درآمدهای نامتناسب در بازار کار ایران مدتهاست مورد بحث و انتقاد قرار دارد. در حالی که آموزگاران بطور متوسط ۱۷ میلیون و پزشکان حدود ۶۰ میلیون تومان درآمد دارند، یک گاریچی در بازار تهران ۱۲۰ میلیون تومان و یک دستفروش بیش از ۱۰۰ میلیون درآمد دارد.

وبسایت «رویداد۲۴» در گزارشی میدانی درباره درآمد بالای گاریچیها در بازار تهران نوشته در دل بازار تهران، گاریهای فلزی که کارگران با آنها بار جابجا میکنند، تصویری از یک تناقض بزرگ اقتصادی و اجتماعی ارائه میدهند.
مسعود یکی از گاریچیهای باسابقه بازار تهران به «رویداد۲۴» گفته درآمدش به اندازه یک پزشک شده و قصد دارد چند سال دیگر برای خود مغازهای در بازار تهیه کند.
او توضیح میدهد که روزانه از هفت تا هشت مسیر جابجایی بار انجام میدهد و برای هر مسیر حدود ۵۰۰ هزار تومان دریافت میکند؛ یعنی درآمد ماهانهای بین ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان، رقمی که تقریباً دو برابر حقوق یک پزشک عمومی در ایران است.
در این گزارش به «سختی» کار گاریچیها اشاره شده و آمده « فشار جسمانی، حمل بارهای سنگین و کار در مسیرهای باریک و شلوغ، باعث میشود این شغل برای اکثر افراد غیرقابل تحمل باشد. تنها کسانی که صبر، تحمل و تجربه کافی دارند، قادر به ادامه چنین کاری هستند.»
این در حالیست که کارگران معدنکار در ایران بر پایه رقم «حداقل دستمزد» حقوق دریافت کرده و اکثر آنها در صورت دریافت همه مزایای شغلی در نهایت ماهانه ۱۷ میلیون تومان درآمد دارند!
از سوی دیگر بسیاری از شهروندانی که سالها تحصیل دانشگاهی داشته یا مانند کارگران صنعت نفت نیروهای «حرفهای» به شمار میروند نیز درآمدهایی به مراتب کمتر از گاریچیها و بر اساس رقم «حداقل دستمزد» دریافت میکنند.
حمید حاج اسماعیلی کارشناس بازار کار و فعال کارگری گفته «خط فقر در ایران بالای ۵۵ میلیون تومان است، در حالی که متوسط درآمد کارگران و کارمندان با مزایا حدود ۱۷ میلیون تومان برآورد میشود.»
او افزود که ۶۵ درصد مردم زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارند و این فاصله موجب گسترش کار دوم، فرسودگی و آسیبهای اجتماعی شده است.
محمدرضا نیکنژاد عضو کانون صنفی معلمان کشور اعلام کرده طبق آمار دیوان عدالت اداری بیشترین حقوق کشور با ۴۵ میلیون تومان متعلق به وزارت نفت و کمترین میزان، ۱۵ میلیون تومان متعلق به معلمان است.
این فعال صنفی با اشاره به اختلاف دستمزد آموزگاران در ایران و دیگر کشورها گفته «معلمان ایرانی سالی دو هزار دلار حقوق میگیرند و معلمان آلمانی سالی ۹۲ هزار دلار و معلمان آمریکایی سالی ۷۰ هزار دلار حقوق میگیرند.»
در میان پزشکان نیز درآمدها قابل توجه است. بر اساس آمارهای ارائه شده پزشکان عمومی در دوره دستیاری (انترنی) ماهانه ۱۵ میلیون تومان درآمد دارند. دانشآموختگان تخصص پزشکی در رشتههای مختلف در دوره دستیاری (رزیدنتی) نیز درآمدهای ناچیزی دارند. برای نمونه متخصصان بیهوشی در دوره دستیاری حدود ۲۰ تا ۲۳ میلیون تومان حقوق ماهانه دریافت میکنند.
پزشکان عمومی و متخصص در دوره طرح هم درآمدهایی حدود ۵۰ میلیون تومان در ماه دارند و البته اکثر آنها به بیمارستانها و درمانگاههایی در نقاط دورافتاده اعزام میشوند و شرایط کاری بسیار دشواری از جمله شیفتهای طولانی را میگذارند. درآمد ناچیز و شرایط سخت شغلی در میان این قشر «پدیده خودکشی در میان پزشکان جوان را ایجاد کرده است.
در ساختار اقتصادی ناکارآمد و آشفتهای که جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته ایجاد کرده، درآمدها نیز بر اساس شایستگی و تحصیلات نیست و معیار داشتن تخصص و تحصیلات برای داشتن درآمد بیشتر در این ساختار محو شده است.
جدا از گاریچیهایی که درآمد آنها دو برابر درآمد یک پزشک متخصص است، مشاغل کاذبی چون دستفروشی نیز درآمدهایی بالاتر از افراد تحصیلکرده و آموزگاران دارند.
گزارشها نشان میدهد دستفروشانی که در قطارهای مترو کالا میفروشند درآمدهایی بین ۵۰۰ هزار تا یک میلیون تومان در روز دارند و اگر تمام روزهای هفته را کار کنند درآمد آنها تا ۳۰ میلیون تومان در ماه میرسد. دستفروشانی که در کنار خیابان بساط میکنند اما ممکن است ماهانه تا ۲۰۰ میلیون تومان درآمد داشته باشند.
میزان درآمد دستفروشان البته بر اساس کالایی که میفروشند و محلی که بساط میکنند متفاوت است. از سوی دیگر با خطر ضبط کالا توسط شهرداری و ایجاد پرونده برای پرداخت جریمه نقدی هم روبرو هستند.
خبرگزاری «میزان» وابسته به قوه قضاییه گزارش داده در حالی که طبق قوانین دستفروشی در معابر و پیادهروهای شهر تهران ممنوع اعلام شده، اما نه تنها این پدیده بطور گسترده وجود دارد بلکه با شکلگیری بازاری برای اجاره بساط در معابر، ابعاد تازهای به خود گرفته است.
بر اساس گزارش خبرگزاری «میزان» نمونههایی از این بازار پنهان نشان میدهد نرخهای اجاره در مواردی به اندازه اجاره یک واحد مسکونی متوسط در تهران است. برای مثال، فضایی به ابعاد ۶ و نیم متر مربع در خیابان مشهدی نازیآباد با مبلغ ۳۰ میلیون تومان ودیعه و ماهانه ۳۵ میلیون تومان اجاره در یکی از سکوهای مجازی آگهی شده است.
همچنین در محدوده عبدلآباد، فضای مقابل یک مغازه با ۱۰۰ میلیون تومان پیش و اجاره ماهانه ۱۸ میلیون تومان آگهی شده است. در آگهی مذکور تاکید شده که کرایه ۶ ماهه باید یکجا پرداخت شود؛ موضوعی که نشاندهنده رسمیت یافتن یک معامله غیرقانونی در سایه ضعف نظارت است.
«میزان» افزوده در میان آگهیها موردی عجیبتر نیز مشاهده میشود که در آن «بساط جلو مغازه سه کاشی» با ودیعه ۲۵۰ میلیون تومان و ماهانه ۱۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان آگهی شده است.
«خبرگزاری» میزان تأکید کرده این نوع تقسیمبندی غیرمتعارف، نشاندهنده گسترش خلاف قانون این بازار زیرزمینی است.
وبسایت «رویداد۲۴» هم نوشته وقتی کار بدنی و طاقتفرسا میتواند درآمدی بیشتر از سالها تحصیل دانشگاهی داشته باشد، ارزش تحصیلات عالی در بازار کار زیر سؤال میرود و انگیزه جوانان برای ادامه تحصیل کاهش پیدا میکند. چنین وضعیتی میتواند تبعات اقتصادی و اجتماعی گستردهای داشته باشد؛ از بیانگیزگی و کاهش شور تحصیل گرفته تا گرایش جوانان به مشاغل کوتاهمدت و غیررسمی، و حتی افزایش نارضایتی اجتماعی و مهاجرت نیروی متخصص.





