پرونده قتل داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدیفر، با بخشیده شدن محکوم به قصاص توسط اولیای دم بسته شد. به گفته یکی از وکلای شاکیان، این پرونده همچنان دارای «ابهامات و تناقضات متعدد» است.

نوبان فشندی وکیل مادر وحیده محمدیفر از مختومه شدن پرونده قتل داریوش مهرجویی کارگردان سرشناس ایرانی و همسرش وحیدهمحمدیفر خبر داده و گفته «رسیدگی قضایی به پرونده پایان یافته و اولیای دم خواستار مجازات جایگزین برای محکوم به قصاص شدهاند.»
این وکیل دادگستری تأکید کرده «گذشت از قصاص به معنای چشمپوشی از مجازات نیست؛ خواهان اجرای اشد مجازات جایگزین هستیم. آنچه به عنوان تاریکترین و پرابهامترین بخش این پرونده باقی مانده، غفلت از پیجویی ریشهها؛ انگیزهها و علتهای ناپایدار ارتکاب جرم است؛ امری که اگر در مسیر تحقیقات بطور دقیقتر پی گرفته میشد، شاید مسیر عدالت به افقی روشنتر میانجامید.»
نوبان فشندی افزوده «مجازات مباشر، بیشناخت مسبب، نه تنها ناقص، بلکه گاه گمراهکننده است. همچنین انگیزههای منتسب شده به محکومان بههیچوجه تناسبی با شدت و عمق این جنایت هولناک ندارد. این عدم تناسب، هر ذهن جستوجوگری را به این سمت سوق میدهد که آیا در پس این جنایت ارادههایی فراتر از عاملان مستقیم وجود داشته است؟»
وکیل مادر وحیده محمدیفر به «ابهامات و تناقضات متعدد» در این پرونده اشاره کرده و گفته «با وجود رسیدگیهای صورت گرفته، همچنان تناقضات متعدد در اظهارات محکومان وجود دارد و بسیاری از ابعاد این پرونده از جمله نحوه ورود به خانه؛ چگونگی استفاده از چاقوها و سایر آلات قتاله؛ نحوه مشارکت و معاونت در قتل و آثار به جا مانده از جرم در فضای خانه و بدن مقتولان هنوز مشخص نشده است. از این رو اجرای حکم قصاص، نه تنها منجر به کشف حقیقت نمیشود، بلکه چهبسا زمینهساز خاموش شدن بخشی از حقیقت باشد که هنوز در ابهام باقی مانده است.»
او همچنین افزوده «به هر حال مرحوم مهرجویی لباس بیرون از خانه به تن داشته و آن لباس را بطور معمول در خانه به تن نمیکرده. البته یک احتمال دیگر وجود دارد که تازه از بیرون به خانه بازگشته، اما با توجه به اینکه تلفنهای همراه، ترددی ثبت نکرده و کسی هم این زوج را در بیرون ندیده این احتمال ضعیف است.»
داریوش مهرجویی و همسرش شامگاه ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۲ در ویلای شخصی خود در زیبادشت کرج به قتل رسیدند. چند روز بعد مقامات قضایی استان البرز چهار تبعه افغانستان با نامهای کریم، میر ویس، اسکندر و داوود را عاملان این جنایت معرفی و انگیزه آنها را سرقت اعلام کردند.
با اینهمه از ابتدا وکلای اعضای خانواده مهرجویی از وجود ابهامات زیاد در پرونده و تناقضاتی در اعترافات متهمان پرده برداشته و خواستار ایجاد شفافیت درباره این ابهامات شدند. در آنسو مقامات قضایی مراحل اولیه پرونده را به سرعت پیش بردند و همه اینها احتمال «قتل حکومتی» و قربانی کردن چند نفر به عنوان قاتل را برجسته کرد.
وکلا تأکید داشتند در اعترافات و آنچه در صحنه قتل و شواهد وجود دارد تناقضهایی مشاهده میشود و از همه مهمتر همه شواهر و مندرجات پرونده نیز نشان میدهد که انگیزه متهمان برای قتل کافی نبوده است.
بر اساس رأی صادر شده در دادگاه کریم متهم ردیف اول را به جرم دو فقره قتل به دو بار قصاص، میر ویس متهم ردیف دوم را به اتهام شروع به قتل به ۱۰ سال حبس، برای سرقت مسلحانه به ۲۰ سال حبس، ورود به عنف یک سال و ۶ ماه حبس و اقامت غیرمجاز به ۳ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
دو متهم ردیف سوم این پرونده نیز که زیر سن قانونی بودند به زندان محکوم شدهاند. آنها شناسنامه ندارند و با آزمایشهای پزشکی مشخص شده هنوز به سن قانونی نرسیدهاند.
مانوش منوچهری یکی دیگر از وکلای اولیای دم پرونده قتل داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر نیز پیش از این با بیان اینکه چهار متهم پرونده، انگیزه کافی برای قتل آنها نداشتند، تاکید کرده بود که «حتما پای یک آمر دیگری» در میان است و آنها تنها اجرا کننده اوامر او بودهاند.
اکبر محمدیفر برادر وحیده محمدیفر نیز پیشتر به «رادیو فردا» گفته بود که قتل این دو هنرمند یک «اقدام ارعابی سازمانیافته و پیچیده» بود و به باور او، متهمان «تحت آمریتِ فرد یا افرادی دیگر» مرتکب قتل شدند.
امیر موسیخانی وکیل متهم ردیف اول این پرونده نیز در گفتگو با روزنامه «اعتماد» ضمن تأکید به اینکه متهمان نمیتوانستند «انگیزه کافی» برای قتل را داشته باشند، گفته بود «ایرادات مطروحه به نظرم منطقی است هرچند پذیرش یا عدم پذیرش بر عهده مقام قضایی است. مهمترین مسالهای که من به آن اشاره کردم بحث مترجم بود و دیگری ارائه صوت بازجوییهای انجامشده و اعترافات کریم در مرحله بازجویی که هیچیک مورد توجه قرار نگرفت. هر چهار متهم مساله مترجم داشتند، هرچند آنها توانایی صحبت به زبان فارسی را داشتند ولی زبان مادری متهمان کاملاً غیرقابل فهم برای فارسیزبانان است. حتی یکی از متهمان نیز در پرونده اعلام کرده که کریم به زبان محلی در آگاهی با آنان صحبت کرده است، یعنی زبان محلی آنان با زبان فارسی تفاوت داشته است. معنای بعضی کلمات افغانی و محلی در این پرونده با معنای کلمات فارسی ایرانی تفاوت داشت. هر چهار متهم به لحاظ گفتاری و شنیداری فارسی را خوب بلد نبودند و این نقص در فهم معنای کلمات و معنای جملات به خوبی در جلسات مشهود بود. به نظرم قانوناً باید مترجم در کنار آنها میبود.»
این وکیل دادگستری خبر داده بود که «پرونده قتل آقای مهرجویی و همسرش یک پرونده بسیار پیچیده است که شاید هیچوقت ابهامات در آن حل نشود. هیچ انگیزه قویای در این قتلها وجود ندارد. پاسخ این سوال کماکان لاینحل باقی است که چرا باید چهار متهم با یک نقشه واحد، در یک مکان واحد و با یک قصد وانگیزه واحد، عملیاتی را شروع کنند ولی با یک بهانه و مشکل از اقدام منصرف شوند ولی یک هفته بعد همان تیم در همان مکان با همان اشخاص اقدام به عملی کردن نقشه و قتل مرحوم مهرجویی و همسرش کنند؟ اگر قصد و انگیزه قتل بوده است، تفاوت این دو تاریخ چگونه توجیه میشود؟ کریم، موکلم من به شدت فرد معتقدی است، حتی شهود که از اهالی همان شهرک هستند گفتهاند که به شدت به کریم اعتماد داشتند. کلید ۱۰ ویلا در دست کریم بوده که ویلای آقای مهرجویی به لحاظ مادی در برابر آن ویلاها چیزی نبوده است.»
امیر موسیخانی همچنین پرسشهایی درباره این پرونده مطرح کرده بود «چطور میشود برای دزدی به محل جرم وارد شد ولیکن گوشی آیفون و تبلت دست نخورده باقی بماند؟ در یک شهرک اقدام به قتل کنی ولی در همان محل به کار ادامه بدهی؟ مشکل میرویس با مرحوم مهرجویی برای سه سال قبل از قتل است، چرا باید سه سال کینه را نگه دارد و بعد اقدام کند؟ از کجا میدانسته دوربینها خراب است و هنوز تعمیر نشده است؟ تفاوت ساعت خروج کریم از ویلای محل کار و ورود به ویلای مرحوم چگونه توجیه میشود؟»





