مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم با اشاره به کمبود آب بار دیگر بر انتقال پایتخت تأکبد کرده است. کارشناسان معتقدند انتقال پایتخت عملی نیست و بیش از آنکه راهکار باشد، ابزاری برای فرافکنی از سوء مدیریت و ناکارآمدی جمهوری اسلامی است.

مسعود پزشکیان به تازگی در جمع وزیر و کارکنان وزارت راه و شهرسازی بار دیگر بر انتقال پایتخت تأکید کرد و گفت «از همان ماههای ابتدایی که دولت مستقر شد، توسعه دریامحور را دنبال کردیم و حتی جناب آقای عبدالعلیزاده را به عنوان مسئول این کار در نظر گرفتیم، به این دلیل که میدانیم ادامه وضعیت موجود در تهران و شهرهای بزرگ، امکانپذیر نیست.»
رئیس دولت چهاردهم افزود «هماکنون شهرهای بزرگ ما مثل تهران، اصفهان و شیراز با بحران آب و فرونشست زمین مواجهند و توسعه این شهرها به بنبست رسیده و لازم است که جنوب کشور و سواحل را توسعه دهیم؛ از همین رو از وقتی آمدم بر انتقال پایتخت به جنوب تأکید داشتم.»
مسعود پزشکیان در پاسخ به سوال یکی از حاضران مبنی بر اینکه سواحل جنوب ممکن است، امنیت شهرهایی مثل تهران را نداشته باشند، گفته بود «تعریف و تامین امنیت در دنیای امروز با گذشته فرق دارد که مصداق آن را در همین جنگ اخیر دیدیم. دنیای امروز دیگر دنیای لشکرکشی نیست و دیگر قواعد شهرها تغییر کرده است، ضمن اینکه تأکید دارم که ما انتخابی نداریم جز اینکه توسعه را به جنوب و سواحل منتقل کنیم. کارشناسان از دهههای قبل تأکید داشتند که باید سواحل جنوب توسعه یابد، اما این نگاه اجرایی نشده است. اگر منابع لازم را در اختیار داشتیم، همین امروز این اقدام را انجام میدادیم.»
نادر حیدری، کارشناس اقتصادی از جمله کارشناسانی است که طرح انتقال پایتخت را دارای اما و اگرهای فراوان میداند. او در گفتگو با «اقتصاد 24» گفته «اگر به تاریخ جهان نگاه کنیم، کشورهای معدودی دست به تغییر پایتخت خود زدهاند که موارد امنیتی دلیل عمده این تغییر بود. تغییر پایتخت برزیل، نیجریه و میانمار از مثالهای بارز این اتفاق هستند. نکته مهم این تغییرات دو مورد است؛ یک آنکه دلیل انتقالات زیست محیطی نبوده و دوم آنکه کشورهای جهان اول و دوم این اتفاقات را رقم نزدهاند و تنها در کشورهای جهان سوم شاهد آن بودهایم؛ بنابراین حتی نمیتوانیم با جرئت بگوییم نمونه موفقی در جهان وجود دارد که این کار را کرده و توانسته منابع انرژی خود را با این شیوه مدیریت کند.»
این کارشناس اقتصادی افزوده «انجام هرگونه تصمیم غیرکارشناسی شده، کشور را در باتلاق فعلی بیشتر فرو خواهد برد. برای همین پیش از صرف انرژی و هزینههای زیاد بابت اجرای راهکارهایی مثل تغییر پایتخت، باید تمامی جوانب را بسنجیم.»
این سومین بار است که طی یک سال گذشته مسعود پزشکیان بطور رسمی موضوع انتقال پایتخت را مطرح میکند.
پزشکیان تنها چند هفته بعد از معرفی به عنوان رئیس دولت چهاردهم جمهوری اسلامی موضوع «انتقال پایتخت» را مطرح کرد و در توجیهات لزوم اجرای این طرح گفت: «اینکه بخواهیم همچنان منابع اولیه را از جنوب کشور و دریا به مرکز بیاوریم و تبدیل به محصول کنیم و دوباره برای صادرات به جنوب بفرستیم، به شدت توان رقابت ما را مستهلک کرده و کاهش میدهد.»
مقامات دولت دیماه گذشته بطور جدی موضوع انتقال پایتخت را به عنوان یکی از طرحهای در دست بررسی دولت مطرح کردند. چند روز پس از آنکه در ابتدای زمستان گذشته مسعود پزشکیان بر انتقال پایتخت تأکید کرده بود، محمدرضا عارف معاون اول او در سخنانی گفت: «منطقه مکران به دلیل برخورداری از منابع طبیعی کافی و عدم محدودیتهای اساسی، یکی از گزینههای مناسب برای انتقال پایتخت به شمار میآید.»
یک روز بعد هم فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت درباره طرح دولت پزشکیان برای انتقال پایتخت گفت «پایتخت جدید کشور بطور قطع در منطقه مکران و جنوب کشور قرار خواهد گرفت» و «این موضوع در حال بررسی و کار است.»
سخنگوی دولت افزود «دو شورا تشکیل شده است؛ یکی برای بررسی مشکلات پایتخت و دیگری برای تمرکز بر اقتصاد دریامحور.»
انتقال پایتخت نیازمند سرمایهگذاری کلان در زیرساختها، ساخت ادارات، مسکن، راهها، سیستم حملونقل، فرودگاه و… است. طبق برآورد و محاسبات اولیه این پروژه دهها هزار میلیارد تومان هزینه دارد، که در شرایط تحریم، بحران اقتصادی، و کسری بودجه شدید دولت امکانپذیر نخواهد بود.
به نظر میرسد مسعود پزشکیان برای فرار از توضیح درباره ریشهها بروز بحران کمبود آب و انرژی و دیگر مشکلاتی که در ساختار شهری تهران پدید آمده و به علت اینکه پاسخی برای بیعملی و ناکارآمدی دولت در حل مشکلات ندارد، انتقال پایتخت را نه به عنوان یک راهکار بلکه به عنوان یک ابزار برای فرافکنی مطرح میکند. او توضیح نمیدهد وقتی نظام از پس مشکلات پایتخت کنونی بر نمیآید، چطور میخواهد پروژه عظیم و پرخرج انتقال آن را انجام دهد! بعلاوه، آیا مشکل شهر چند میلیونی تهران با پایتخت نبودن حل میشود؟!
از سوی دیگر طرح انتقال پایتخت پیشتر در دولتهای پیشین هم مطرح و بینتیجه رها شد. از دولت میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی تا دولت حسن روحانی موضوع تغییر پایتخت به عنوان گزینهای برای حل مشکلات تهران مطرح بوده اما پس هدر رفت بودجههای هنگفتی برای بررسی این طرح، و پس از امکانسنجی و ارائه نظرات کارشناسان این گزینه به فراموشی سپرده شد.
در دولت محمد خاتمی و در سال ۱۳۷۹ پژوهشی با عنوان «امکانسنجی انتقال مرکز سیاسی از تهران» آغاز شد اما بیسرانجام رها شد. در دولت محمود احمدینژاد هم در سال ۱۳۸۶ موضوع تغییر پایتخت از سوی وزارت کار مطرح و وزارت کشور نیز واکنش مثبت نشان داد اما موضوع در حد همین واکنشها باقی ماند.
دو سال بعد هنگامی که زلزله مختصری در جنوب تهران آمد، مجمع تشخیص مصلحت نظام در آبانماه ۱۳۸۸ موضوع تغییر مکان قوای سهگانه و مراکز دولتی تهران را مطرح و اعلام کرد مرکز سیاسی کشور باید برای بهبود استقرار جمعیت تا پایان سند چشمانداز ۱۴۰۴، به مکانی مناسب منتقل شود.
در پی نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگان نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۱ طرح جابجایی پایتخت از تهران را به کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور مجلس شورای اسلامی بردند. این طرح در حالی در کمیسیون مطرح شد که مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اعلام کرده بود که جابجایی کشور به «صلاح» نیست. با اینهمه طرح تغییر پایتخت به مصوبهای منتهی شد که بر اساس آن دولت باید کمیسیونی از سازمانها و نهادهای مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، عمرانی، اجتماعی و امنیتی تحقیقاتی را برای «امکانسنجی تغییر پایتخت» تشکیل میداد.
پس از ماهها در امرداد سال ۹۴ نتیجه تحقیقات این کمیسیون در گزارشی ۲۴۰ صفحهای از سوی وزیر راه و شهرسازی دولت حسن روحانی به مجلس ارائه شد که نشان میداد همه اعضای آن تغییر پایتخت سیاسی کشور را غیرعملی خوانده و با آن مخالفت کردهاند.
در دولت حسن روحانی نیز شورایی با عنوان «شورای انتقال پایتخت» تشکیل شد که در جلسات آن عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی وقت هم حضور داشت.





