افزایش تورم در ایران هزینه زندگی را به شدت افزایش داده است. در شرایطی که دستمزدها همسان با تورم افزایش پیدا نمیکند و قدرت خرید مردم به سرعت در حال سقوط است، فقر گسترش پیدا کرده و سوء تغذیه فراگیر شده است.

تورم نقطه به نقطه در اقتصاد ایران به بیش از ۴۰ درصد و تورم ماهانه که به معنای تغییر قیمتها طی فقط یک ماه است به ۳/۵ درصد افزایش یافته است. این ارقام بطور رسمی اعلام شده در حالیکه بسیاری از اقتصاددانان معتقدند تورم واقعی بیش از ارقام مورد ادعای دولت است.
در آنسو اما دستمزدها در سال جاری حدود ۳۰ درصد افزایش داشته است اما تورم هفته به هفته و ماه به ماه در حال افزایش است و به این ترتیب فاصله میان دستمزدها با هزینه زندگی برای خانوارهای حقوقبگیر مدام در حال افزایش است.
آیت اسدی فعال کارگری در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» و در پاسخ به این پرسش که «در این نیمه نخست سال، با توجه به گرانی اقلام اساسی، چند درصد به هزینههای حداقلی زندگی کارگران افزوده شده است» گفته: «محاسبه دقیق انجام ندادهایم اما به اعتقاد من افزایش هزینهها بیش از ۵۰ درصد بوده است یعنی در این شش ماه، سبد هزینههای خانوار بیشتر از ۵۰ درصد گران شده است.»
این فعال کارگری تأکید کرده که «برخلاف مصوبه هیئت دولت برای تثبیت قیمت کالاهای اساسی، قیمت بسیاری از کالاها افزایش یافت؛ این تورم سنگین نشات گرفته از عدم مدیریت دولت و شرایط حاکم بر تولید و اقتصاد کشور است.»
آیت اسدی تأکید کرده «از یکسو به دلیل قطعی برق و کاهش تولید، حقوق و مزایای مزدی کارگران کاهش یافته و از سوی دیگر، شاهد افزایش هزینههای حداقلی زندگی هستیم؛ در این اوضاع، کارگران در تأمین معیشت با مشکلات عدیدهای مواجه شدهاند.»
افزایش هزینه زندگی برای حقوقبگیران به معنای کوچک شدن سبد خرید است. خانوارهای کم درآمدی که از مدتها پیش اقلامی چون آموزش و فرهنگ و وزرش و حتی درمان را از سبد مصرفی خود حذف کردهاند، باید با کاهش قدرت خرید میزان خوراک مصرفی را هم کاهش دهند؛ موضوعی که سبب گسترش فقر فزاینده و سوء تغذیه شده است.
اگر چه آمارهای رسمی درباره فقر و سوء تغذیه در ایران با ابهامات زیادی روبروست اما گزارشهای میدانی بیانگر فراگیری سوء تغذیه در میان بخش گستردهای از جمعیت کشور است.
روزنامه «شرق» در گزارشی درباره سوء تغذیه ناشی از فقر کودکان دانشآموزان در مدارس عشایری و روستایی نوشته اغلب این کودکان هر روز صبح با شکم خالی مسافت طولانی بین ۲۰ دقیقه تا یک ساعت و نیم را پیادهروی کنند تا به مدرسه برسند و در مدرسه گرسنه بمانند.
روناک رستمی فعال اجتماعی و عضو «مؤسسه خیریه حامیان» به «شرق» گفته: «بخش زیادی از کودکان در استانهای سیستانوبلوچستان و خوزستان به دلیل سوء تغذیه با دلدرد، معدهدرد و ضعف عمومی مواجهاند؛ مشکلاتی که مانع استفاده مؤثر از زمان کلاس میشود. در بسیاری از روستاها هیچ بقالی یا نانوایی وجود ندارد و معلمان برای تهیه مواد غذایی ناچارند تا شهر بروند.»
فعال اجتماعی دیگری که در استان ایلام فعالیت دارد به این روزنامه گفته: «در بسیاری از خانوادهها اساسا چیزی تحت عنوان وعده صبحانه وجود ندارد. اینجا دیگر کسی به فکر صبحانهخوردن نیست. به فکرش هم باشند، پولی بابتش ندارند و هنوز کودکی که بطور کلی در شبانهروز تغذیه مناسبی هم ندارد، بدون صبحانه راهی مدرسه میشود. جایی که نیاز دارد از ذهن و فکر و بدنش بطور توأمان استفاده کند اما سوختی ندارد که آن را بسوزاند و به همین دلیل خود من بارها شاهد صحنههای دلخراشی از ضعف و بیحالی و حتی غشکردن بچهها سر صف مدرسه بودهام.»
این فعال اجتماعی افزوده «دلیل این وضعیت روشن است، فشار خون بچهها میافتد چون غذایی نخوردهاند. باز هم شاید باورتان نشود که در محدوده بسیاری از این مدارس حتی یک عدد بقالی وجود ندارد که بتوان در آن لحظه خوراکی برای این دانشآموزان تهیه کرد. نتیجه اینکه اغلب معلمان و مدیران مدرسه تصمیم میگیرند که پس از چنین اتفاقی بچهها را به خانه بفرستند.»
حسین راغفر اقتصاددان اصلاحطلب نیز در گفتگو با «دیدهبان ایران» با تأکید بر اینکه «افزایش قیمت اقلام مصرفی موجب افزایش نارضایتی بین مردم شده» گفته: «بی عملی دولت در حوزه اقتصاد به ویژه پس از پدیدار شدن آثار جنگ و ناترازی انرژی احساس رها شدگی را به مردم القا کرده است.»
حسین راغفر تأکید کرده «سیاستهای امروز، ادامه همان اقتصاد رها و بیمسئولیت است دولت از هرگونه اقدام مداخلهای برای حل مشکلات مردم دست شسته طبیعی است در چنین شرایطی باید منتظر پیامدهای بیتوجهی دولت به مردم باشیم و این پیامدها بهزودی به شکلهای مختلف نارضایتی بروز پیدا خواهد کرد.»
عبدالوهاب شهلیبر پژوهشگر مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی نیز با اشاره به بحرانهای اقتصادی مستأجران گفته: «سیاستهای توسعه مسکن رسمی و اعطای امتیازات به مالکان، باعث شده است که فقر مسکن در کشور به شدت افزایش یابد و بخش قابل توجهی از مستأجران برای پرداخت اجارهبها از هزینههای ضروری زندگی صرفنظر کنند.»
این پژوهشگر با اشاره به وضعیت مستأجران گفت که اگر زمانی ۱۷ درصد مستأجران با فقر مسکن مواجه بودند، اکنون این رقم به ۴۰ درصد رسیده است.
به گفته او، سیاستهای اعطای یارانههای پنهان به مالکان و جداسازی خانوارهای کمدرآمد باعث شده است که مسکن اجتماعی درون شهر تولید نشود و شهرهای ایرانی به سمت سوداگرایانه شدن و جداسازی اجتماعی حرکت کنند.





