در بخشنامه بانک مرکزی تغییراتی ایجاد شده است، اما امروز ریشه بسیاری از مفاسد افتصادی اینجاست که افراد صاحب نفوذی که وصل به بالاترین مراجع کشوری هستند پیدا میشوند. از برادر رئیس جمهور، برادر معاون اول رئیس جمهور در این حد تعیین تکلیف میکنند که چه کسی مدیرعامل و چه کسی هیات مدیره بانک شود.»
شبکه فساد با ریشههای سازمانی و محلی
اگر مافیای خانوادگی برادران لاریجانی در جناح اصولگرا زبانزد است این مسئولیت را در جناح اصلاحطلب برادران جهانگیری به عهده دارند.
راغفر در بخشی از مصاحبه خود میگوید دولت در کنترل جناحی خاص است. او همچنین آدرس داده و گفته «ناهنجاریهای موجود محصول نابسامانیهای اقتصاد در سه دهه بعد از جنگ است» چه کسانی در این سه دهه بر سر کار بودهاند؟! هشت سال را میتوان به حساب دو دولت محمود احمدی نژاد نوشت که خود، وارث و همچنین به ارث گذارندهی وضعیتی فلاکتبار بود. ۲۲ سال بقیه اما در اختیار دولتهای رفسنجانی و خاتمی و روحانی بوده است! یعنی مهمترین کارگزاران نظام در عرصهی به اصطلاح سازندگی!
عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاحطلب و از نزدیکان خاتمی برای اعلام خبر بسته شدن پرونده «پارلمان اصلاحطلبان» اخیراً در مصاحبهای تاکید کرد بار مالی اصلاحات از جمله فعالیتهای ستادی و انتخاباتی به دوش حزب کارگزاران و اتحاد است و دوستان باید این واقعیت را بپذیرند که به میزان تاثیرگذاری که دارند از ظرفیت درون شورای عالی سیاستگذاری برخوردار باشند.»
در میان احزاب فعال در ایران هیچ حزبی به اندازه کارگزارانیها به سپاه نزدیک نیست و هیچکدام به اندازهی آنها پول به جیب نزده و نمیزند. اتفاقاً روابط آنها نه تنها سازمانی بلکه ریشههای محلی نیز دارد.
اعتماد سپاه به حزب کارگزاران تا آن حد زیاد است که ماموریتهای نظامی نیروهای قدس سپاه در سوریه و عراق را به ایرلاین تجاری ماهان سپردند. حسین مرعشی (از نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی) از مالکین هواپیمایی ماهان است. مرعشی متولد کرمان و عضو حزب کارگزاران است همان حزبی که اسحاق جهانگیری هم عضو آن است.
اسحاق متولد هرمزگان است اما بزرگ شدهی استان کرمان و حضور او در لایههای مدیریتی نظام از سال 1358 آغاز شد وقتی به به عنوان مسئول جهاد سازندگی شهرستان جیرفت کرمان مشغول به کار شد و سال 1363 در جهاد کشاورزی فعالیت کرد تا اینکه در دومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توانست به نمایندگی از شهر جیرفت وارد مجلس شود. او در سومین دوره مجلس شورای اسلامی بار دیگر به عنوان نماینده جیرفت به مجلس راه یافت.

ریشه روابط و وابستگیهای متقابل کارگزاران و سپاه قدس در کجاست؟ یک ایرلاین بزرگ تجاری که دهها پرواز داخلی و بینالمللی دارد در قبال دریافت چه امتیازاتی حاضر است ریسک کند و ماموریتهای مخفی نظامی برای حمل سلاح و نیرو به سوریه را انجام دهد؟ چه کسی توانسته مدیران و مالکان ارشد ماهان را راضی کند؟ فرمانده سپاه قدس قاسم سلیمانی! او نیز متولد کرمان است.
در همان دورانی که اسحاق جهانگیری وارد جهاد کرمان شده بود، قاسم سلیمانی هم به عضویت سپاه کرمان درآمد و چند سال بعد فرمانده پادگان قدس سپاه در همین شهر شد و نزدیکی این دو نفر نیز از همین دوران آغاز شد.
سلیمانی در سال ٥٩ که جنگ ایران و عراق شروع شد، چند گردان را در سپاه کرمان آموزش داد و به جبهههای جنوب فرستاد و با پایان جنگ فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان شد و در سال 79 با حکمی از سوی خامنهای به عنوان فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب گشت.

اسحاق جهانگیری در یکی از مصاحبههای خود چنین میگوید: «زمانی که مسئول جهاد کرمان بودم، مسئولیت جنگ جهاد را بر عهده داشتم و مدام باید به جبهه میرفتم. مادرم نگرانم بود که پس از یعقوب و محمد من هم به شهادت برسم. اما پدرم تحمل بیشتری داشت. برادر عزیزم حاجقاسم سلیمانی چند بار به من گفت خانواده شما به اندازه کافی داغدار شده است و شما دیگر نباید در جنگ شرکت کنید.»


یعقوب و محمد جهانگیری زمانی عضو گردان سپاه کرمان شدند که قاسم سلیمانی پلههای ترقی را همانجا طی میکرد.
جعفری دولتآبادی دادستان کل تهران، 20 اسفند 95، خبر از آزادی مهدی جهانگیری داد. همزمان وبسایت رجانیوز نزدیک به دستگاههای امنیتی از قول سردار ابوحمزه فرمانده سپاه ثارلله استان کرمان نوشت که مهدی جهانگیری به اتهام اخلال در مسائل مالی کشور، کسب درآمد نامشروع و خروج ارز از کشور دستگیر شده بود. بازداشت مهدی و تبعات آن برای خانوادهی فاسد جهانگیری که دستشان رو شده بود بسیار گران تمام شد.


کارگزارانیها و سپاه سه دهه است که زیر سایه شبکهای که علیاکبر هاشمی رفسنجانی مؤسس آن است به هم نان قرض میدهند و مردم و مملکت را میچاپند. آنها در چنین روابط پیچیدهی مبتنی بر تعلقات عقیدتی و اقتصادی و محلی به صورت کاملا تبهکارانه حیات مافیایی دارند. چه کسی این قدرت را دارد که با لابیگری وثیقه شش هزار میلیاردی را به هزار میلیارد کاهش دهد؟! مبارزهی ادعایی رژیم با فساد اقتصادی در حالی که شبکههای آن چنین فاسد و انگلی در تار و پود حکومت تنیده است تا چه اندازه عملی است؟! آیا فاسدان میخواهند و میتوانند با فسادی که پایههای قدرت آنها را تشکیل میدهد مبارزه کنند؟





