مدیرعامل پیشین سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران در سخنانی انتقادی نسبت به قطع برق صنایع گفته: «این نوع مدیریت کردن در حوزه برق و آب نیاز به آمریکا و دشمن ندارد یعنی به نوعی عمل میکنند که اقتصاد و صنعت کشور را دارند فلج میکنند.» او افزوده: «حتی عدالت در توزیع برق هم وجود ندارد و بیشتر کار پوپولیستی میکنند.»

قطع برق در صنایع ایران به سه تا چهار روز در هفته افزایش یافته و به بحرانی فراگیر در صنایع سراسر کشور تبدیل شده است.
خاموش شدن خطوط تولید، کاهش تولید، افزایش هزینههای عملیاتی، آسیب به تجهیزات صنعتی، اخراج نیروی انسانی و در نهایت کاهش عرضه کالا در بازار از جمله عوارض جیرهبندی برق در واحدهای تولیدی و صنعتی است.
علیرضا کلاهی صمدی رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران اعلام کرده که «تقریبا تمامی شرکتها علاوه بر خاموشی ۳ روز در هفته، ملزم شدهاند که سقف مصرف برق خود را به نصف دیماند و در برخی روزها تا ۹۰ درصد دیماند کاهش دهند.»
وی هشدار داده: «در شرایط کنونی وضعیت صنایع اصلا خوب نیست و تبدیل به فاجعه شده» و «با کاهش برق صنایع، موج بزرگ بیکاری در کشور آغاز شده است.»
رئیس کیمسیون صنعت اتاق بازرگانی با بیان اینکه «تمام هشدارهایی که در مورد تامین برق در سندیکای صنعت برق در سالهای گذشته میدادیم و متهم به سیاهنمایی میشدیم، در حال حاضر به واقعیت پیوسته» گفته «سارتی که امروز به دلیل بحران ناترازی انرژی و قطعی برق تنها از نظر مالی و نه اجتماعی پرداخت میکنیم بسیار بیشتر از اعدادی است که باید سرمایهگذاری میکردیم تا به این وضعیت نرسیم.»
او تأکید کرده که «اگر بحران تامین برق صنایع را در کنار بحران نقدینگی و نبود مشتری و بازار و شرایط بلاتکلیفی کشور بگذارید، متوجه خطر جدی برای صنایع خواهید شد و این خطر منجر به نابودی تولید و موج بزرگ بیکاری در کشور میشود.»
امیررضا واعظ آشتیانی مدیرعامل پیشین سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران نیز در گفتگو با وبسایت «اقتصاد 24» گفته «این نوع مدیریت کردن در حوزه برق و آب نیاز به آمریکا و دشمن ندارد یعنی به نوعی عمل میکنند که اقتصاد و صنعت کشور را دارند فلج میکنند. حتی عدالت در توزیع برق هم وجود ندارد و بیشتر کارپوپولیستی میکنند. دولت میخواهد برق کلان شهرها را حفظ کند ولی برق صنعت را قطع میکند.»
مدیرعامل پیشین سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران افزوده «هنوز به عدالت توزیع نرسیدند و این نشان میدهد که یک سوء مدیریت و ناکارآمدی وجود دارد که ربطی به بازیهای سیاسی ندارد. این تصمیمات نشان میدهد که یک ناکارآمدی مطلق شکل گرفته است که به بهانههای مختلفی از جمله فراهم نبودن زیرساختها متوصل میشوند.»
امیرضا واعظ آشتیانی افزوده «مسئولان با اقدامات پوپولیستی میخواهند مردم کلان شهرهایی مانند تهران را با قطع ۲ ساعته آب و برق راضی نگه دارند. حتی در شهرهای کوچک هم شاهد این هستیم که در روز دو بار برق خانهشان میرود و برای آن بهانهتراشی میکنند؛ یک روز گردن ترامپ میاندازند و روز دیگر میگویند قطعه به سرقت رفته است! نوع قطع و وصل برق حتی باعث شده است به لوازم برقی مردم در شهرها آسیب وارد شود. یعنی ما هم صنعت را داریم فلج میکنیم، هم مردم را ناراضی کردهایم و هم به اقتصاد کشور ضرر میزنیم. همه اینها دست به دست هم داده و دارد تبدیل به یک بحران میشود.»
محمود نجفی عرب رئیس اتاق بازرگانی تهران نیز ماه گذشته با اشاره به قطع سه روز در هفته برق صنایع گفته بود «قطعی برق سه روز در هفته و کمبود آب، بهرهوری صنایع را کاهش داده است. متأسفانه ما با ۳۰ هزار مگاوات کسری برق مواجه هستیم و اگر برنامه جدی برای تأمین آن نداشته باشیم، مشکلات امسال تشدید خواهد شد. کمبود آب در سدها نیز باعث شده تا ۱۱ هزار مگاوات برقآبی کمتری تولید شود.»
رئیس اتاق بازرگانی تهران ریشه این ناترازی را دخالت دولت در اقتصاد و قیمتگذاری دستوری دانسته و گفته بود که «اگر دولت در نظام قیمتگذاری دستوری مداخله نمیکرد، امروز وضعیت بهتری داشتیم. بخش خصوصی وقتی اقتصادی نباشد، وارد سرمایهگذاری نمیشود. دولت باید یک مرور کلی بر چرایی ناترازی انرژی داشته باشد و فرمان خود را برای آینده به سمت درستی بپیچاند.»
محمود نجفی عرب افزوده بود که «برای حل این بحرانها، نیاز است که دولت در سیاستهای خود بازنگری کند، از مداخلات دستوری پرهیز کرده و نظام قیمتگذاری را اصلاح کند تا فضای سرمایهگذاری امنتر و کارآمدتری ایجاد شود.»
روزنامه «جوان» چاپ تهران نیز در مطلبی به قطع مکرر برق صنایع هشدار داده و گفته «اگر دولت نگران تورم انتظاری فزاینده در یکی، دو ماه آینده، ناشی از برخی هشدارهای بیرونی از جمله احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه است که طبعاً آثار روانی آن بیش از ابعاد حقوقی و سیاسی خواهد بود، باید با یک نگاه دقیقتر مانع ایجاد موج خودساخته تورمی در کشور شود.»
روزنامه «جوان» در ادامه نوشته «تمرکز یکطرفه بر قطع برق صنایع اقدامی کاملاً اشتباه و غیراستراتژیک است. این تصمیم که با هدف کاهش نگرانیهای عمومی در قطع برق خانگی اتخاذ میشود، در کوتاهمدت شاید اثرگذار باشد، اما در واقعیت امر فشار بر بخش تولید در نهایت مستقیماً سفره مردم را هدف قرار میدهد. برخلاف تصور رایج، تعطیلی چندروزه واحدهای تولیدی ناشی از قطعی برق تنها یک «توقف فنی» نیست؛ این وقفهها اختلالی عمیق در زنجیره تولید، تأمین و توزیع ایجاد میکنند که در هفتهها و ماههای بعد با افزایش هزینه تمامشده کالاها، کمبود کالا در بازار و جهش تورمی خود را نشان خواهد داد.»





