روشنک آسترکی – چند روز پس از تسلط گروه تروریستی و فرقهای طالبان بر افغانستان که همزمان و همسو با خروج ناگهانی نیروهای ایالات متحده از افغانستان صورت گرفت، نام «پنجشیر» در صدر خبرها قرار گرفت. احمد مسعود پسر احمدشاه مسعود رهبر پیشین مبارزات ملی این کشور، با دیگر نیروهای جنبش مقاومت ملی افغانستان در پنجشیر مقاومت نظامی در برابر طالبان را آغاز کردند.

در آنسو پس از آنکه احمد مسعود مردم کشور را به قیام ملی علیه طالبان فراخواند، اعتراضات گستردهای در کلانشهرهای افغانستان آغاز شد. مردم با برگزاری تجمع و تظاهرات در شهرهای مهمی چون کابل و هرات و مزار شریف علیه طالبان شعار سر میدهند و به این گروه اسلامگرای تروریستی «نه» میگویند. گروه اسلامگرا و مرتجعی که در طول پنج سال حکومت بلامنازع خود از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ دمار از روزگار مردم افغانستان درآورده و با تبدیل این کشور به مرکز و کُنام تروریستهای اسلامی، آن را به سوی جنگ سوق داد و جز خرابی و ویرانی برجای نگذاشت.
بر اساس گزارشها زنان در این اعتراضات نقش ویژه و چشمگیر دارند. هرچند بسیاری از نخبگان، شاعران، هنرمندان و فعالان مدنی طی نخستین روزهای تسلط طالبان بر افغانستان کشور را ترک کردند اما آن بخش از جامعه مدنی که همچنان در افغانستان حضور دارد، اعتراضات در شهرهای مختلف را پیش میبرد. همچنین بر اساس گزارشهایی که به کیهان لندن رسیده است، برخی از فعالان فرهنگی و مدنی نیز از کشورهای دیگر برای سازماندهی اعتراضات در افغانستان تلاش میکنند.
اکنون بسیاری از افغانستانیها چشم امیدشان به پنجشیر، این ولایت کوچک کوهستانی و سرسبز واقع در شمال غرب این کشور است که روی نقشه همچنان سپید مانده و به دست طالبان نیفتاده است. این در حالیست که طالبان و رسانههای حامی آن خبرهای ضد و نقیضی درباره سقوط پنجشیر منتشر میکنند.
دکتر لطیف پدرام سیاستمدار، نویسنده، شاعر و یکی از چهرههای سیاسی افغانستان است که این روزها در برابر قدرت طالبان که تلاش میکنند دوباره حکومت بلامنازع خود را برقرار کنند، فعالیت میکند.

لطیف پدرام رهبر حزب کنگره ملی افغانستان درباره اینکه چرا پنجشیر به پایگاه جنبش مقاومت ملی افغانستان تبدیل شده و در حال حاضر شرایط در این ولایت چگونه است به کیهان لندن میگوید: «پنجشیر یک درّه طولانی به طول ۱۶۰ کیلومتر هست و تقسیم میشود به ارتفاعات بلند چیزی حدود ۹۰ و ۹۲ درّهی کوچک و بزرگ و کلان. این منطقه استراتژیک کوهستانی و بسیار سخت و غیرقابل تسخیر است. تنها در داخل این درّه، یعنی در شهرکها و روستاهای مرکز این درّه طالبان هستند ولی بقیه دهکدهها و روستاها که اساساً مردم در اینجاها زندگی میکنند در اختیار مردم و نیروهای پارتیزانی یا جنبش مقاومت ملی افغانستان هست. اطلاعاتی که من دارم اینست که بخشی از مهاجمان و متجاوزان که از قندهار و دیگر مناطق محل سکونت پشتونها به پنجشیر آمده بودند، در داخل درّه نمانده و ترسیدهاند؛ درّه را رها کردند و رفتند و تنها یک بخشی از طالبانی که متأسفانه متعلق بودند به تاجیکها در افغانستان در داخل این درّه هستند چون فکر میکنند به دلیل اینکه تاجیک هستند کمتر آسیب میبینند. بنابراین وضعیت در داخل درّه پنجشیر در مجموع وضعیت خوبیست و طالبها نمیتوانند درّه را تسخیر بکنند و این از نظر نظامی برای ما فوقالعاده است. به لحاظ نظامی و از نظر جنگی همه چیز خوب است، پارتیزانها و جنگجویان مقاومت در سراسر درّه مستقر هستند، بنابراین درّه پنجشیر به کنترل نیروهای مقاومت در خواهد آمد.»
اما نیروهای مقاومت ملی افغانستان در درّه پنجشیر تنها بخشی از ایستادگی مردم افغانستان در برابر طالبان است. به گفته لطیف پدرام، مردم در دیگر مناطق و به ویژه شهرهای بزرگ نیز با برگزاری تظاهرات به طالبان «نه» میگویند و بخش بزرگی از اعتراضات علیه طالبان را رقم زدهاند. او این بخش از اعتراضات را بخش «سیاسی» اعتراضات دانسته و میگوید: «از لحاظ سیاسی خوشبختانه در شهرها و کلانشهر های افغانستان مثل کابل مثل مزار شریف و برخی شهرها تظاهرات گستردهای علیه طالبان شروع شده، امروز هزاران هزار نفر در شهر کابل علیه طالبان شعار میدهند، علیه پاکستان شعار میدهند، برای آزادی شعار میدهند، و بدون ترس به طرف ارگ ریاست جمهوری یا ارگ امارت طالبان تظاهرات میکنند.»
به گفته رهبر حزب کنگره ملی افغانستان اعتراضات امروز مردم در افغانستان که با نقش پررنگ زنان در جریان است، چیزی بود که در تهاجم اول طالبان در دهه ۹۰ امکانناپذیر بود. او توضیح میدهد: «آنها آنقدر زور داشتند که کسی نمیشد از خانه خودش بیرون شود، اما حالا مردم در شهرها و خیابانها علیه اینها ایستادهاند و زنان در صف اول مبارزه هستند. فعالان مدنی در صف اول مبارزهاند؛ جامعه مدنی در صف اول مبارزه است؛ جبهه ملی مبارزه علیه طالبان بسیار بسیار گسترده و دموکراتیک و امیدبخش است، به اضافه اینکه نیروهای چریکی و مبارز مسلح مقاومت در برابرشان ایستادهاند و چه بسا به زودی شاهد قیامهای مسلحانه و مردمی در سراسر افغانستان خواهیم بود.»
در حالی که گزارشهای رسانههای جریان اصلی و بینالمللی تصویر دیگری از افغانستان حاکی از تسلط کامل طالبان و اعلام دولت توسط این گروه تروریستی و اسلامی ارائه میدهند و همچنین دولتهای مختلف نیز بطور تلویحی به این گروه ارتجاعی «مشروعیت» میدهند، اما این سیاستمدار افغانستانی میگوید که «وضعیت بسیار امیدبخش است ما نگرانی نداریم، ما ۴۰ سال است که از این جنگها میکنیم و میدانیم سرنوشتشان چه است. طالب نمیتواند افغانستان را کنترل کند. طالبان مشکلات زیادی دارد. در درون خود گرفتار فساد داخلی هستند، به برخی خانههای مردم به زور داخل میشوند آب و نانشان را از مردم میگیرند. وقتی کودتا یا انقلاب میشود، حکومتیها میروند در قرارگاههایشان در جاهایی که حکومت است، دولت است، امکانات نظامیشان است، ولی اینها همین الان تأمین نان و آبشان روی دوش مردم است. مردم به ستوه آمدهاند. اینها دروغ می گویند. اینها هیچی از اسلام و یا دموکراسی نمیدانند. مردم در کابل از دست طالبها به ستوه آمدهاند. به در خانهها میروند و میگویند به ما نان بدهید، به ما آب بدهید، نان و آبشان بر گردن مردم افغانستان است. به گمان من بسیار زودتر از آنچه فکر میشود بساطشان در افغانستان جمع خواهد شد و احتمالا میروند در جنوب کشور جمع میشوند. خلاصه اینکه اینطور نمیماند.»
[wonderplugin_carousel id=”340″]
دکتر لطیف پدرام درباره اینکه با توجه به حمایتهایی که پاکستان و قطر بطور مستقیم و چین و ترکیه بطور غیرمستقیم از طالبان میکنند، آیا مقاومتهای مردم، چه در بخش نظامی که توسط نیروهای جنبش مقاومت در پنحشیر آغاز شده و چه در بخش سیاسی که توسط مردم، روشنفکران، دانشجویان، هنرمندان و جامعه مدنی پیش میرود، چقدر احتمال پیروزی مردم بر طاللبان وجود دارد، به کیهان لندن میگوید: «تردید نداشته باشید افغانستان یک کشوری با جمعیت نسبتاً قابل ملاحظه است؛ افغانستان تجربه این جنگها را دارد از گذشته تاریخی؛ حالا من کاری ندارم از نواقص از دوران انگلیس و از دوران شوروی و قدرتهایی از این قبیل جهانی؛ و یا جنگ اول طالبان که همه قدرتها پشت سر طالبان بودند! در هجوم اول هم قطر بود، امارات متحده عربی بود، پاکستان بود، آمریکا هم یکجوری بوده و انگلستان هم بوده! اما نتوانستند موفق شوند! اینها ناتوانتر از آنی هستند که موفق شوند! پاکستان در حدی نیست که بتواند کشور ما را اشغال کند و یا حتا بتواند کمکشان کند. و تازه قطر خودش دست آمریکاییهاست! مردم افغانستان این تجربهها را دارند و شما شاهد پیروزیهای عظیم مردم خواهید بود. اینبار خوشبختانه همه مردم به طالبان «نه» گفتند. همه نه گفتند و قدرتی که طالبان دارند در میدان جنگ است نه در خیابان؛ و قدرت به تنهایی اسلحه نیست! اِلمانهای دیگر در میدان مبارزهاند مثل خود زنها، جامعه زنان، هنرمندان، شاعران، نویسندگان، افراد عادی، مسلمانان سادهای که به اسلام و سنت احترام و اعتقاد دارند. اینها همه و همه مخالف طالباناند. من گمان نمیکنم پاکستانیها قدرتمندتر از اتحاد شوروی باشند! هر کسی بخواهد، هر قدرت دیگری بخواهد افغانستان را اشغال کند، مسلماً شکست خواهد خورد و اینها هم شکست خواهند خورد.»
او همچنین درباره اینکه «آیا جنبش مقاومت ملی افغانستان نیز رایزنیهای بینالمللی دارد تا شاید بتواند متحدانی در کنار خود داشته باشد؟» به کیهان لندن میگوید: «هدف هر جنبشی از جمله جنبش مقاومت در افغانستان یا جنبشهای اینچنینی در کشورهای دیگر به وجدانهای آگاه و افراد مترقی در دفاع از این جنبشها یا کشورهایی به هر حال نیاز دارند تا با این جریانها در کشورهای دیگر همافق و هماهنگ باشند که از این جنبشها دفاع بکنند. بدون شک جنبش مقاومت هم نه تنها در حوزه آسیا و آسیا مرکزی بلکه در سراسر جهان مشغول تماس، گفتگو و رایزنی با همه کشورهای جهان و قدرتها و کشورهای مؤثر در افغانستان است تا طالبان را به رسمیت نشناسند و نگاه کنند که طالبان در کابل دارد با حقوق شهروندی جامعه مدنی چه میکند. طبیعتاً این کوششها همه جا وجود دارد و همه جا تلاش است برای اینکه توجه کشورها را جلب بکنند برای حمایت از جنبش مقاومت ملی در برابر طالبان.»
لطیف پدرام همچنین با اشاره به شیوه خروج نیروهای آمریکایی بر اساس تصمیم و اقدامات دولت جو بایدن که پیشروی طالبان را تسریع کرد به کیهان لندن میگوید: «ببینید، من میخواهم سخن همان شاهزاده کامبوج را در دوران جریانهای سوسیالیستی کامبوج بزنم که میگوید ما به آمریکاییها اعتماد کردیم و این بزرگترین اشتباه خلق کامبوج بود! من فکر میکنم این بزرگترین اشتباه مردم افغانستان بود که به آمریکاییها اعتماد کردند! من مثالهای زیادی دارم که آمریکاییها متحدانشان را تنها گذاشتند از جمله جریان محمدرضا شاه در ایران! در کشورهای دیگر نیز همینطور. با عوامل خودشان چگونه رفتار کردند با ژاندارمهای خودشان چگونه رفتار کردند؟ آنها دنبال منافعشان هستند. حقیقت قضیه اینست که آمریکاییها خیانت عظیمی به مردم افغانستان کردند. اینها حتا به آن پیمان استراتژیکشان که میبایست دو سال قبل از خروج، نوکران دیگرشان مثل غنی را در افغانستان در جریان میگذاشتند نیز عمل نکردند. دولت جو بایدن دروغ گفت و مردم افغانستان را وسط خون و آتش و مرگ تنها گذاشت. دولت بایدن فراتر از اینکه جنایت کرد، مردم افغانستان را تحقیر کرد. شما فرودگاه کابل را ببینید! زنان، بچهها، مادرانی که بچههایشان را از دست دادند و نمیتوانستند آنها را پیدا کنند. زنهایی که وسط هواپیماهای این جنایتکاران آمریکایی زایمان کردند! مردم افغانستان جنایات رژیم بایدن را فراموش نمیکنند. و طبیعتاً همه آمریکاییها را که طی ۳۰ سال ۴۰ سال یکی از عوامل مهم جنگ در افغانستان بوده، از زمان حکومت داوود تا حزب دموکراتیک تا بعدش، پیوسته و پیوسته جنگافروزی کردند که نتیجهاش شده یک جامعه ویران و آدمهای بیکار و فقر فزاینده و فقر فرهنگی. ۸۰ درصد بیکار و عدم اشتغال؛ طالبان عقبمانده را به این مردم مسلط کردند و حالا داعش را دوباره دارند تربیت میکنند که اگر بتوانند طالبان از آن استفاده کنند. گام به گام خیانت کردند.»
او درباره برخی ناهماهنگیها در حوزه رسانهای نیروهای جنبش مقاومت ملی افغانستان نیز به کیهان لندن میگوید: «اول عرض کنم، خیانتی که حکومت تحتالحمایه آمریکاییها، یعنی حکومت غنی، کرد، مردم افغانستان را با یک وضعیت کاملاً غافلگیرانه مواجه کرد و مقاومت هم با یک موج روبرو شد. طبیعتاً هنوز کار همانگونه که میباید به سامان نیست ولی باید تنظیم شود. مسئله فرماندهی جنگ، هدایت نیروهای چریکی، مسئله تبلیغات، خبررسانی، در همه این موارد نارساییهای جدی وجود دارد و کوشش داریم که این نارساییها رفع شود تا به هر حال اخبار از طریق شما، وجدانهای آگاهی مثل شما، و نهادهای منصف بینالمللی و حقوق بشری منتشر شود و جهان بتواند در روشنایی بهتری تصمیم بگیرد. به ویژه افکار عامه جهانی خیلی خیلی برای ما در این مقطع تاریخی مهم است. حتماً این کار را خواهیم کرد.»






