روشنک آسترکی – با همه خبرهای بد درباره افزایش سرعت شیوع کُرونا در ایران، برخورد دولت با این بیماری در کمال خونسردی و ناچیز شمردن پیامدهای خطرناک و فراگیر آن است.

در کمال شگفتی همچنان مدارس در بسیاری از استانها دایر است اما بسیاری از والدین تصمیم گرفتهاند برای مراقبت از سلامت و جان فرزندان و خانواده اقدام به «خودتعطیلی مدارس» کنند.
حسن روحانی روز سهشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۸ پس از چند روز از آغاز به کار ستاد ملی مبارزه با کُرونا، برای نخستینبار در جلسه این ستاد حاضر شد و معلوم نیست بر اساس کدام مستندات آرامکنندهای درباره مهار بحران کُرونا گفت که از روز شنبه همه چیز به حالت عادی باز میگردد!
روحانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «کار و فعالیت در کشور باید به صورت آنچه که در ماه ها و هفتههای گذشته بوده ادامه پیدا کند و این یکی از نقشهها و توطئههای دشمنان ما است که با هراسافکنی زیاد در جامعه، کشور را به تعطیلی بکشانند.»
این سخنان رئیس جمهوری اسلامی در حالی بیان شده که پزشکان و متخصصان همچنان نسبت به لزوم یک مدیریت و اراده قوی برای رویارویی و مهار و مقابله با کُرونا در ایران سخن میگویند.
اما رئیس دولت «تدبیر و امید» در حالی اصرار کرده که هیچ کجا تعطیل نشود و همه چیز از روز «شنبه» به حالت عادی باز میگردد که همچنان گزارشهای مستند از ایران نشان از بیبرنامگی و عدم توان دولت در نخستین گام مواجهه با بحران کُرونا دارند و هنوز نشانی از مدیریت بحران در این میان دیده نمیشود. تنها پزشکان و پرستاران هستند که زیر فشار کمبود امکانات در بیمارستانها به انجام وظایف حرفهای خود مشغولند.
در این میان، مکانهایی چون زندانها، کارخانهها و پادگانها با شیوع احتمالی ویروس میتوانند به دلیل اجتماع افراد به شدت گرفتن شیوع کُرونا دامن بزند.
دولت در اینباره نیز با بیتفاوتی برخورد کرده و نه تنها دستوری برای تعطیلی و رسیدگی بهداشتی به این اماکن صادر نکرده یا دستکم قوانین و توصیههای پیشگیرانه ارائه نداده است بلکه مقامات رأس دولت به عادی جلوه دادن شرایط و عدم تعطیلی هر بخش زیرمجموعه دولت اصرار دارند.
کارگرانی که در محیطهایی مانند سوپرمارکتها، رستورانها، هتلها و شهرداری مشغول به کار هستند، تا تعطیل نشدن محل کارشان به دلیل کُرونا، نمیتوانند شانس موافقت کارفرما برای عدم حضور در محل کار را داشته باشند.
در این بین اما وضعیت کارگران کارخانهها و واحدهای بزرگ صنعتی و تولیدی به شدت نگرانکننده است. صدها و هزاران کارگر در محیط کار ساعتها با هم هستند و در بسیاری از پروژهها نیز که کارگران به صورت فصلی مشغول کار هستند، حتی در ساعات غیرکاری نیز در خوابگاهها با هم بسر میبرند.
یکی از این پروژهها که این روزها نگرانی و هراس زیادی در میان کارگران و حتی کارمندان و مدیران آن موج میزند و دولت نسبت به آن همچنان بیتفاوت است پروژههای عسلویه است.
در این پروژهها هزاران نفر به عنوان، کارگر، تکنیسین، مهندس، مدیر و خدمه مشغول به کار هستند و غالب جمعیت شاغل در این پروژهها ساکن شهرها و استانهای دیگر ایران هستند که به صورت فصلی در این پروژه کار میکنند.
بهروز یکی از تکنسینهای شاغل در فاز ۱۳ عسلویه است که مسئولیت فنی یک بخش و سرپرستی چند کارگر را نیز به عهده دارد. او در گفتگو با کیهان لندن درباره تعداد افرادی که در این فاز مشغول به کارند و نحوه اسکان آنها میگوید: «در این فاز در مجموع حدود ۱۰۰۰ نفر در پُستهای مختلف کار میکنند که تقریباً ۹۰ درصد آنها از شهرهای دیگر آمدهاند و به صورت فصلی کار میکنند. معمولاً کارگران ۲۴ روز کار و ۶ روز آف [تعطیل] هستند و مهندسان و مدیران ۲۰ روز کار، ۱۰ روز آف هستند. در محیط کار هم خوابگاههایی هست شبیه سوله که هر سوله ۱۲ اتاق دارد و در سولههای کارگری در هر اتاق ۶ تا ۱۰ نفر هستند و در اتاقهای مهندسان و مدیران بر اساس موقعیتشان ۴ تا یک نفر ساکن هستند.»
بهروز درباره وضعیت عسلویه پس از انتشار خبر شیوع کُرونا به کیهان لندن میگوید: «از همان روز اول که خبر اعلام شد موجی از نگرانی راه افتاد، کارگران همان روز دوم بود که مدام به ما مراجعه می کردند که تعطیل کنید؛ ما هم با مدیران میانی صحبت کردیم اما بعد از یک روز که با تهران هماهنگ میکردند در نهایت گفتند روال عادی است و همه قوانین کار و مرخصی و آف مثل سابق برقرار است و تنها کاری که کردند برای ورود و خروج و حضور پرسنل، دستگاه اثر انگشت را موقتا برداشتند. تهدیدمان هم کردهاند که ترک محل کار باعث میشود حقوق را کسر و حتی شاید رقمی به عنوان ضرر و زیان هم از حقوق کم بشود. چون همه نیروهای پیمانکاریها قرارداد سفیدامضا دارند، این تهدید به این معناست که هر کس امروز محل کار را ترک کرد یعنی دیگر برنگردد و اخراج به حساب میآید و حقوقی هم به او داده نمیشود. خیلی ساده، کارگران مجبورند از جانشان بگذرند که شکم زن و بچهشان گرسنه نماند.»
بهروز در پاسخ به این سوال که برای کارکنان این پروژه یا دیگر فازها چه امکانات و تجهیزاتی مثل ماسک و ژل شستشو و واحد سیّار اورژانس در نظر گرفته شده، میگوید: «هیچ تفاوتی رخ نداده، هر سایت کاری در عسلویه یک بهداری دارد که یک دکتر عمومی و یک بهیار در آن هستند اما آنها هم امکانات خاصی ندارند. دیروز یکی از کارگرها تب و سرماخوردگی داشت. نگران شدیم فرستادیمش بهداری، بهداری حتی معاینهاش نکرد و گفت برو چیزیت نیست. حساب کنید این کارگر مبتلا باشد چه میشود! در عرض یک هفته دستکم چند صد نفر مبتلا میشوند، میروند آف به شهرهای خودشان، خانواده و هممحلهایها، در راه رفتن و برگشتن در اتوبوس مردم دیگر میتوانند مبتلا شوند؛ نگرانی ما اینهاست که مدیران اصلا محل نمیگذارند. شما اگر غروب از سمت پالایشگاهها و پتروشیمی ها به سطح شهر بروید کارگر موج میزند، میروند خرید یا حوصلهشان سر رفته میروند هوایی عوض کنند؛ حالا توی این شرایط اگر یکی در شهرش مبتلا بشود و برگردد عسلویه ببینید چند میلیون نفر به سرعت درگیر میشوند. داروخانههای سطح شهر هم ماسک و ژل ندارند، حتی الکل معمولی پیدا نمیشود. مدارس هم تعطیل نکردند. وضعیت خیلی خطرناک است و همه دلهره دارند.»
او میگوید: «فاز ۱۳ که ما شاغل هستیم چون به بهرهبرداری رسیده و کار عادی در آن در جریان است، نیرو زیاد ندارد. فازهای در حال ساخت عسلویه نیروی شاغل خیلی بیشتری دارد و مثلاً فاز ۱۴ حدود ۵۰۰۰ نفر نیروی کار دارد و مجموعاً نیروی کار در عسلویه خیلی زیاد است. با همکارانم در این فازها که صحبت کردم آنها میگفتند آنجا هم همین وضعیت است. نه ماسکی دادهاند، نه ژل شستشو هست نه حتی یک نفر آمده برای کارگرها توضیح بدهد که راه پیشگیری چیست و چطور از خودشان مراقبت کنند!»
بهروز در ادامه میگوید: «در محیطهای کارگاهی عسلویه برای کارگران بعضی بخشها مثل سنگزنی استفاده از ماسک اجباری است اما چند روز است انبار میگوید برای همان بخش ها نیز ماسک ندارد. میگویند تمام کردهایم و در بازار ماسک نیست که بخریم.»
بیم و هراس کُرونا اما تنها بر وجود کارکنان شاغل در پروژههای عسلویه سایه نیانداخته است و در دیگر شهرها نیز همین وضعیت است. یکی از کارگران شاغل در کارخانههای تولیدی شهرک صنعتی ساوه که خواسته است نام خودش و محل کارش نزد کیهان لندن محفوظ بماند، به کیهان لندن میگوید «از روزی که کُرونا آمده درخواست تعطیلی دادیم که موافقت نشد. هر روز چند ده نفر آدم از ساوه و کرج و شهریار و تهران برای کار میآیند و میروند. اغلب کارگرها با اتوبوس و مینیبوس جابجا میشوند و ماسک هم در اختیارمان نگذاشتند. از مدیران خواستیم هر روز صبح کارگاهها را ضدعفونی کنند که تا امروز [سهشنبه شش اسفند] این اتفاق نیافتاده. من بچه نوزاد دارم خیلی میترسم. ۱۲ روز مرخصی طلبکارم. ازشون خواستم مرخصی بدهند گفتند تا ۲۹ اسفند مرخصی نمیدهیم و هر کس محل کار را بدون گواهی از بیمارستان و برای موارد جدی مثل بستری و عمل جراحی ترک کند، از حقوقاش کسر میکنیم! این انصاف نیست که شب عید با ما اینطور میکنند. باور کنید یک ماسک فیلتردار خریدم ۴۳هزار تومن. یعنی یک ماه یارانهام را دادم ماسک خریدم اما با ماسک هم نگران هستم. میآیم کارخانه جلوی بقیه همکارام رویم نمیشود ماسک بزنم. برای ما این ماسکها لاکچریه!»
هراس در میان کارگران بدون حتی دادن امکانات، آموزش یا دستکم برگزاری جلسه توجیهی برای ارائه اطلاعات درست و واقعی درباره این بیماری و شیوه انتقال ویروس در حالی موج میزند که همه اینها بخشی از «طب کار» است که در قوانین جمهوری اسلامی نوشته شده است!
بر اساس ماده ۸۵ قانون کار که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مسئول اجرای آن است «برای صیانت نیروی انسانی و منابع مادی کشور رعایت دستورالعملهایی که از طریق شورای عالی حفاظت فنی (جهت تأمین حفاظتفنی) و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (جهت جلوگیری از بیماری حرفهای و تأمین بهداشت کار و کارگر و محیط کار) تدوین میشود، برایکلیه کارگاهها، کارفرمایان، کارگران و کارآموزان الزامی است.»
با این همه، به نظر میرسد رهبر جمهوری اسلامی و رئیس دولتاش نظری متفاوت دارند و معتقدند اینها توطئه «دشمن» است و همه چیز عادیست و به گفتهی حسن روحانی از روز شنبه باید همه چیز به روال عادی برگردد!






