کمبود شدید انرژی و آب و جیرهبندی آب در بخش کشاورزی زنگ خطر امنیت غذایی در کشور را به صدا درآورده است. این در حالیست که تولید محصولات کشاورزی در سال جدید، از جمله تولید گندم، به علت قطع مکرر برق یک سوم کاهش پیدا کرده است.

بحران کمبود منابع آب در ایران امسال بیش از پیش تشدید شده است. کاهش بارندگیها در کنار مدیریت نادرست منابع آبی و هدر رفت یک سوم آب تصفیهشده در چرخه توزیع سبب کمبود آب در بخش کشاورزی و بخش خانگی شده است.
شرکت مدیریت منابع آب گزارش داده که در مجموع ۵۸ درصد مخازن سدهای کشور خالی است. بر اساس این گزارش در ۲۶ سد بزرگ کشور بیش از ۷۵ درصد ظرفیت مخازن خالی است.
در آنسو کشاورزان ناچار هستند برای تأمین آب مورد نیاز مزارع و باغها از آب چاه استفاده کنند اما جیرهبندی برق در بخش کشاورزی موجب اختلال در تأمین آب شده و سطح تولید محصولات کشاورزی را بطور میانگین یک سوم کاهش داده است.
علیقلی ایمانی مدیرعامل بنیاد ملی گندمکاران با اشاره به قطع حدود ۱۰ ساعته برق در برخی استانها گفته «در برخی مناطق ۵ ساعت برق چاههای کشاورزی و ۲ تا ۲ ساعته برق شبکه قطع میشود و یک ساعت بازگشت دوباره برق به چرخه زمان میبرد که این امر یک سوم تولید را تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت درآمد کشاورز را تحت تأثیر قرار میدهد.»
وحید اردکانیان دبیر خانه کشاورز استان خراسان «رضوی» نیز گزارش داده که «با افزایش گرما و تبخیر آب، به همراه قطعی روزانه ۵ تا ۶ ساعته برق، کشاورزان با کاهش ۲۰ درصدی آبیاری و تنش خشکی ۴۰ درصدی روبرو هستند که تولید محصول را به نقطه سربهسر رسانده است.»
دبیر خانه کشاورز استان خراسان «رضوی» افزوده «تولید محصول به قدری کاهش یافته که درآمد حاصل از فروش آن دیگر قادر به پوشش کل هزینههای تولید نیست. برای مثال، اگر نقطه سربهسر چغندرقند ۵۰ تن باشد، در سالهایی که قطعی برق نداشتیم، تولید حدود ۷۰ تن بود که ۲۰ تن آن سود خالص کشاورز بود اما اکنون به حدود ۵۰ تن رسیده است.»
دبیر خانه کشاورز استان خراسان «رضوی» به افزایش هزینههای کشاورزان از جمله افزایش هزینه بذر و کود اشاره کرده اما گفته «اولین انتظار ما از دولت و مجلس در حوزه سیاستگذاری کشاورزی، رفع خشکسالی و اصلاح اقدامات وزارت نیرو است. متأسفانه ساخت سدها و سیاستهای وزارت نیرو، منابع آب زیرزمینی را تخلیه کرده و اگر تغذیه منابع زیرزمینی انجام نشود، کشور با آسیب تمدنی، خشکسالی و افزایش مهاجرت مواجه خواهد شد.»
در این میان دولت هم راهکاری در نظر ندارد و صرفا فرافکنی میکند. مسعود پزشکیان، رئیس دولت هشدار داده که «آب نداریم، نه زیر پایمان آب داریم و نه در پشت سدها» اما هیچ راه حلی برای عبور مردم و کشاورزان از این بحران ارائه نداده است.
روزنامه «جهان صنعت» در شماره روز دوشنبه ۲۰ امرداد ۱۴۰۴ با ارائه گزارشی از تولید و تأمین محصولات کشاورزی و بحران کمبود برق و آب، نوشته «ایران با کمبود شدید آب و سیاستگذاری مبهم در قیمتگذاری آن در آستانه بحرانی قرار گرفته که میتواند تعادل تولید محصولات استراتژیک کشاورزی و در نهایت امنیت غذایی کشور را بر هم بزند.»
روزنامه «دنیای اقتصاد» نیز خردادماه امسال در گزارشی با اشاره به اثر کمبود آب بر امنیت غذایی کشور نوشته بود کاهش سطح بارش در دهه اخیر و همچنین کاهش ذخایر آبی در سدها همگی دست به دست یکدیگر دادهاند تا تولید را برای بخش کشاورزی با مشکلاتی همراه کنند.
«دنیای اقتصاد» افزوده بود خشکی ایران در سال ۱۴۰۴ روی ارقام مشخصی از مواد غذایی در چهار بخش «غلات»، «دانههای روغنی»، «صیفیجات» و «محصولات باغی» اثر خواهد گذاشت؛ ضمن اینکه احتمالا تولید گوشت در انواع سفید یعنی ماهی و مرغ و در انواع قرمز را نزولی خواهد کرد. بنابراین خشکسالی نه تنها به کاهش تولید کشاورزی منجر خواهد شد، بلکه در قیمت نهادهای غذایی روزمره مردم نیز نمود پیدا خواهد کرد.
خبرگزاری «کشاورزی ایران» نیز در گزارشی به کاهش سطح زیر کشت برنج در ایران اشاره کرده و نوشته کاهش سطح ۳۰۰ هزار تنی کشت برنج تازهترین حلقهی گمشده امنیت غذایی است.
بر اساس این گزارش در سال زراعی ۱۴۰۴ سطح کشت برنج به دلیل تنشهای آبی در استانهای غیر شمالی کشور ممنوع اعلام شد و همانطور که حدس زده شد، عرضه پایین آمد و قیمت سر فلک کشید. البته دلایل این افزایش قیمت و عرضه کم دلیل تنها به تنشهای آبی کشور نبود و مانند همیشه دستهای پشت پرده با ایجاد اختلال در بازار و انحصارگریها از غافله عقب نکشیدند.
خبرگزاری «کشاورزی ایران» تأکید کرده نگاه کردن به افول سطح کشت تنها به مثابه کاهش کمی محصولات کشاورزی و بالا رفتن قیمت آنها نیز سادهانگارانه است. چراکه وقتی که زمینهای کمتری برای تولیدات گیاهی مانند غلات وجود داشته باشد، کشور ناگریز است به واردات تکیه کند و همین موضوع امنیت غذایی را در پیچ و تاب رویارویی با گیر و دارهای وارداتی میکند.
بر اساس این گزارش پایین آمدن سطح زیر کشت، همانند باروتی در انبار کاه میتواند نطقهی آغازی برای از میان رفتن تنوع غذایی، کاهش اشتغال در بخش کشاورزی و در پی آن مهاجرت روستاییان به شهر و حاشیه شهرها و فشار مضاعف به زیرساخت شهرها باشد.
همچنین تأکید شده که دیگر نمیتوان امنیت غذایی را صرفاً با عدد و رقم موجودی انبارها سنجید. امنیت غذایی یعنی توان تولید داخلی، یعنی حفظ زمینهای زراعی، یعنی بقای کشاورز.
خبرگزاری «کشاورزی ایران» افزوده «برای ایران، بازگرداندن زمینهای از دسترفته به چرخه تولید، اصلاح الگوی کشت، حمایت از کشاورزان خرد، مدیریت منابع آب و صد البته ایجاد کشاورزی پایدار و همچنین استفاده از فناوریهای نوین کشاورزی ـحرکت ما به سوی تجهیز به فناوریها کند کرده است.»





