چهارم تیر ۹۹ کیهان لندن گزارشی منتشر کرد با عنوان «علی خامنهای به دیواری تکیه کرده که دیر یا زود فرو میریزد».
تقریبا دو هفته بعد جزئیات تکاندهندهای از قرارداد ۲۵ساله دولت جمهوری اسلامی با دولت جمهوری خلق چین در وبسایت «اویل پرایس» منتشر شد.
کیهان لندن به مواضع و وضعیت علی خامنهای و مقامات کشوری و لشکری نظام در دو جبهه پرداخته بود: داخل و خارج!
«راهبرد» آنها در برابر خارج، «مقاومت فعال در برابر فشارهای همهجانبه آمریکاست». «راهبرد» آنها در داخل، سرکوب بیامان معترضان و مخالفان است!
آنها نظام خود را با رژیمهای صدام و قدافی مقایسه میکنند و راه حل آنها برای اینکه علی خامنهای به سرنوشت آنها دچار نشود، این است که از یکسو معترضان را در خیابان کشتار کرد و از سوی دیگر با مقاومت جانانه در برابر فشارهای بینالمللی ایستاد! اما به دلیل همین تجارب تاریخی، خامنهای به هیچکدام از مقاماتش چه نظامی چه غیرنظامی اعتمادی ندارد! و بر اساس همین تجارب، علی خامنهای به دیواری تکیه کرده که دیر یا زود فرو میریزد چرا که یا نظامیها پشت او را خالی کرده و سبب سقوط وی میشوند یا اینکه در کنار وی مردم را میکُشند و بعد همگی سقوط میکنند!
حالا آیا قرارداد «استراتژیک» جمهوری اسلامی با دولت کمونیست چین میتواند تکیهگاهی برای کل نظام باشد؟ بطوری که هم بتواند در برابر آمریکا و غرب بایستد و هم مردم را با سرمایهگذاریهای تخیلی از سوی چین تأمین کند؟!
این پرسش از آن مواردیست که با قاطعیت میتوان به آن پاسخ منفی داد زیرا از یکسو چین خودش به غرب نیازمند است و بازار کار و منابع ایران را برای تقویت مناسباتش با غرب میخواهد! و از سوی دیگر، این قرارداد بر اساس آنچه در «اویل پرایس» آمده، برای اشتغال و تأمین مردم چین است و نه ایران!






