اظهارات محمود علوی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی در یک برنامه تلویزیونی دربارهی اینکه عامل ترور محسن فخریزاده «عضو نیروهای مسلّح بود» با واکنش ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی روبرو شده است.
جدل و جدال میان وزارت اطلاعات با بالاترین ردهی فرماندهی در کل نیروهای مسلح دلیل واضحی دارد: اگر عامل این ترور عضو نیروهای مسلح باشد مسئولیت آن با نهادهای نظامی است و اگر او یا همدستانش غیرنظامی باشند مسئولیت کمتری متوجه فرماندهان و واحدهای نظامی میشود و برای ناکارآمدی و کوتاهی خود توجیه بیشتری دارند.
بعد از اظهارات وزیر اطلاعات، ستاد کل نیروهای مسلح فرد مورد اشاره را «اخراجی» دانست تا کوتاهی در حفاظت از جان مقامات ارشد نظام را که عموماً بر عهده نیروهای مسلح و بطور مشخص با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است کتمان کند.

این ستاد در بیانیهای که ۲۸ بهمن ۹۹ منتشر شد اعلام کرد:
اول: فرد مورد ادعا در سال ۹۳ در حال آموزش بوده است و در همان سال بهدلیل مشکلات اخلاقی و اعتیاد اخراج گردید.
دوم: ثانیاً عضویت فرد مورد ادعا قطعی نبوده و روال نیروهای مسلح اینگونه است که ارزیابیهای حین آموزش، یکی از عوامل اصلی قطعیت در عضویت بوده که نامبرده بهدلیل وجود مشکل اخلاقی و اعتیاد، به عضویت رسمی درنیامده و در حین آموزش اخراج گردیده است.
سوم: طبق قوانین و مقررات، افراد اخراجی از نیروهای مسلح از جمله فرد مورد ادعای ایشان پس از اخراج با نیروهای مسلح بطور کامل قطع ارتباط نموده و فاقد هویت نظامی میباشد به همین دلیل جرم امنیتی وی همانند سایر آحاد جامعه در حیطه مأموریت و مسئولیت وزارت اطلاعات قرار میگیرد.
همچنین در این بیانیه آمده «انتظار میرفت وزیر محترم اطلاعات در اظهارات رسانهای خود آنهم در پخش زنده، دقت بیشتری مینمود که بهانهای به دست دشمنان جنایتکار نظام همچون آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی نمیداد و از جایگاه خطیر وزارت اطلاعات و سربازان گمنام امام زمان و شأن نیروهای مسلح مراقبت میکرد.»
در مورد این بیانیه چند نکته قابل اشاره است:
۱) ستاد کل نیروهای مسلح عضویت فرد یادشده را زیر سؤال برده و ادعا شده عضویت وی «قطعی نبوده» و روال این است که «ارزیابیها حین آموزش» یکی از عوامل اصلی قطعیت در عضویت بوده که نامبرده بهدلیل وجود «مشکل اخلاقی و اعتیاد» در حین آموزش اخراج گردیده است.
یکی از شروط استخدام در نیروهای مسلح «عدم اعتیاد به مواد مخدر است». آن بخش از ادعای ستاد کل نیروهای مسلح که وضعیت جسمی و روحی افراد در دوران آموزشی برای استخدام آنها (قطعیت عضویت) ملاک است قابل پذیرش است اما- با فرض اینکه عامل ترور فخریزاده «اخراجی» بوده است- این ادعا که او «اعتیاد» داشته دروغ است مگر اینکه پس از ورود به یگان طی دوران آموزشی اعتیاد پیدا کرده باشد.
هر فردی که قصد دارد وارد نیروهای مسلح شود چه به عنوان درجهدار و چه به عنوان افسر مراحل مختلفی را طی میکند و چندین گروه اعم از پزشکی، عقیدتی و حفاظت مرحله به مرحله افراد را گزینش میکنند. چطور فردی که اعتیاد داشته در مراحل گزینش توانسته از فیلترهای پزشکی عبور کند و با وجود آزمایشهای مختلف از جمله «آزمایش خون و ادرار» سلامت او تأیید شده است؟!
ضعف هسته گزینش و جذب نیروهایی که بطور ذاتی برای فعالیت در سازمانهای اطلاعاتی مناسب نیستند و پایین بودن سطح آموزش فنی، تزریق مداوم باورهای اعتقادی بجای تاکتیک و تکنیکهای سازمانی و استاندارد از عوامل و مشکلاتی است که نیروهای مسلح و واحدهای امنیتی به آن گرفتارند.
https://mykayhan.org/1395/11/05/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%B2
۲) مقامات جمهوری اسلامی میگویند فخریزاده را عوامل اسرائیل و آمریکا ترور کردند. چطور است فردی که به خاطر اعتیاد در مرحله آموزشی که از مراحل اولیه ورود به نیروهای مسلح است اخراج شده اما ارتباط وی با نهاد نظامی مربوطه همچنان برقرار مانده بطوری که از محل تردد و مأموریت و مسئولیت فرماندهان رده بالا آنهم در سطح فخریزاده آگاهی داشته و با سرویسهای اطلاعاتی خارجی هم در ارتباط بوده و میتوانسته بخشی از یک ماموریت ویژه برای حذف وی را از طرف آن نیروها بر عهده بگیرد؟!
۳) ادعا شده این فرد در «سال ۱۳۹۳ اخراج» و «بطور کامل قطع ارتباط نموده است»؛ فخریزاده در آذرماه سال ۱۳۹۹ در جاده آبسرد دماوند ترور شد. چرا طی این شش سال حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران یا حفاظت ارتش و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی از جمله وزارت اطلاعات متوجه نشدند که این فرد مبتلا به «اعتیاد» و «اخراجشده» همچنان ارتباط خود را با واحدهای نظامی حفظ کرده و تا بالاترین ردهها نفوذ دارد؟! لزوم ارتباط یک «اخراجی معتاد» با دیگر نظامیها چه بوده است؟!
۴) جدال سازمانی مقامات امنیتی و نظامی در وزارت اطلاعات و ستاد کل نیروهای مسلح جایی که در بیانیه آمده «وی همانند سایر آحاد جامعه در حیطه مأموریت و مسئولیت وزارت اطلاعات قرار میگیرد» به وضوح آشکارتر میشود. جدالی فراتر از یک نزاع سیاسی بین وزیر منسوب به اصلاحطلبان با ستادکل نیروهای مسلح که خط مشی ولایی و انقلابی را دنبال و حفاظت میکند. نزاع این دو نهاد امنیتی- نظامی حتی از تشدید جدال آنها بر سر جذب بودجه و درگیریهای رایج پیش از انتخابات نیز فراتر است: این جدال ناشی از آثار مخرّب موازیکاری نهادهای امنیتی و اطلاعاتی است که سالهاست رژیم از درون پیامدهای آن را دیده اما هرگز نه اراده و نه توان اصلاح این سیستم معیوب و ویرانگر را دارد.
https://mykayhan.org/1395/05/18/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7
ماموریت نهادهای امنیتی در هر رژیمی، برعکس جمهوری اسلامی، بر اساس منافع ملی شکل میگیرد. پس از پایان جنگ ایران و عراق و از زمان دولت اکبر رفسنجانی دو سه جریان اصلی در وزارت اطلاعات قدرت گرفتند و به تدریج و به تناوب و در مقاطع مختلف هر کدام در دورهای دست بالا را پیدا کردند و مهرهها و عوامل تیم رقیب را با اهداف سیاسی و منافع اقتصادی و یا عقیدتی اصطلاحاً «سوزاندند» و یا مانند گروههای مافیایی «آتش به اختیار» و «خودسر» عمل کردند تا به جناح رقیب ضربه بزنند. قتلهای زنجیرهای و حذفهای درونی نمونهی آشکاری از وضعیت امنیتی زمامداران جمهوری اسلامی در وزارت اطلاعات بود.
درست است که یکی از جریانهای قدرتمند درون وزارت اطلاعات، عمدتا افراد امنیتی سابقاً انقلابی و چپگرا نزدیک به جریان اصلاحات بودند، مانند اکبر گنجی و سعید حجاریان و علی ربیعی (عباد)؛ اما همواره زور جریان رقیب که نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و اطلاعات سپاه و قوه قضائیه و «بیت علی خامنهای» و مجتبی خامنهای است بیشتر بوده است.
پیامدهای موازیکاری و دخالت نظامیها
اساساً در بین نهادهای امنیتی، اطلاعات سپاه پاسداران دست بالاتری نسبت به بقیه دارد که به تدریج بیشتر نیز شد. تقویت نهادهای امنیتی عمومی (مثل وزارت اطلاعات) با کمک کادر نظامی یا نهادهای نظامی شاید در کوتاهمدت یا در مأموریتهای ویژه برای نظام ثمربخش باشد اما به تدریج سبب تداخل «عمل اطلاعاتی- امنیتی» با «عمل نظامی» میشود! شاید از نگاه عموم مردم فرق چندانی بین عمل اطلاعاتی- امنیتی با نظامی نباشد اما ماموریت آنها از نظر سازمانی کاملاً مجزا و تفکیک شده است. بخشی از ضرباتی که امروز جمهوری اسلامی در حوزه امنیتی میخورد آثار منفی پیشبرد غیراصولی سیاست خارجی با پیشرانههای نظامی و امنیتی است که ترور فخریزاده یک نمونه از پیامدهای آن است: این ترور از جمله نمونههای حاصل از غالب شدن تفکر پادگانی بر دستگاه امنیتی و سیاست خارجی در جمهوری اسلامی است!
یک نظامی عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است اما به اسم دانشمند فیزیک در حوزه هستهای ریاست سازمان پژوهش و نوآوریهای دفاعی وزارت دفاع را بر عهده داشته و برنامههای اتمی و موشکی جمهوری اسلامی را پیش میبرده و باید ابزاری را تولید میکرده و در اختیار واحدهای نظامی قرار میداده تا با استفاده یا نمایش و آزمایش آنها، تهدید و وحشت تولید شود و وزارت خارجه جمهوری اسلامی بتواند با کمک آنها از کشورهای غربی باجگیری و اخاذی کند!
ورود نظامیها به مسائل امنیتی خواست خامنهای است
اینکه نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نظامیها در همه امور مملکتی تقویت شده خواست علی خامنهای است. غلامحسین غیبپرور جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران در قرارگاه امنیتی «امام علی» میگوید «چون مقام معظم رهبری گفته است من امنیت را از سپاه میخواهم بنابراین در حال حاضر سپاه جدیتر از گذشته به مسائل امنیتی ورود کرده است.»
از اینها گذشته برخلاف بزرگنماییهایی که از فخریزاده میشود او در امور نظامی پر از ضعف و نادانی بوده است. عبدالحسین خسروپناه رئیس پیشین مؤسسه «حکمت و فلسفه» ایران در مطلبی که وبسایت علی خامنهای منتشر کرده نوشته بود «آقا به محسن فخریزاده توصیه کرده بود که حفاظت از خودش را جدّی بگیرد «چون ظاهراً به حضرت آقا گفته بودند که ایشان رعایت نمیکند و جاهای مختلفی میرود.» درواقع نویسنده به زبان بیزبانی میگوید که کشته شدن فخریزاده کوتاهی خود او به دلیل عدم رعایت مسائل امنیتی بوده است.
حسین دهقان وزیر پیشین دفاع و مشاور علی خامنهای در امور نظامی که خود را رسماً نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ نیز معرفی کرده در عین حال که انتقادات درباره ضعف در حفاظت از محسن فخریزاده را رد کرده اعتراف میکند این ترور به دلیل «رخنه و نفوذ و شکاف» در ساختار امنیتی رخ داد. این ادعا درحالیست که محمود علوی میگوید دو ماه قبل وزارت اطلاعات در مورد فعالیتهای دشمن هشدار داده بود!
محسن رضایی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز پس از حذف فخریزاده در نامهای سرگشاده به حسن روحانی درباره آن هشدار داد و نوشت: سازمانهای اطلاعاتی کشور موکداً موظف شوند که منابع اصلی و نفوذیهای سازمانهای جاسوسی را شناسایی نمایند و شیوههای شکلگیری تیمهای ترور و سرپلهای همکاری آنها با یکدیگر را کشف و خنثی کنند.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته ضربات امنیتی شدیدی خورده است. از انفجار در سایتهای اتمی و تأسیسات استراتژیک گرفته تا حمله به اتوبوس سپاهیها و مراسم رژه نیروهای مسلح و ترور فرماندهان رده بالا در داخل و خارج ایران و… بطوری که در اسفند ۱۳۹۷ حشمتالله فلاحتپیشه رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی نسبت به جاسوسی در ساختار وزارت اطلاعات هشدار داد و خواستار تشکیل پرونده برای «شناسایی عوامل تحمیل اشتباه و انحراف و اتلاف منابع در ساختار تصمیمگیری» این وزارتخانه شد.
ترور فخریزاده و پیامدهایش ضربه سنگینی بر ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی وارد آورده است. به قول معروف چنان زدهاند که هنوز نظام هنوز نفهمیده از کجا خورده است! حالا دعوای ستاد کل نیروهای مسلح و وزیر اطلاعات بر سر «یک عامل اخراجی معتاد» در حالیست که علی فدوی جانشین فرمانده سپاه پاسداران مدعی شده است تیربار داخل نیسان مجهز به یک «سیستم هوشمند ماهوارهای» و «هوش مصنوعی» بود! رمضان شریف سخنگوی سپاه پاسداران نیز ادعا کرد که برای ترور فخریزاده از ابزار الکترونیک پیشرفته با هدایت ماهوارهای استفاده شد!
به نظر میرسد هیچکدام از این افراد ناکارآمد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به پیامد ادعاهای خود فکر نمیکنند که سادهلوحترین شنونده هم بلافاصله میپرسد: چطور ممکن است یک «معتاد اخراجی» چنین روابط امنیتی و نظامی و چنین توانایی کمنظیری در تدارک عملیات پیچیدهای مانند ترور فخریزاده را داشته باشد؟!






